اساسات آرامش روح و روان در برابر اخبار نومید کنندهی اهل زمان
- فروغ اندیشه
- مقالات بیداری اسلامی

نگارنده: محمد موسی شریف
مترجم: استاد نعمت الله سبحانی
در عصر کنونی فساد و بزهکاری به شکل گسترده و آزاردهندهی همه جا را فرا گرفته و در تمامی اماکن رسوخ نموده است، متاسفانه فساد سیاسی، رسانهی، اقتصادی، اجتماعی و اخلاقی همه جا را در بر گرفته و تمامی این پدیدهها تاثیر ژرفی در گسترش یأس و نومیدی در بین تودهی زیادی از کارکنان و صالحان زمان ما داشته است. ناگزیر بایستی برخی شیوهها و روشهای را جهت ایستادگی در برابر این فساد گسترده کنونی ذکر نمود؛ بلکه به آن نیز بسنده ننموده و به یاری الله سبحانه و تعالی به فکر بر اندازی و نابودی تمامی این فسادها و بزهکاریها شد.
نخست: این فساد ستمکار و افسار گسیخته با خود آرزوهای درخشنده و نویدهای گسترده و آراستهی را جهت تحکیم و تثبیت ارزشها به یاری الله سبحانه و تعالی همراه دارد، از این رو در اینجا وقت زیادی برای سخن طولانی و گستردهی نداریم ولی میکوشیم تا وضعیت و واقعیت کنونی را که مشاهده میشود و حاکم بر شرایط کنونی ما است و همچنین آیندهی که در آن سرنوشت ما رقم میخورد و توقع میرود و فایق آمدن ما نیز به یاری الله متعالی در همین نویدها نهفته است، به شکل مختصر بیان میداریم، سخن امیدوار کننده و نوید دهنده، حرارت بر خواسته از خبرهای نومیدکنندهی اهل فساد را خاموش میکند و سایهی یأس و نومیدی را دور مینماید؛ پس آرزو و أمل بخش سترگی از کار و عمل است.
دوم: این انسانهای فاسد و مفسد بخشی از کشمکش طولانی بین خوبی و بدی و یا خیر و شر اند، و این معرکه تا روزی که زمین پا بر جا است «والله اعلم» باقی خواهد ماند، باری! فرجام این انسانهای بزهکار و مفسد به شکست و هزیمت منتهی میشود ولی ایشان همیشه به درجات گوناگونی از نیرومندی و ناتوانی موجود و باقی خواهند بود، و همانا پیامبر مان صلیاللهعلیهوسلم در این زمینه خبر داده اند که « ان الجهاد ماض الی یوم القیامه» یعنی جهاد تا روز قیامت ادامه دارد.
سوم: آنها به سبب گناه و معاصی ما، و فروگذاشتن و رها نمودن نصرت و یاری دین الله تعالی و فتور و سستی برای کار کرد شریعتاش بر ما چیره شدهاند، و همچنین به سبب قلت قربانیها، بذل و بخششهای ما است که آنها بر ما چیره شده اند. در حالی که ایشان از نیروهای سترگ داخلی و خارجی حمایت میشوند، آنها بدون هیچگونه خستهگی و فرسودگی و هیچ نرمش و کرنشی با ما مبارزه مینمایند در حالی که تعداد زیادی از انسانهای شایسته و نیکوکار ما دارای چندان کار مؤثر و برنامهی قوی نیستند. و قربانیها و بخششهای شان نیز بسیار اندک و ناچیز میباشد، این پدیده را نباید به دوش کسی دیگری انداخت بلکه کمکاریها ما بوده که این سرنوشت بر ما رقم خورده است و اگر ما نیرومند و قوی میبودیم، این نیروهای بزهکار و مفسد بایستی پنهان بوده و در همان مکانی که سزوار ایشان است یعنی در زبالهدان تاریخ، قرار میگرفتند. و در همین مورد است که الله سبحانه و تعالی میفرماید: {وَلَنَبْلُوَنَّکُمْ حَتَّى نَعْلَمَ الْمُجَاهِدِینَ مِنْکُمْ وَالصَّابِرِینَ وَنَبْلُوَ أَخْبَارَکُمْ} [محمد: 31]
ما همه شما را (با وجود آگاهی از اعمالتان) قطعاً آزمایش می کنیم، تا معلوم شود مجاهدان (واقعی) و صابران شما کیانند (و مجاهد نماها و ناشکیبایان سست عنصر کیان). و اخبار شما را بیازماییم (که آیا در راه اسلام صادقانه سخن گفته اید یا خیر. دعوت مستمر و خستگی ناپذیر داشته اید و از اسلحه گفتار در قلع و قمع کفار سود برده اید، یا از لوم لائم ترسیده اید).
و حضرت عمر فاروق رضیاللهعنه چه تعبیر زیبایی در این مورد دارند، میفرمایند: «به خدا پناه میبرم از توانایی نیرومندی فاجر و از ناتوانی انسان صالح».
چهارم: و اینرا نیز بایستی دانست که این انسانهای بزهکار و فاسد در قبضه الهی هستند و هر گونه که الله سبحانه و تعالی خواسته باشد با ایشان تعامل مینماید، و اوتعالی قادر و توانا است که ایشان را با یک واژه (کن) محو و نابود سازد. و اگر ایشان را برخی اوقات بر ما چیره میگرداند بر اساس حکمتهای متعددی است، برخی از این حکمتها را که در موضوعات گذشته بیان نمودیم و برخی را نیز این آیهی قرآنی برای ما بیان میدارد: {ذَلِکَ وَلَوْ یَشَاءُ اللَّهُ لَانْتَصَرَ مِنْهُمْ وَلَکِنْ لِیَبْلُوَ بَعْضَکُمْ بِبَعْضٍ} [محمد: 4] « برنامه این است، و اگر خدا میخواست خودش از آنان انتقام میگرفت. اما خدا خواسته است بعضی از شما را با بعضی دیگر بیازماید (و مؤمنان راستین را با جهاد با کافران امتحان نماید).
پس از آیه دانسته میشود که الله سبحانه و تعالی در این معرکهی طولانی، یاریدهندهی ما است.
پنجم: امور پیشین و پسین از آن الله است، جهان هستی، هستیاش است، آفریدهها هم مخلوقات او هستند، و آنان نیز جزئی از قضا و قدر الهی هستند، و از امور تکوینی و قدری سبحانه و تعالی میباشند که ما بر آن هیچگونه اعتراضی نداریم و تسلیم مقدراتش میباشیم؛ بلکه وظیفهی ما این است که چنانکه عمر رضیاللهعنه میگوید: «ما از قدر الله به قدر دیگر الهی فرار میکنیم» ما فقط در برابر آفریننده هستی تسلیم کامل هستیم، ولی این تسلیم به این معنا نیست که ما در برابر این انسانهای فاسد و مفسد هیچ مبارزه و پیکار نمینماییم، بلکه در حقیقت ایمان به تقدیر برای مؤمن باعث آرامش و اطمینان قلبی شده و یقین را در دلهای شان ایجاد مینماید. بر پیامبر بزرگوار مان صلیاللهعلیهوسلم مصیبتهای بزرگ و احوادث تناور و سترگی فرود میآمد ولی هیچگونه تاثیری در ثبات و پایداری و یا در قوت و نیرومندی شان نداشت. و هرگز از تلاش و کوشش شان چیزی را نمیکاست، در حالی که تسلیم کامل و یقین شامل در برابر الله تعالی داشتند، و در برابر تقدیر الهی راضی بودند.
ششم: لازم است تا کار جدی و همه جانبهِی را در مسیر دعوت الی الله بنماییم و به تربیت نسلهای که بر اساس خواستههای اسلام تربیت شده باشند، بپردازیم؛ و این بزرگترین کاری است علیه اهل فساد و بزهکار و انسانهای فساد پیشه و خراب کار.
هفتم: و هم چنین بر ما لازم است، تا با تمامی وسایل و امکانات مشروع به پیکار و ستیز با ایشان بپردازیم و اگر در این عرصه کوتاهی نمودیم منتظر خشم الهی بر خود باشیم، (پناه بر الله):
{فَلَمَّا نَسُوا مَا ذُکِّرُوا بِهِ أَنْجَیْنَا الَّذِینَ یَنْهَوْنَ عَنِ السُّوءِ وَأَخَذْنَا الَّذِینَ ظَلَمُوا بِعَذَابٍ بَئِیسٍ بِمَا کَانُوا یَفْسُقُونَ} [الأعراف: 165]
«امّا هنگامی که پندها و اندرزهایی را نشنیدند که بدانها تذکّر داده شدند، کسانی را که (دیگران را نصیحت مینمودند و آنان را) از بدی نهی میکردند از (عذاب به دور داشتیم و از بلا) رهانیدیم، و کسانی را که (مخالفت فرمان میکردند و بیشتر و بیشتر گناه میورزیدند و بدین وسیله بر خود و جامعه) ستم مینمودند، به خاطر استمرار بر معاصی و نافرمانی، به عذاب سختی گرفتار ساختیم».
الله سبحانه و تعالی فقط کسانی را نجات میدهد که امر به معروف و نهی از منکر نمایند و اما کسانی که در این راستا از خود فتور و سستی به خرج دهند و به عملکرد اهل فساد موافق و راضی باشند، الله متعال ایشان را نیز از جمله ظالمین و ستمگران محسوب نموده و به سرنوشت آنان دچار شان، مینماید.
هشتم: دعا و نیایش برای بر چیدن فساد، و نابودی مفسدین و بزه کاران، زیرا که دعا سلاح مومن است، چنان که رسولاکرم صلیاللهعلیهوسلم خبر دادهاند که در آن نتایج عظیمی نهفته است، و دعا پناه بردن به پایگاه رصین و مستحکمی است که اهل شر و فساد هیچگونه سیطره و تسلطی بر آن ندارند.
نهم: آیا ما نباید خشنود باشیم که ـ اگر الله خواسته باشد ـ سربازان و لشکریان الله متعال هستیم و ایشان لشکر شیطان؟
آیا ما نبایستی دارای آرامش و آسایش باشیم که برای الله سبحانه و تعالی کار میکنیم و ایشان برای کسب رضایت شیطان و همکارانش از جن و انس؟
آیا ما را خوشحال نمیسازد که ـانشاء اللهـ بخشی از قافلهِی نورانی و ایمانی ـ که فرستادگان، نیکوکاران، شهیدان و دوستان باری تعالی را با خود همگام ساخته بود ـ هستیم؛ و ایشان جزءی از کاروان شر و بدی که در رأس آن ابلیس و اهریمن و هر گردنکش ستیزهجو، و کافر سرکش، بزهکار گستاخ و فساد پیشهِی بیپروای است؟
آیا این فرمودهی الهی ما را راضی نمیسازد، که میفرماید: {إِنْ تَکُونُوا تَأْلَمُونَ فَإِنَّهُمْ یَأْلَمُونَ کَمَا تَأْلَمُونَ وَتَرْجُونَ مِنَ اللَّهِ مَا لَا یَرْجُونَ} [النساء: 104] (اگر شما زخمی و دردمند می شوید، آنها نیز همان طور که شما دردمند می شوید، دردمند میشوند حال آنکه شما از خدا چیزهایی امید دارید که آنها امید ندارند).
این به معنای بدخواهی در مورد ایشان نیست، بلکه ما امیدواریم که ایشان هدایت شوند و به راه حق و درست بر گردند ولی این چیزهای را که بیان نمودیم حالت کنونی و واقعیت حال ایشان است.
دهم: بیگمان غم و اندوه شدیدی که در نفس انسان رخ میدهد، و انسان از دیدن اهل فساد و اخبار ایشان بسیار زیاد متأثر و اندوهگین میشود، این غم و اندوه با خود دو بشارت و نوید سترگی را در پی دارد:
نخست: این امر خود ـ انشاءالله ـ دلالت بر ایمان راستین و پرهیزگاری و اخلاق متین مینماید، پس سرخ شدن چهره و خشمناک شدن آن هنگام دیدن کارهای ناشایست و شنیدن اخبار آن، این خود نیز از جمله درجات و مراحل انکار آن منکر میباشد و دلیلی است بر وجود و بقای نیکی در نفسها.
ثانیاً: زایل کنندهی گناهان است، زیرا که بر مسلمان، هیچ غم و اندوه، بیماری و خستگی نمیرسد، مگر این که الله سبحانه و تعالی بخشی از گناهانش را میزداید، و این خبری است که پیامبر مان داده اند، بعد از این دو بشارت چه چیزی را میخواهید، بار الها همه ستایش و سپاس از آن تو است.
سخن واپسین:
بیگمان الله سبحانه و تعالی در مورد نتایج و دستآوردهای کار از ما پرسان نمیکند بلکه در مورد کار و تلاش و کوشش مان پرسان خواهد نمود و انشاء الله برای ما پاداش هم خواهد داد، اما نتایج این مربوط به بنده نمیشود و این در شأن بنده نیست، بلکه در خور وی این است که کارش را خاموشانه و بدون هیچ گونه اعتراضی انجام دهد، سپس الله متعال ایشان را سعادتمند نموده و در کارها، یاریشان مینماید، چه تعداد زیادی از انسانهای نیکوکار و شایسته، دعوتگران و کارگزاران راه دعوت از دنیا رفتند و نتایج کار خود را ندیدهاند. الله متعالی چه قدر زیبا میفرماید: {لِلَّهِ الْأَمْرُ مِنْ قَبْلُ وَمِنْ بَعْدُ وَیَوْمَئِذٍ یَفْرَحُ الْمُؤْمِنُونَ. بِنَصْرِ اللَّهِ یَنْصُرُ مَنْ یَشَاءُ وَهُوَ الْعَزِیزُ الرَّحِیمُ. وَعْدَ اللَّهِ لَا یُخْلِفُ اللَّهُ وَعْدَهُ وَلَکِنَّ أَکْثَرَ النَّاسِ لَا یَعْلَمُونَ } [الروم: 4، 6]
(پیش از این و پس از این فرمان از آن خداست، و آن روز مؤمنان شادمان می شوند. به یاری خدا. هرکس را که بخواهد یاری می کند و او توانای مهربان است. (این) وعدهی خداست، خداوند وعدهاش را خلاف نمیکند ولی بیشتر مردم نمیدانند).