به مناسبت سالروز تولد امام شهید حسن البناء
- فروغ اندیشه
- مقالات دین و اندیشه

نویسنده: د. خالد حمدی
ترجمه: صابر صبور
در این روز امام حسن البناء دیده به جهان گشود و در شرایط بحرانی همچون شرایط فعلی این امت رشد نمود.
دهها هزار فاحشه خانه در مصر و شام مجوز رسمی داشتند و اشغالگران بی مهابا در میان شهرها گشت و گذار میکردند. و خرافاتی که بنام دین در میان مردم جای گرفته بود. و مسجدهای خالی که در آنها جز بزرگسالانی که در سراشیب مرگ قرار داشتند دیگر کسی یافت نمیشد.
این جوان آستین همت بالا زده و از میان کافهها، بازارها و منبرها ندا سر میداد و مردم را مورد خطاب قرار داده تا آنان را از خواب غفلت بیدار نماید.
به فضل الهی کوشیدند و فرش اشغالگری و استعمار را که در مصر پهن شده بود را برچیدند و با کسانی که خواستار غلامی و استعمار بوده رزمیدند تا اینکه اشغالگران عقب نشینی نمودند.
همهٔ جهان را خشم فرا گرفت، اشغالگران به همکاران شان دستور دادند تا امام را بکشند، در نهایت امام را شهید ساختند و بعدا بر یاران و شاگردانش تاختند و آنان را زندانی نمودند. از غیاب یاران امام بهره جسته و مسجدالاقصی را اشغال نمودند و سپس به بینش مردم روی آورده و فطرت و اخلاق شان را از آنان گرفتند تا اینکه خیلیها از دین برگشته و مرتد و کمونیست شدند بگونهای که کسانیکه از دین بر میگشتند به مراتب بیشتر از کسانی بودند که به اسلام روی میآوردند.
بعد از مدتی تقدیر چنین رقم خورد تا یاران و شاگردان امام از زندانها آزاد شوند و با خروج آنان جوانان مؤمن بسیاری از راههای دور و دراز گرد هم جمع آمدند.
دوباره روح بیدارگری در مردم زنده شد و تا مدت زیادی این روحیه پا برجا ماند و الحاد و خداناباوری رخت سفر بربست و ناپدید شد.
چون ابزار و وسایل اشغالگران تکمیل شد و نقشهٔشان برای خالی کردن شهر و بنای هیکل در آن آماده شد، دوباره به همکاران شان دستور دادند تا شهرها را از شاگردان و رهپویان راه امام بناء پاک ساخته و زندانها را دوباره پر سازند و آنان را در کشتارگاهها سلاخی نمایند.
خواست خدا بر این بود تا از اعماق زمین فرزندان جدیدی برخیزند که پرورش یافتهٔ مساجد اند و روح شان را قرآن شکل داده است و عقل شان همگام با علوم نوین است.
این بار نیز نقشه شان شکست خورد و پروژه خویش را به تعویق انداختند.
همواره امام بناء فرزندانی دارد که حوادث و رخدادهای زمانه آنها را آشکار و نمایان میکند، استخبارات خبری از آنان ندارد و دشمن مکار با همه قوت و شوکت خود قادر به شکست شان نیست زیرا دعوت شان نهایت سخت و دشوار است.
آنان همانند بقیه مردم هستند فقط فرق شان این است که نقطه شروع شان عقیده و ایمان به پروردگار است، اگر چنین نمیبود کسی از آنان این همه ظلم و شکنجه را تحمل کرده نمیتوانست و حدود صد هزار از افرادشان در پشت میلههای زندان نمیبودند.
آری، برخی از ضعفهایی به آنان رسیده است اما از کجا میتوانید ارتشی را بیاورید که اصلا ضعیف نشود و مبارزی را پیدا نمائید که استراحت نکند؟!
باوجود همه اینها تو نمیتوانی انکارشان کنی زیرا آنان نمک زمین دعوت و سر نیزه فعالیتهای اسلامی هستند که در کنار برادران دعوتگر نهضت اسلامی معتدل خویش مشغول امر دعوتگری و بیدارگری اند.
آنان در مقام فرشته نیستند اما باور داشته باش که شیطان نیز نیستند.
شگفت انگیزترین چیزی که یکی از سیاستمداران و چهرههای معروف رسانهای در باره شان گفته است این است:
«هر آنچه با گذشت یک قرن کامل بر آنان گذشته است اگر یک دهم از آن بر دیگران می گذشت چندین سال پیش از بین میرفتند و هیچ نامی از آنان باقی نمیماند، اما این عقیده و باور است که با صاحبانش چنین میکند».
خداوند رحمتش را شامل حال امام شهید نماید و فرزندانش را توانایی ببخشد تا راهش را بپیمایند و حق دعوتش را اداء کنند.
اینگونه میتوان حق دعوتش را اداء کرد: باید یکپارچه بود و از دیگران درس و اندرز گرفته و از هر مسلمانی که توانایی و ظرفیت داشته در این راه کار گرفته شود، باید از وسائل جدید استفاده کرد، و در مقابل نصیحت دیگران متواضع بود، و از فریب فریبکاران آگاه بوده و به خطای خویش اعتراف نمود، این دعوت را باید به میراث برد، و می بایست شعارش رهبانیت بوده و برادری، عقیده، قوت و صلابت اساس و تهداباش باشد.
والله أکبر و لله الحمد.