مژده های پیروزی اسلام

نویسنده: دکتر یوسف قرضاوی

مترجم: استاد عبدالملک فاضلی

ممکن نیست که بیرق اسلام سقوط کند درحالی که در راستای اهتزاز آن به ما محنت ها رسیده و فتنه ها بر ما نازل شده و سختی ها از هر طرف ما را احاطه کرده است اما این همه نا ملایمات ها نمی‌تواند بازوی ما را بشکند و امید در دل های ما را به یاس تبدیل کند.

به زودی صبح پیروزی بر ما طلوع خواهد کرد و هیچکس را توانایی نخواهد بود که مانع نمایان شدن و آشکار شدن فجر شود و طلوع آن را متوقف سازد، حقیقت این است که لحظات قبل از طلوع فجر سیاه ترین و تاریک ترین لحظات شب است اما بعد ازآن, صبح با قوت تمام پدیدار می گردد و ما منتظر طلوع دو باره‌ی فجر اسلام می باشیم.

ما حامل وعده ها و بشارت های از جانب الله و فرستاده اش حضرت محمد هستیم و یقین داریم که خداوند با ما خلاف وعده نخواهد کرد: {وَکَانَ وَعْدُ رَبِّی حَقًّا} [الکهف:98] و وعده پروردگار من حق  است.

{إِنَّ اللَّهَ لَا یُخْلِفُ الْمِیعَادَ} [الرعد:31]. بی‌گمان خداوند خلاف وعده نمی‌کند.‏

مژده هایی از قرآن کریم:

{یُرِیدُونَ أَنْ یُطْفِئُوا نُورَ اللَّهِ بِأَفْوَاهِهِمْ وَیَأْبَى اللَّهُ إِلَّا أَنْ یُتِمَّ نُورَهُ وَلَوْ کَرِهَ الْکَافِرُونَ (32) هُوَ الَّذِی أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدَى وَدِینِ الْحَقِّ لِیُظْهِرَهُ عَلَى الدِّینِ کُلِّهِ وَلَوْ کَرِهَ الْمُشْرِکُونَ} [التوبه: 32، 33]

‏آنان می‌خواهند نور خدا را با دهان خود خاموش گردانند و از گسترش این نور که اسلام است جلوگیری کنند  ولی خداوند جز این نمی خواهد که نور خود را به کمال رساند  هرچند که کافران دوست نداشته باشند.‏ خدا است که پیغمبر خود (محمّد) را همراه با هدایت و دین راستین(به میان مردم) روانه کرده است تا این آئین (کامل و شامل) را بر همه آئین‌ها پیروز گرداند هرچند که مشرکان نپسندند.‏

{ وَکَانَ حَقًّا عَلَیْنَا نَصْرُ الْمُؤْمِنِینَ} [الروم: 47]

و همواره یاری مؤمنان بر ما واجب بوده است.‏

{وَعَدَ اللَّهُ الَّذِینَ آمَنُوا مِنْکُمْ وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَیَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِی الْأَرْضِ کَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِینَ مِنْ قَبْلِهِمْ وَلَیُمَکِّنَنَّ لَهُمْ دِینَهُمُ الَّذِی ارْتَضَى لَهُمْ وَلَیُبَدِّلَنَّهُمْ مِنْ بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْنًا یَعْبُدُونَنِی لَا یُشْرِکُونَ بِی شَیْئًا} [النور: 55]

‏خداوند به کسانی از شما که ایمان آورده‌اند و کارهای شایسته انجام داده‌اند ، وعده می‌دهد که آنان را قطعاً جایگزین در زمین خواهد کرد همان‌گونه که پیشینیان را جایگزین قبل از خود کرده است. همچنین آئین ایشان را که برای آنان می پسندد ، حتماً پابرجا و برقرار خواهد ساخت، و نیز خوف و هراس آنان را به امنیّت و آرامش مبدّل می‌سازد مرا می‌پرستند و چیزی را انبازم نمی‌گردانند.

مژده‌هایی از سنت:

همانطوریکه درکتاب خدا برای ما بشارت هایی وجود دارد رسول الله نیز برای ما مژده‌ی پیروزی را داده اند.

ایشان میفرمایند: “لیبلغنَّ هذا الأمر ما بلغ اللیل والنهار ولا یترک الله بیت مدر ولا وبر، إلا أدخله الله هذا الدین، بعزِّ عزیز أو بذلِّ ذلیل، عزًّا یعزُّ الله به الإسلام، وذلاًّ یذلُّ الله به الکفر”.

(تا هر جا که شب و روز باشد این دین هم خواهد رفت، به گونه ای که هیچ خانه ای از چادر و سنگ و چوب باقی نمی ماند مگر اینکه اسلام به درون آن می‌رود، عزیزان را عزیز و ذلیلان را ذلیل خواهد کرد، خداوند اهل اسلام را بدان عزیز و اهل کفر را ذلیل خواهد فرمود.)

و هنگامی که از عبدالله بن عمرو بن العاص پرسان شد که ابتداء کدام شهر از دو شهر قسطنطنیه و روم فتح خواهد شد. وی صندوقچه‌ی داشت و آن را خواست و از آن نوشته‌ی را بیرون آورد و سپس فرمود:

بینما نحن حول رسول الله صلى الله علیه وسلم نکتب، إذ سُئل رسول الله صلى الله علیه وسلم: أیُّ المدینتین تفتح أولا، قسطنطینیه أو رومیه؟ فقال رسول الله صلى الله علیه وسلم: “مدینه هرقل تفتح أولا. یعنی قسطنطینیه.

(ما در پیرامون پیامبر نشسته بوده و در حال نوشتن بودیم،درین حال شخصی از پیامبر سؤال نمود که کدام یک از این دو شهر، اول فتح می شود؟ آیا قسطنطنیه یا روم؟ ایشان فرمودند:ابتداء شهر«هرقل» (یعنی قسطنطنیه) فتح خواهد شد.)

رومیه پایتخت روما است و قسطنطنیه استانبول امروزی است و صحابه از پیامبر شنیده بودند که به زودی این دو شهر فتح خواهد شد اما سؤالشان این بود که کدام یک از دو شهر زودتر فتح خواهد شد؟ و پیامبر به ایشان خبردادند که شهر هرقل( قسطنطنیه ) ابتدا فتح خواهد شد و این شهر امروزه فتح شده و تنها رومیه باقی مانده است.

اسلام به زودی به اروپا باز خواهد گشت:

معنای حدیث قبل این است که اسلام به زودی بار دیگر به اروپا داخل خواهد شد بعد از اینکه دو مرتبه از آن خارج گردیده بود.

مرتبه‌ی اول اسلام هشت قرن متوالی در اندلس حاکم بود در آنجا تمدن عالی و فروزانی بنا کرد که با علم و ایمان همراه بود.

و مرتبه‌ی دوم اسلام دروازه های فینا را چهار مرتبه در زمان خلافت عثمانی‌ها کوبید و سپس از آنجا طرد شد اما به زودی باز خواهد گشت واگر آنان تأمل کنند  خواهند دانست که اسلام برای شان خطری نیست بلکه سرتاسر خیر خواهد بود، اسلام خطری در برابر شر و فساد وطغیان و اباحه گرایی است.

مژده هایی از حقیقت:

مژده های فراوانی از سنت بر این مهم دلالت می کند و تاریخ نیز گفته های ما را تایید می کند واقعیت حال این است که تمدن معاصر غربی نه حق خدا را اداء کرده و نه حق مردم را پرداخته است و در میدان انسانیت و اخلاق مفلس و دست خالی است و نتواسته است که آرامش را در نفوس مردم غرس کند ثروت و قوت را برای مردم مهیا کرده ولی ایمان را در قلب شان قرار نداده است برایش لذت های مادی را آماده نموده ولی آرامش را از وی سلب کرده است آسایش مادی را برایش بخشیده ولی آرامش روحی را از او گرفته است و این آرامش و اطمینان جز با ایمان و ذکر خداوند با چیز دیگر احراز نمی شود: {الَّذِینَ آمَنُوا وَتَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُمْ بِذِکْرِ اللَّهِ أَلَا بِذِکْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ} [الرعد:28]

‏آن کسانی که ایمان می‌آورند و دلهایشان با یاد خدا سکون و آرامش پیدا می‌کند . هان ! دلها با یاد خدا آرام می‌گیرند.

انسان غربی فاقد رسالت و هدف راستین است:  

این تمدن وسایل و اسباب مادی را به انسان بخشیده است اما وی را از مقصد و هدف باز داشته است در حالی که  همین هدف و مقصد است که زندگی را رسالتمند ساخته و آن را گوارا می سازد و برایش نهایتی قایل می شود و برای انسان می فهماند که او تنها موجود خاکی نبوده که به خاک راه رود و از چیزی که از خاک می روید تغذیه کند و سپس به خاک رفته و زندگی اش خاتمه یابد بلکه انسان موجود دارای روح و جسم است. جسم وی فنا شده و روح باقی می ماند او زندگی جاویدانی دارد که خداوند برایش آماده کرده است.

حقیقت برای ما می گوید که تمدن معاصر غربی مفلس است و بقاء و دوامش ممکن نیست و باید وارثی از خود بجای گذارد و انشاء الله ما وارثین هستیم.

در این جا دوست دارم که به سه حقیقت تاکیدی داشته باشم

حقیقت اول: آینده در قلمرو اسلام است:

ما مژده های را از قران کریم, سنت نبوی, تاریخ و واقعیت امروزی با خود حمل می کنیم مژده های که سینه های ما را پرکرده و ما را به فردا بهتر و آینده ی شکوفا تر امید وار ساخته است.

حقیقت دوم: پاداش به اندازه ی مشقت است:

هر اندازه که درراه خداوند سختی ها را تحمل نماییم و بر آن صبر کرده و یکدیگر را به صبر توصیه نماییم پاداش ما به نزد خداوند بالا خواهد رفت.

بدون شک مسلمان دعوتگر امروزی با افراد زیادی رو برو میشود که او را به اعمال شر و معصیت تحریک کرده و از اعمال خیر مانعش شده و یا در انجام طاعت وی را سنگین می کنند اما هر اندازه که این مشکلات را تحمل کند جزای خیرش به نزد الله خواهد بود.

ابو داود و ترمذی و ابن ماجه از ابی امیه شعبانی روایت می کنند که وی گفت:  سألت أبا ثعلبه الخُشَنی، فقلتُ: یا أبا ثعلبه، کیف تقول فی هذه الآیه: {علیکم أنفسکم} [المائده:105]؟ قال: أما والله لقد سألتَ عنها خبیرا، سألت عنها رسول الله صلى الله علیه وسلم، فقال: “بل ائتمروا بالمعروف، وتناهوا عن المنکر، حتى إذا رأیتَ شحًّا مطاعًا، وهوى متَّبعًا، ودنیا مُؤثره، وإعجاب کلِّ ذی رأی برأیه، فعلیک – یعنی – بنفسک، ودَعَ عنک العوام، فإن من ورائکم أیام الصبر فیهن مثل قبض على الجمر، للعامل فیهم مثل أجر خمسین رجلا یعملون مثل عمله”. وزادنی غیره قال: یا رسول الله، أجر خمسین منهم؟ قال: “أجر خمسین منکم

از ابا ثعلبه خشنی پرسیدم نظرت پیرامون این آیه چیست( هر کس باید مراقب نفس خویش باشد ) او گفت قسم به خداهمانا از شخص آگاهی این سوال را کردی من همین موضوع را از پیامبر خدا پرسیدم ایشان فرمودند بلکه امر به معروف کنید و نهى از منکر، اما هنگامى که ببینید که برمردم  بخل و هوى حکومت مى کند دنیا را مقدم داشته و هر کس تنها راى خود را مى پسندد به خویشتن بپردازید و عوام را رها کنید زیرا بعد از این روزگاری فراخواهد رسید که صبر کردن در آن مانند به دست گرفتن گل آتش سخت  خواهد بود و برای آن انسان پاداش  پنچاه نفر داده می شود در روایتی آمده که از پیامبرسوال شده آیا مزد پنچاه نفر زمان خودشان برایشان خواهد رسید ایشان فرمودند بلکه مزد پنچاه نفر از شما.

چقدر فضل بزرگی و چقدر پاداش فراوانی! همانا این حدیث انسان را بر عمل خیر, پایداری, محکم گرفتن احکام دین, و جهاد فی سبیل الله انگیزه می دهد.

حقیقت سوم: ما مامور به عمل و دعوتیم نه به نتیجه:

تا زمانی که رگی در بدن ما می جنبد و چشم های ما به هم می خورد و نفس در بدن ما جریان دارد ماموریم تا به خاطر گسترش دین کار کنیم هر قدر در راه اسلام اذیت شویم از آن کناره نخواهیم گرفت. ما به این ریسمان محکم و نا گسستنی می چسپیم با خداوند رابطه بر قرار کرده و از غیرش می بریم به دین وسط و میانه دعوت می کنیم که دین خداست و به سوی کتاب خدایمان و سنت پیامبران ارشاد و رهنمایی می کنیم

هرگز دینمان را رها نخواهیم کرد چه پیروز شویم یا شکست خوریم زیرا انسان مومن واقعی فقط به خاطر کامیابی نصرت دعوت نمی کند او آرزو دارد پیروز شود و از خدایش می خواهد که او را نصرت دهد. اما اگر پیروز نشود و اگر زندگی اش همانند زندگی حضرت نوح علیه السلام باشد که نهصد و پنجاه سال قومش را دعوت کرد و تعداد کمی به وی ایمان آوردند حتی فرزند و خانمش به وی ایمان نیاوردند باز هم نومید نمی شود زیرا حضرت نوح علیه السلام مورد ملامت قرار نمی گیرد  او مسئولیتش را اداء کرده و قومش را شب و روز سری و علنی به راه پروردگار دعوت می نمود این است شان صاحب رسالت و این است شان حاملین دعوت اینکه  پیوسته داعی الی الله اند و با عمل و دعوت شان به خدا تقرب می جویند اگر خداوند نجات و پیروزی را برایش رقم زده باشد و اهدافش تحقق یابد شکر خدا را بجای آورد: {الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی هَدَانَا لِهَذَا وَمَا کُنَّا لِنَهْتَدِیَ لَوْلَا أَنْ هَدَانَا} [الأعراف:43]

(خدائی را سپاسگزاریم که ما را بدین رهنمود فرمود و اگر رهنمودمان نمی نمود ، هدایت فراچنگ نمی‌آوردیم.)

اما اگر در نیمه راه سقوط کرد و آنچه خواهانش بود بر آورده نگردید به یقین که او مسئولیتش را اداء کرده و آن را برای مردم رسانده و در پیشگاه خداوند عذری برایش باقی است.

باید بر حق استوار و پایدار بود:

چون ما بشر و مخلوقی از مخلوقات خداوند هستیم و زمام هستی در اختیار ما نیست وظیفه ما این است که به حق استوار و پایدار باشیم زیرا در توان ما نیست که دیگران را پایین کشیم و خود را بالا ببریم به کسی ببخشیم و دیگری را محروم نماییم ملک از آن خدا است او صاحبش است هر قسمی که بخواهد به تدبیر ملکش می پردازد و ما نمی دانیم خیر در کجا و چه چیزی واقع است مهم این است که ما بر حق استوار باشیم و برآن شکیبایی داشته باشیم و شعار ما این باشد: به خاطر حق زندگی می کنیم و در راه جق فدا می شویم:{یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ حَقَّ تُقَاتِهِ وَلَا تَمُوتُنَّ إِلَّا وَأَنْتُمْ مُسْلِمُونَ}‏ [آل عمران:102]

(ای کسانی که ایمان آورده‌اید آن چنان که باید از خدا ترسید از خدا بترسید و نمیرید مگر آن که مسلمان باشید.)

انسانی مسلمان می میرد که مسلمان زیسته باشد.

پس استقامت بورزید و نا امید نشوید:

ای دوستم ای کسی که یاس و نا امیدی به سرتاسر وجودت خیمه زده نا امید مباش زیرا آینده از آن ماست و مژده های فراوانی ما را همراهی می کند و این سختی ها و مشکلات مزد و پاداشت را بالا میبرد و این را به یاد داشته باش که مسئولیت تو این است که کار کنی نه اینکه پیروز شوی.

اشتراک گذاری
فروغ اندیشه وب‌سایت

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *