فلسطین؛ حماسۀ مانده‌­گار تاریخ!

نویسنده: استاد خلیل احمد جامی

در طی این روزها شاهد تقلا و تلاش بی‌نظیر ملت شجاع و مسلمانی هستیم که برای نجات از چندین دهه ظلم و تجاوز و کشتار و رسیدن به آزادی از دست افعی صهیونیزم به گونه‌ی کم‌نظیر در تاریخ مقاومت این سرزمین به راه افتاده و شدت بیشتر به خود گرفته است.
این مقاومت جانانه که موجب تلفات جانی و مالی سنگین برای مردم فلسطین شده‌است، تا به‌حال باقوت تمام ادامه دارد ولی به‌طور حتم تلفات و ضایعات آن، بیشتر از آن‌چه تا کنون دیده‌ایم خواهد بود و فعلاً، از میان دود و آتش این جنگ و با توجه به وضعیتی که غزه از نظر محاصره‌ی شش‌جهته‌اش دارد، دقیقاً نمی‌توان گفت که سرنوشت آن به کجا منتهی خواهد شد ولی از دست‌پاچگی و وارخطایی دشمن و اعمال جنون‌آمیزش، می‌توان دریافت که در نهایت درماندگی و ضعف قرار گرفته و امیدواریم که این بار نیز به یاری و نصرت حق، مجاهدین فلسطینی، زهر شکست تلخ‌تر و سنگین‌تری را به کام رژیم صهیونیزم و حامیان غربی‌اش سرازیر کنند!

این از یک جانب و از سوی دیگر اما، در دل این بحران تاریک، روشنی‌های بس قابل اعتنا وجود دارد که مردم به دلیل فجایع جان‌گدازی که در سطح فاجعه جریان دارد، از دیدن این شواهد مهم و سرنوشت‌ساز در عمق ماجرا، بی‌خبر مانده‌اند.

به‌خاطر اهمیت این نکات، می‌خواهم به دو بعد نظامی و سیاسی ـ فکری آن اشارتی مختصر داشته باشم.

درخشش مقاومت: در این جنگ، اولین نکته‌ای که توجه ما را به خود جلب می‌کند، روند رو به افزایش و در حال اوج‌گیری فرایند مقاومت ملی-اسلامی ملت فلسطین، در برابر افعی صهیونیزم است که به کمک مستقیم پایگاه صلیبی غربی به‌خصوص آمریکا و خیلی از کشورهای اروپایی به قصد بلعیدن این سرزمین، بیش از شصت سال است که مصروف فسادگستری و کشتار و جنایت در منطقه می‌باشد.

در طی این مدت بر اساس واقعیت‌های موجود با جرأت می‌توان گفت که پایگاه صهیونی ـ صلیبی، هر چه در توان داشته است، به لحاظ نظامی، اقتصادی، تکنولوژیکی، سیاسی، استخباراتی و از همه مهم‌تر تبلیغاتی و رسانه‌ای، همه را به کار گرفته تا بتواند، کشور فلسطین را تبدیل به کشور دیگری به نام اسرائیل نماید، اما با گذشت هر روز و با وجود فشارهای فزاینده‌ی شدید و محاصره و کوچاندن اجباری مردم از خانه و کاشانه‌شان و کشتن و بستن و مصادره‌ی زمین و دارایی‌های این ملت نجیب، هرگز نتوانسته که عزم آنان را برای دفاع از کشورشان سست کند و برای آن نامِ برساخته، مشروعیت واقعی چه در سطح فلسطین و یا سطح جهانی کسب نماید!

نگاهی به سیر مبارزاتی ملت فلسطین به ما نشان می‌دهد که طول این ایام نَحس و پُرنکبت، با این همه فشار جان‌کاه، در عوض سست‌کردن همت دفاعی این ملت پُرمایه، موجب قوی‌تر شدن عزایم آن برای دفاع و آزادی کشور از چنگال متجاوزان شده‌است.
به‌گونه‌ای که در جنگ اخیر شاهد بودیم که مجاهدین فلسطینی، با چه شهامت و قدرتی با سلاح‌های بسیار ابتدایی وارد یک جنگ تمام‌عیار هجومی شده و سامانه‌ی جنگی مدرن دشمن را در کم‌ترین زمان ممکن از کار انداختند و بزرگ‌ترین پایگاه تهاجمی‌اش را به تصرف درآوردند و چنان تلفات انسانی‌ای را در یک جبهه به دشمن تحمیل کردند که در تاریخ مبارزه‌ی این سرزمین بی‌نظیر بوده‌است!

این نکته نشان‌دهنده آن است که دست فلسطینی‌ها در مبارزه برحق‌شان بالاتر از دست دشمنان قرار گرفته و معادلات نظامی در این منطقه به نفع ملت فلسطین در حال تغییر است. ان‌شاءالله پس از شکست دشمن در جبهه غزه، تأثیرات مثبت بیشتری را در جنگ‌ها و فتوحات آینده آنان شاهد خواهیم بود.

توجه جهانی به قضیه فلسطین: تأثیرات سیاسی و فکری این جنگ، به‌ویژه در این مقطع، بر جهان و به‌خصوص افکار انسانی بسیار عمیق است.

موضوع مهم فلسطین شاید در افکار عمومی جهان، به‌خصوص در دنیای اسلام، کم‌رنگ شده بود و جهانیان با غفلت از کنار آن می‌گذشتند و توجه چندانی به آن مبذول نمی‌داشتند؛ اما این جنگ باعث شد که داعیه برحق فلسطینی‌ها برای دفاع از سرزمین‌شان و دفع تجاوز صهیونی-صلیبی بار دیگر در اذهان جهانیان زنده شود. علاوه بر این، جهان اسلام به فکر درمان دردهای مشترکی بیفتد که از شمال تا جنوب و از شرق تا غربش را سال‌هاست می‌آزارد.

همچنین این جنگ مهم از یک سو دشمنان ملت فلسطین را وادار کرد بیشتر به شومی و کج‌روی‌های شیطانی و بی‌حاصل خود توجه کنند و متوجه بی‌اثر ماندن اقدامات خصمانه‌شان علیه این ملت نجیب و به پا خاسته شوند، و از سوی دیگر احساسات و عواطف مردمی در سراسر جهان را به طرفداری از ملت فلسطین و محکومیت بانیان این جنایات ظالمانه برانگیخت و روزبه‌روز امواج قوی‌تری از بیداری و قیام در برابر ظالمان و حمایت از مظلومان در اذهان ملل زنده می‌کند.

یقیناً این غلیان عواطف مردمی، چه در داخل سامانه صهیونیستی در مناطق اشغال شده فلسطین و چه در سطح جهانی، می‌تواند تأثیرات سیاسی بزرگی در آینده به نفع ملت فلسطین به دنبال داشته باشد. به احتمال زیاد، باندهای تبهکار و تندروی صهیونیست‌ها و صلیبی‌ها در میدان رقابت‌های سیاسی بازنده قطعی خواهند بود. این وضعیت می‌تواند در میان‌مدت به تضعیف روند اشغالگری در فلسطین منجر شده و ان‌شاءالله داعیه فلسطین را در دنیا بیش از گذشته مطرح ساخته و نهایتاً زمینه آزادی این سرزمین از چنگال متجاوزان را فراهم آورد.

تبعیض و دوگانگی جهانی: در پیوند با همین موضوع، نکته مهم دیگر آن است که این جنگ پرده از چهره وحشیانه همه دشمنان انسانیت برداشت؛ همان‌ها که با شعارهای دفاع از حقوق بشر و آزادی، خود را مدافع این ارزش‌ها نشان می‌دادند، اما امروز ملت‌ها فهمیدند که اینان موجوداتی پست و سیاه‌دل‌اند که برای رسیدن به مقاصد ناپاک‌شان حاضرند همه این ارزش‌ها را لگدمال کرده و جنایاتی مرتکب شوند که حتی در ذهن پست‌ترین دشمنان انسانیت هم خطور نمی‌کند!

سخن ما درباره باند بدنام صهیونیست‌ها نیست که همگان آن را نماد شرارت، ظلم، خون‌خواری، تجاوز و ترور می‌شناسند، بلکه حرف از اربابان آن‌هاست؛ همان صلیبی‌هایی که خود را در زیر چتر دموکراسی و حقوق بشر مخفی کرده و زمام حاکمیت مردمان بیچاره را در شرق و غرب جهان در دست گرفته‌اند. هرچند جنایات اینان در طول تاریخ بر همه آشکار است، اما جنگ اخیر در فلسطین ماهیت این ددصفتان را بیش از پیش نمایان کرد و دیدیم که صلیبی‌های آمریکایی چگونه از زیر جامه خود بیرون آمدند، دست‌پاچه، دست به لشکرکشی علیه مردم فلسطین زدند و با حمایت همه‌جانبه مستقیم از صهیونیسم وارد جنگ شدند و نقاب از چهره پلشت خود برداشتند. در آن سوی دیگر، سران حاکم اروپایی که حتی اجازه آزادی بیان را از ملت‌های خود سلب کردند، با هشدارهای عجیب و غریب درصدد محافظت از اعتبار نداشتۀ آن غده سرطانی برآمدند.

واضح است که این وضعیت دیگر جایی برای آبروی این دشمنان انسانیت در نظر جامعه بزرگ انسانی باقی نگذاشته است و اکنون به برکت مقاومت برحق فلسطین، اینان تبدیل به بی‌حیثیت‌ترین سیاستمداران و جریان‌های سیاسی شده‌اند که مرگ سیاسی‌شان گزینۀ قطعی آینده‌ای نه چندان دور در کانون‌های انتخاباتی مردم این سرزمین‌ها خواهد بود.

نتیجه‌گیری:

و اما در خصوص این جنگ که نسبت به سایر جنگ‌ها دشوارتر به نظر می‌رسد، سخن ما متوجه تنها جنبش حماس یا جهاد اسلامی و… نیست که در گوشه‌ای از سرزمین فلسطین به نام غزه مشغول مبارزه‌اند، بلکه منظور تمام جریان مقاومت ملی و اسلامی در برابر صهیونیست‌ها در وجب به وجب خاک کشور فلسطین است که حماس و دیگران، و یا غزه و کرانه باختری، تنها نماینده بخشی کوچک از آن هستند.

این سخن بدان معناست که اگر مجاهدین در غزه در این جنگ به پیروزی قطعی برسند، این پیروزی به معنای نزدیک بودن و قریب‌الوقوع سقوط صهیونیسم در فلسطین خواهد بود؛ اما اگر به هر دلیلی در این مقطع مقاومت آنان در غزه متوقف شود، این امر به معنای پایان مقاومت ملت فلسطین در برابر تجاوز نیست و نه تنها از ارزش و اهمیت جهاد طولانی مردم فلسطین نمی‌کاهد، بلکه نقطه عطفی در تاریخ مبارزات این ملت اصیل علیه تجاوز صهیونی-صلیبی به حساب می‌آید که نکات آموزنده فراوانی برای استمرار مقاومت ملی-اسلامی و تحولات کلان مثبت در شیوه مبارزه و جهاد آنان به دنبال خواهد داشت.

این رسمی استوار در تاریخ مبارزات امت‌هاست؛ چنان‌که مثلاً عزالدین قسام حرکت جهادی را در فلسطین پایه‌گذاری کرد و زود به شهادت رسید، اما شهادت او و یارانش موجب پایان جریان جهاد ملت فلسطین نشد، بلکه پایه‌گذاری حماس توسط مردم فلسطین، آن جهاد را به مرحله پر افتخار امروز رساند.
یا نورالدین زنگی در جنگ‌های صلیبی پیشگامی ارزشمند و سترگ بود، اما کسی که بیت‌المقدس را از چنگال صلیبی‌ها آزاد کرد، صلاح‌الدین ایوبی بود که پس از وی کار نیمه‌تمام را به نتیجه رساند.
و یا بسیاری از سلاطین عثمانی درخشیدند، اما از میان آنان محمد فاتح است که قسطنطنیه را فتح کرد و امید امت را زنده ساخت.

لذا دشمنان فلسطین، صهیونیست‌ها، صلیبی‌ها و منافقان کوردل که دل در گرو حمایت آنان برای بقای سلطه‌های نامشروع خود دارند و می‌هراسند که ملت فلسطین الگویی برای آزادی دیگر ملل شود، بی‌جهت به چنین سناریویی پوچ و بی‌ثمر دل بسته‌اند. آنان گمان می‌کنند مقاومت غزه برابر با مقاومت فلسطین و یا غزه برابر با کل فلسطین است، در حالی که مقاومت غزه بخش کوچکی از مقاومت کلان یک امت و یک ملت است. غزه جزئی کوچک از جغرافیای بزرگ اسلام و کشور فلسطین است و در طول تاریخ هیچ متجاوزی با کشتار و غارت نتوانسته هویت یک ملت و کشور را برای همیشه به نفع خود تغییر دهد! پس فلسطین و مقاومت آن، سخن دیروز و امروز و فردا نیست؛ بلکه سخن قطعی و همیشه رسا در تاریخ بوده و خواهد بود.

و آخرین نکته مسلم و غیرقابل تردید که باید گفته شود این است که بر اساس باورهای محکم دینی ما، مقاومت در برابر مثلث شوم صهیونی-صلیبی و نفاق در فلسطین، به هر قیمتی، توسط فرزندان راستین اسلام و فلسطین ادامه خواهد یافت. این مقاومت، علاوه بر تیز کردن آتش ایستادگی در داخل فلسطین علیه اشغالگران، به مرور زمان تبدیل به واکنشی اسلامی و حتی جهانی در برابر سلطه جاهلیت زمان خواهد شد و به‌اذن‌الله پایان این سلطه جبار و ظالم در دنیا رقم خواهد خورد.

این همان وعده‌ای است که پیامبر ما، جناب محمد الرسول‌الله صلی‌الله‌علیه‌وآله وسلم به امت اسلام بشارت داده است:
«عده از امت من همیشه بر حق استوارند و هیچ کس به آنان ضرری نمی‌تواند رساند تا قیامت برپا خواهند بود… این‌ها در اطراف بیت‌المقدس‌اند…»

اشتراک گذاری
فروغ اندیشه وب‌سایت

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *