اهداف تربیت اسلامی

اهداف تربیت اسلامی

نخستین گام در این باب ترسیخ عقیده و تحقق عبودیت در تمام امور زندگی است، این هدف مهمترین اهداف تربیت محسوب می شود و دیگر اهداف از این شاخه می گیرد. بدون شک خداوند متعال توحید را در نهاد بشر گذارده اما برای بارور شدن نیاز به تعلیم اصول ایمان و جزئیات آن است. بهترین زمان غرس عقیده درست سالهای نخستین تولد است زیرا با حس خیال پردازی قوی که در وجود او گذاره شده تخیل بهشت و دوزخ و اصول قیامت و فرشتگان و عالم و….. به سادگی صورت می گیرد. برخی از وسایل که در تحقق و غرس عقیده مؤثر است:

  • از راه تلقین: اولین چیزی که باید کودک از راه تلقین و تکرار بیاموز کلمه توحید است. پیامبر اکرم (ص) می فرماید: « افتحوا علی صبیانکم اول کلمه لااله الاالله » ( نخستین کلمه ای که به فرزندان تان می آوزید کلمه لااله الاالله باشد)

بعد از آن به تعلیم قرآن کریم بپردازد به گفته حافظ سیوطی رحمه الله کودکان را قرآن بیاموزید که اصلی از اصول اسلام است. در چنین صورتی بر اساس اسلام رشد می کنند و در قلب های شان قیل از اینکه هوا و هوس جای گیرد انوار حکمت تابیدن می گیرد.

بدون شک حفظ قرآن را خداوند برای کودک آسان گردانیده و با تلاش اندکی بسیاری از آن را می تواند حفظ کند.

بعد از آن به آموختاندن سیره پیامبر (ص) و صحابه و تابعین و حکایاتی از نیکو کاران و صالحان بپردازد و و مربی کودک را با حقایقی ایمانی آشنایی کند و با صداقت به تمامی سوالها وی پاسخ گوید و با کودک در مورد بهشت و دوزخ سخن بگوید و آنها را به گونه ای که قابل فهم برایش باشد وصف کند تا بتواند با تخیل آنها در ذهن و روانش رسوخ کند.

  • ترسیخ عقیده از راه آموزش اذکار:

هدف فقط حفظ اذکار در احوال مختلف از جمله خورد و نوش و خواب وبیدار و….نیست بلکه از این طریق به وی بیامورید که چگونه می تواند با خداوند ارتباط برقرار کند از او درخواست کند و رد هنگام سختی و بیماری از او بخواهد. به این ترتیب شیوه استغاثه ، توکل و طلب را به وی بیاموزد.

  • از راه تدبر:

مربی از این روش استفاه کند و نظر کودک را به مظاهر آفرینش جلب کند و آن را به توحید ارتباط دهد. و چنین ارتباطی سبب توازن روانی کودک می شود زیرا چنین حس می کند که او نیز جزئی همپای اجزای دیگر هستی است. مربی می تواند از راه تدبر و را آشنایی با صفات خداوند و نظم و جمال طبیعت کند.

بهتر این است که در کودکی به حفظ برخی از مفاهیم بپردازد و کم کم هرچه بزرگ شود خود به مفهوم محفوظ خود پی می برد. در نتیجه برای ترسیخ باور از حفظ موضوع شروع بعد فهم بعد از آن اعتقاد و سپس ایمان و تصدیق و به دنبال آن می آید و کودک خود بدون دلیل و برهان به این مرحله می رسد.

  • حفظ از شرک و وسایل آن:

برخی از مربیان، مردم و دیگران را به گونه ای برای کودک جلوه می دهند که گویی این مردم هستند که در تمام امور زندگی مواظبت و نظاره گرشان می باشند و کودک را چنان تربیت می کنند که همواره در پی به دست آوردن رضایت دیگران باشد و بیم نارضایتی آنها را همواره با خود داشته باشد و تا جایی این را تلقین و تکرار می کنند که بر مراقبت خداوند و رضای او و ترس از خشم او غلبه می کند. که این خود آموزش ریا برای کودک است زیرا به خاطر رضایت مردم عملی را انجام می هد و اگر ا زچشم مردم دور شد آن عمل را ترک می کند. یا کارهای را از روی عادت انجام می دهد نه از روی رسیدن به پاداش الهی.

دوم رشد کودک بر اساس عبادت باطنی و ظاهری و اخلاق حسنه:

مربی موفق می کوشد تا کودکش را با عبادات پرورش دهد تا به این ترتیب تعلق به دین در او ایجاد شود. این کار اشتباه است که نسبت به عبادات کودک اهمال کنم تا آنگاه که به سن بلوغ می رسد آنگاه او را به عبادت مکلف برایم. برای همین علما آموزش نماز برای کودک در سن 7 – 10 سالگی به خاطر عادت کردن او می دانند نه یک امر وجوبی و برای اینکه تا آنگاه که به سن بلوغ می رسد به این عمل عادت کرده باشد و به آن احساس تعلق قلبی نماید و قادر به ترک آن نباشد نماز از مهمترین عبادات قلبی – بدنی است که باید کودک به آن عادت کند و از راههای آن این است که پدر خانواده وقتی زمان نماز فرا می رسد باید فرزندش را به ادای نماز امر کند و خداوند را به یادش آورد و وعده و وعید دهد او را به وضو ساختن دعوت کند و با خود به مسجد ببرد و آنچه برای صحت نماز لازم است از جمله طهارت، ستر عورت، خشوع و … را به وی بیاموزد.

برخی از کودکان هفت تا ده ساله رفتن به مسجد را دوست ندارد و لیلش هم این که پدر او را بسیار زود با خود به مسجد می برد و او را وامی دارد تا آرام بنشیند و قرآن تلاوت کند تا آنگاه که زمان نماز فرا می رسد و این در حالی است که او صدای کودکان هم سن سال خود را از بیرون مسجد می شنود که به سرگرمی و بازی مشغولند و چون خودش کودک است و از ویژگیهای او حرکت و فعالیت است. چنین حالتی را نمی پنسدد. اگر کودک قبل از سن بلوغ بود باید به وی آزادی های داده شود به اینکه می خواهد زود به مسجد حاضر شود یا به تأخیر. و هنگام اقامه نماز. به همین ترتیب عبادات دیگر را نیز به وی بیاموزد و در این طریق از روش سلف صالح بهره برد. ایشان همراه کودکان روزه می گرفتند در حین روزه با آنها بازی و سرگرمی می کردند تا روزه بر آنها سخت نگذرد و گاه نمازهای جمعه، تراویح و عیدین و … را با آنها به جا می آوردند و گاه با آنها اذان می گفتند و حج می کردند و تمام اینها به خاطر تربیت و تعلیم فرزندان شان بود. بهترین راه برای عادت کودکان به عبادت ترغیب و تشویش و گاهاً دادن تحفه است و باید این کار به حد اعتدال باشد و نباید به گونه ای باشد که عبادت با هدیه تحفه ارتباط پیدا کند بلکه مربی باید کاری کند تا کودک عبادت را راهی برای ارتباط با خدا بیابد. و اما رشد همراه با اخلاق فاضله جزئی از دین است که مسلمان به خاطر پاداش الهی خود را به آن آراسته می کند. رشد اخلاقی نیازمند این مراحل است.

  • کشت عادت در خورد سالی: بنابر همان چیزی که در خورد سالی آموزش می یابد از جمله عکس العمل ها، خشم، لجاجت و بی پروایی و کوته فکری، آزمندی و … عمل می کند و در بزرگ سالی خو گرفتن به عادت دشوار است.

آنچه باعث می شود تا طفل طبیعتی آرام داشته باشد رعایت نیاز های فطری وی است به طور مثال هنگامی که کودک شیرخوار خواهان شیراست بدون تأخیر طولانی اجبت شود که در غیر این صورت کودک عصبی بار می آید. و تا زمانی دوره شیرخوارگی او کامل نشود نباید از شیر جدا شود. و هم بازی شدن با کودک سبب تعادل شخصیتی وی می شود. یا اگر کودک به خاطر گرسنگی یا درد گریه کرد اندکی او را رها سازی تا به صبر عادت کند. اگر کاری را که در توان خودش بود او را راهنمایی کنیم تا خودش انجام دهد که به این وسیله اعتماد به نفس پیدا کرده و به تلاش عاد ت کند اگر در جای فقیری را دید مربی به بیان حال فقیر بپردازد تا حسن رحمت و شفقت در او پرورش یابد و به او مهربانی و تواضع را بیاموزد و به همین ترتیب مربی می تواند در پنج سال اول زندگی کودک را به بسیاری از فضایل عادت دهد

  • عادت دادن کودک به احکام و آداب شرعی:

هم چون آداب غذا، لباس، خواب و دیگر آدابی که در شرع آمده و این کار در سال های نخستین ممکن است.

و مربی کودک را از آنچه منجر به فساد اخلاقی و گناه می سازد باز دارد از آواز های تخم فساد را می کارد و یا رمانها و داستان ها و یا فامیلهای عاشقانه ای که باعث فساد می شود.

بناءً باید کودکان با حمایت والدین از دیدن آنچه حیا را در آنها خدشه دار و ضعیف می کند چه توسط وسایل اطلاع رسانی باشد چه رفتارهایی که در خانه صورت می گیرد مصؤن بمانند.

بنا بر این روابط جنسی والدین باید در نهایت حفا و سر باشد زیرا کودک هر آنچه را زا والدین ببیند تقلید می کند و در این باب رفتار صحابی را می بینیم که چون می خواهد با همسرش ارتباط جنسی داشته باشد طفل شیر خوار خود را از اتاق بیرون کند.

  • در صورتی که کودک پسر بود نباید حریر و طلا پوشانده شود و زیب وزینت داد زیرا بر حرام و تشبه خود به زنان عادت می کند. به همین ترتیب اگر کودک ذخیره بود از اینکه شبیه به مردان یا غیر مسلمانها باشد فقط شود و اصل به این است که کودک به صلاح ها خو گیرد و از حرامها بپرهیزد. ملزم ساختن در کودکی بالاخره سبب می شود تا در بزرگسالی آنچه را در دین به آن امر شده به خاطر رسیدن به ثواب انجام دهد.
  • تشویق کودک به مکارم اخلاق نخسنت با پروردگارش بعد با مردم و سپس با حیوانات و جمادات. چراکه اخلاق شامل تمام اینها می شود. این تشویش با تلقین و عاطفه ای که او را برای بدست آوردن پاداش انگیزه دهد همراه باشد. 

و راداده اش را تقویت کند تا بر هوای نفس و کنترل خواسته ها توانا باشد و داستان های از صادقین و پیامد های نیک و خیر نیوی و اخروی اعمال آنها را برایش بیان کند تا بدین وسیله محبت راستی و صداقت در دل او جای گیرد و انگیزه برای راستی در خود بیابد و با سلاح اراده و تصمیم مجهز شود

نگارنده: لیلی بنت عبدالرحمن الجریبه

ترجمه: محفوظه جامی الاحمدی

اشتراک گذاری
فروغ اندیشه وب‌سایت

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *