اقتصاد اسلامی و ارزش‌های اخلاقی

نویسنده: استاد نعمت الله سبحانی

 

مقدمه: اقتصاد اسلامی؛ اوهام یا مکتب

اسلام همه مظاهر زندگی را به اخلاق مرتبط می‌سازد؛ در اسلام میان علم و اخلاق، سیاست و اخلاق، اقتصاد و اخلاق، جنگ و اخلاق هیچ‌گونه جدایی و فاصله‌ای وجود ندارد، و در واقع اخلاق با همه‌ی عرصه‌های زندگی عجین گردیده و تار و پود آن را تشکیل می‌دهد.

اسلام پیش از هر چیزی پیام و رسالت ارزش­ها و اخلاق است. همانطور که نبی کریم (صلوات الله علیه) محور رسالت خویش را بر این مسئولیت و هدف اخلاقی بیان نموده است. اسلام ارتباط نزدیک و ناگسستنی‌ای را بین عقیده و اخلاق ایجاد کرده و ایمان را از خائنین در امانت، مرتکبین زنا و سرقت و شرابخوری و کسانی که وقعی به وضع دیگران نمی گذارند، نفی می‌نماید. در عین حال در اسلام، اخلاق و عبادات ارتباط نتگاتنگی دارند و اگر عبادات نتوانند برای مسلمان اخلاق و روش درست زندگی را به ارمغان آورند، انسان را به خداوند رهنمون نخواهند کرد.

در سومین بعد، اسلام جمع کننده معاملات و اخلاق همچون صداقت، امانت‌داری، عدالت، نیکوکاری، خیرخواهی و دلسوزی است. ارزش‌ها نیز همانند اخلاق بوده و چه دینی باشند (همانند ایمان، توکل، اخلاص و …) و چه انسانی (همانند آزادی، حقوق و کرامت انسان، عدالت، همیاری انسان‌ها و …) گره خورده با امور روزمره زندگی ما هستند و از یکدیگر تاثیر می‌پذیرند.

“اگر ادعا شود که اسلام نظام اقتصادی کامل و سیستم اقتصادی با بیان جزئیات است و تصویری همه جانبه از زوایای گوناگون اقتصادی دارد، می‌توان این ادعا را واهی تصور کرد. اما واقعیت این‌ست که اسلام تصویری کلی از اقتصاد ارائه نموده و تلاش اسلام در ایجاد هماهنگی میان اقتصاد و اخلاق در تمام بخش­‌های اقتصادی است.”

مبحثی که در زیر ارائه خواهد شد، چکیده‌ی قسمتی از کتاب “نقش ارزش‌ها و اخلاق در ارتباط با اقتصاد اسلامی” تألیف استاد گرانقدر دکتر یوسف قرضاوی می‌باشد و به توفیق خداوند ادامه مطالب این کتاب بصورت مقالات جداگانه تقدیم­تان خواهد نمود.

ارزش‌ها در اقتصاد اسلامی:

اسلام چهار اصل و ارزش کلی را در تمام امور و احکام خویش معرفی می‌کند که در امور اقتصادی نیز مشترک است. این اصول چهارگانه “خداگرایی، اخلاق، انسانیت و اعتدال” اند که نقاط تمایز و تفاوت اقتصاد اسلامی با سایر مکاتب اقتصادی هستند. هر کدام این اصول دارای ثمراتی برای اقتصاد و معاملات مالی اسلامی در عرصه های تولید و مصرف، مبادله و توزیع می‌باشند و اگر این عرصه‌های اقتصاد زیر فروغ روشنایی‌بخش ارزش‌های چهارگانه قرار نگیرند، دیگر اقتصاد اسلامی چیزی بیش از تظاهر و مدعا نخواهد بود.

اقتصاد خداگرا:

“ربانیت”یا خداگرایی” مفهومی معنوی و گرامی است. اقتصاد اسلامی ربانی و ارزش محور است، زیرا انگیزه ها و اهداف و وسایل آن از شریعت خداوند سرچشمه گرفته اند و عرصه های اقتصادی را به منبع وحی و اهداف الهی پیوند می دهد.

اقتصاد اخلاقی:

“تار و پود زندگی اسلامی با ارزش‌های اخلاقی بافته شده و رسالت اسلامی رسالتی اخلاقی است” و این اصل در زمینه اقتصادی نیز مهم و با اهمیت است. مقابله اسلام با جدایی دین از سیاست و روح و ماده باعث گردیده تا هیچ‌گاه نظام‌ها اقتصادی بدون معنویت و اخلاق را نمی‌پذیرد و بر خلاف سایر مکاتب اقتصادی و فکری اهداف اقتصادی را بر فضایل اخلاقی دین برتری نمی‌دهد.

برخی از محققان و دانشمندان غیر مسلمان اقتصاد نیز معترف اند بر اینکه اسلام توانسته بر خلاف نظام‌های سرمایه‌داری و سوسیالیزم اخلاق را با اقتصاد جمع کند. “ژاک اوستروی” در کتابش به نام رشد اقتصادی در اسلام به‌خوبی به این موضوع پرداخته و معتقد است که تئوری جدایی دین از حکومت که عملا روح مادی‌گری را بر فرهنگ غرب حاکم نموده، در اسلام هیچ‌گونه معنی و جایگاهی ندارد؛ زیرا فعالیت‌های مختلف مسلمانان بر علاوه اندیشه‌ی انسانی از رهنمودها و ارزش‌های وحی و اسلام سرچشمه می‌گیرد.

فرد مسلمان ارزش‌های اخلاقی را در تمام عرصه‌های تولید، توزیع، مبادله و مصرف متجلی ساخته و خود را متلزم به آن می‌شمارد. جامعه اسلامی در همه عرصه‌های اقتصادی خود را به عقاید، قوانین و احکام اخلاقی و اقتصادی مقید و متعهد می‌داند که در ذیل به چند نمونه اشاره می‌گردد:

الف- ممنوعیت حج برای مشرکین در سال نهم هجری (سوره توبه:28) زیان اقتصادی سنگینی را به مسلمانان تحمیل نمود؛ ولی طبیعی بود که آنرا جهت تقویت توحید و ایمان شان بپذیرند. ازین نمونه معلوم می‌شود که روا نیست مسلمانان برای گسترش گردشگری و سود اقتصادی حاصل از آن شراب‌خوری و مراکز فسق و فجور را آزاد بگذارند.

ب- در زمان جاهلیت از زنان بَرده به عنوان منبع عایداتی استفاده می‌شد و مجبور به فحشا می‌گشتند، ولی خداوند در آیه 33 سوره نور این امر را ممنوع قرار داد؛ حال‌انکه منفعت اقتصادی فراوانی را برای مالک بَرده به ارمغان می‌آورد.

ج- خرید و فروش و معامله در هر زمانی برای جامعه و افراد سودآور و مفید است، اما بدلیل اهمیت عبادی و اخلاقی نماز جمعه، حتی خرید و فروش پس از اذان ظهر جمعه ممنوع قرار داده شده است و کسانی که این کار را می کنند مورد ملامت قرار گرفته‌اند (سوره جمعه:9 و 11).

د- خداوند برای حفظ ارزش‌های معنوی و جسمی و سعادت و سلامت فرد، خانواده و جامعه تولید و معامله شراب را نیز بر علاوه مصرف آن حرام قرار داده است. این در حالی‌ست که با مباح شدن تولید و فروش شراب به غیر مسلمانان؛ باغ‌ها، کارخانه‌ها، و تجار بسیاری از آن منفعت مادی خواهند برد و تعداد زیادی شغل ایجاد خواهد گردید. اما خداوند این‌ها را قربانی سلامت فردی و اجتماعی نموده است.

ه- قمار نیز شرایطی همانند مشروبات الکلی داشته و برخی منافع زودگذر را به همراه می‌آورد؛ ولی قرآن آنرا در مقایسه با حجم زیان‌های روانی، اخلاقی بی‌اهمیت می‌داند. قمار سبب ایجاد عواید بدون کار و زحمت و زندگی در اوهام و تصادف و در عین‌حال بی‌اهمیت شدن همه ارزش‌ها حتی زن و فرزند و به قمار گذاشتن دین و سرزمین شده و سبب ایجاد کینه و دشمنی‌ها و مانعی بزرگ بر سر راه ذکر و عبادت خداوند می‌گردد (سوره بقره:219).

و- پرورش و فروش گوشت خوک به غیرمسلمانان سود مالیِ فراوانی را به همراه خواهد داشت، اما خداوند بر علاوه حرام گردانیدن مصرف گوشت خوک، پرورش، خرید و فروش آنرا نیز مجاز ندانسته است.

ز- ساختن مجسمه‌های نامشروع نیز مشابه موارد قبل منافعی اقتصادی در پی دارد، اما اسلام پاسداری از ارزش‌های توحیدی و ایمانی را بر منافع اقتصادی اولویت داده است.

در اقتصاد اسلامی منافع معنوی بر منافع مادی ترجیح داده شده و ارزش‌های معنوی اصل و اساس آنرا تشکیل می‌دهد. در اقتصادی که بر پایه اساسات اسلامی بنا شده باشد، هیچ نوع فعالیتی چه در عرصه تولید و مبادله و چه در عرصه‌های توزیع مصرف، نمی‌تواند غیر اخلاقی و مخالف ارزش‌های دین باشد. اقتصادی‌که با ایمان و باور، با ارزش‌ها و اخلاق فرد فرد جامعه عجین شده تا راه سعادت آن جامعه را هموار سازد.

 

اشتراک گذاری
فروغ اندیشه وب‌سایت

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *