معرفی مختصر امام بخاری رحمهالله
- فروغ اندیشه
- مقالات شخصیت ها

نویسنده: صفیه مخدومی
امام بخاری «رحمهالله» شخصیت برازندهای است و هر مسلمانی باید در مورد شخصیت ایشان آگاهی داشته باشد. او یکی از افرادی است که کتاب حدیثاش، پس از قرآنکریم از جملۀ صحیحترین و معتبرترین کتابهای حدیث به شمار میرود و در این راستا زحمات بسیار فراوانی کشیدهاست، با مطالعۀ شخصیت ارزشمند این محدث گرامی، بسیار متأثر گردیدم و تصمیم گرفتم زندهگینامۀ ایشان را به طور مختصر خدمت خوانندهگان ارجمند ارائه کنم.
نام ایشان، محمد بن اسماعیل بن ابراهیم بن مغیرۀ بن بردزبه، ایشان از بخارای اوزبکستان بود، پدرش اسماعیل نیز از علمای حدیث بود و از احمد بن حنبل و حماد بن زید حدیث روایت کردهاست.
امام بخاری «رحمهالله» در سیزدهم ماه شوال سال 194هجری در شهر بخارا به دنیا آمد و پدر خود را در سن کودکی از دست داد، مادر و برادر بزرگش به نام احمد سرپرستی او را به عهده گرفتند.
در کودکی برای امام بخاری حادثۀ تلخ و ناگواری اتفاق افتاد که باعث اضطراب و نگرانی مادرش شد و آن حادثه سبب نابینا شدن چشمان امام بخاری گردید. مادر پرهیزگارش دست به دعا و نیاز بهسوی پروردگارش دراز کرد و شب و روز به ذکر، نماز و دعا مشغول شد تا اینکه شبی ابراهیم خلیل «علیهالسلام» را در خواب دید که به او گفت: «ای زن! خداوند دعا و گریهات را اجابت کرد و بینایی فرزندت را باز گرداند و زمانی که از خواب بیدار شد دید که به واقعیت بینا شدهاست». احمد از طریق تجارت و مقداری از اموال پدری که باقی مانده بود، به امام بخاری کمک میکرد تا به آموختن علم و دانش بپردازد.
امام بخاری در مکه و مدینه (حرمین)
امام بخاری «رحمهالله» در پانزده سالهگی به همراهی مادر و برادر بزرگش جهت ادای فریضۀ حج به مکه مکرمه مسافرت کرد و در آنجا تصمیم گرفت که چند سالی را در سرزمین حرم بگذارند و نزد محدثان و مشایخ بزرگ به فراگیری علم حدیث مشغول شود تا در اندوختههای علمی خود بیافزاید. در مکه از محضر چهرههای شاخص و بارز علم حدیث مثل احمد بن محمد الازرقی و اسماعیل بن سالم الصایغ و دیگر حافظان بزرگ حدیث، بهره برد.
حافظۀ عجیب:
بعد از یک سال اقامت در مدینه و فراگیری علم از بزرگان، رجال و مشایخ مدینه و کسب فیض معنوی در مجاورت روضۀ شریف نبوی صلى الله علیه وآله وسلم و تدوین کتاب «التاریخ الکبیر» به سوی بصره عزم سفر کرد. هدف ایشان از این مهاجرتها و سفرها دیدار و ملاقات با دانشمندان امت اسلامی بود تا احادیثی را که در نزد آنان موجود بود، بشنود. چون گاهی دانشمندان حدیث یک منطقه از احادیث دانشمندان منطقۀ دیگر اطلاعی نداشتند و به آنچه که در نزدشان بود اکتفا میکردند و به آنچه که حفظ کرده بودند، قانع میشدند؛ اما امام بخاری هدفی والاتری داشت و میخواست همه احادیثی را که در نزد علمای حدیث بود، جمعآوری کند و به این منظور آرامش نداشت و هر سختی را بر خود هموار میکرد. اندیشه و دغدغۀ جمعآوری احادیث نبوی هر رنج و مصیبتی را بر او آسان میکرد و به راستی محبت و عشق او به کسب دانش راحتی و آسایش را از وی ربوده بود.
امام بخاری در جلسه، درس استادش را گوش میکرد ولی آن را نمینوشت چون همۀ آن در حافظهاش جای میگرفت و زمانی که به بخارا باز میگشت آنچه را که حفظ کرد بود، مینوشت.
برای فراگیری علم حدیث به شام، مصر، نیشابور، خراسان، عراق و بغداد سفر کرد و ایشان از هزار و هشتاد عالم که همۀ آنان عالمان حدیث بودند، حدیث روایت کردهاست.
احترام مردم به امام بخاری
وقتی که محمد بن یسار خبر آمدن امام بخاری به شهر بصره را شنید، گفت: «سید و سرور فقهای امروز به شهر بصره آمدهاست».
محمد بن بشار العبدی میگوید: «حافظان حدیث چهار نفراند: ابوزرعه در ری، مسلم بن حجاج در نیشابور، عبدالله بن عبدالرحمن دارمی در سمرقند و محمد بن اسماعیل بخاری در بخارا. سپس با لبخند میگوید: ای نوجوانان تمامی اینان شاگردان من بودهاند».
علی بن مدینی هرگاه برای روایت حدیث در حلقۀ درساش مینشست، امام بخاری را در سمت راست خود مینشاند و هنگام روایت هر حدیثی به او نظر میانداخت، گویا از دانش وی حساب میبرد.
تمام این وقایع در جوانی امام بخاری اتفاق افتاد. او در حالی که در اوائل جوانی بود محدثی بزرگ و استادی با معلومات زیاد به حساب میآمد. طلاب علم و شیوخ بزرگ هر کدام به طور مساوی به او مراجعه میکردند تا از علمش استفاده و از توانایی او بهرۀ کافی ببرند. در جوانی به مرحلهای از فراگیری علوم رسید که صاحبان عمر طولانی از دست یافتن آن عاجز بودند.
اخلاق امام بخاری در برابر خدا و رسولش
امام بخاری در برابر خدا و رسولش با چه ادب و اخلاقی رفتار میکند؟ او قلم را جز در پاکی و طهارت به دست نمیگیرد زیرا کلام پاکی را مینویسد. از اینجاست که وضعیت روحی او را که در آن کتاب «الجامع الصحیح» تصنیف کردهاست، به خوبی درک میکنیم. امام بخاری قبل از تألیف کتاب «الجامع الصحیح» مراحل گوناگونی را پشت سر گذاشت؛ هجرتها، سفرهای مداومی در گوشه و کنار جهان اسلام انجام داد تا راویان ثقه و مورد اعتماد را دریابد. او توانست بر شش صد هزار شیخ که بین هر یک هزاران کیلومتر فاصله بود، دسترسی پیدا کند.
او همۀ دنیا را به مثابۀ یک دانشگاه تصور کرده و در جستجوی حدیث به هر کجا که لازم بود سفر میکرد، اگر چه در این راه متحمل سختیهای زیادی شده بود و همۀ آنها را با کمال میل تحمل مینمود.
ایشان کتابهای زیادی را تألیف کرده و کتاب معتبر و صحیح ایشان که به صحیح بخاری مشهور است «الجامعالصحیح المختصر من امور رسول الله صلی الله علیه و سلم و سننه و ایامه» نام دارد.
وفات
امام بخاری «رحمهالله» بعد از سفرهای طولانی به زادگاهش بخارا بازگشت و مدتی در آنجا به روایت حدیث پرداخت و احادیث صحیح را مردم از او فراگرفتند تا اینکه مقرر گردید به سمرقند برود و در میان راه در قریۀ خرتنک به نزد نزدیکانش رفت و در آنجا مریض شده و بعد از مدت کوتاهی در وقت نماز عشاء، شب عید فطر سال 256هجری دار فانی را وداع گفت. خداوند او را رحمت کند و از او خشنود باشد و به او جزای خیر از طرف جمیع مسلمین عنایت کند.