تربیت واقع‌گرایانه

نویسنده: استاد مصطفی محمد طحان
برگردان: صفیه مخدومی
 

اسلام دین واقعی است، اصول، اخلاقیات و سیستم تربیتی اسلام، واقعی‌­اند. اولین مربی، محمد صلی الله علیه و سلم، این واقعی­‌گرایی را اساس گذاشت، آن­گاه که برخی از اصحاب، عبادت پیامبر صلی الله علیه و سلم را کم جلوه داده و گفتند: ما کجا و پیامبر کجا؟ خداوند گناهان گذشته و آینده او را بخشیده­‌است؟ رسول‌­الله صلی الله علیه و سلم فرمود: من از شما پرهیزگارترم، و بازهم روزه می­‌گیرم و افطار می‌­کنم، نماز می‌­خوانم و خواب می‌­شوم و همراه زنان ازدواج می­‌کنم، کسی‌که از سنت من روی­گرداند، از امت من نیست.

از حنظله بن ربیع اسدی کاتب رسول الله روایت شده است که گفت: ابوبکر مقابلم آمده و پرسید چ­گونه هستی ای حنظله؟ گفتم حنظله منافق شده است!! گفت سبحان‌­الله چه می­گویی؟ گفتم: وقتی نزد رسول‌­الله می‌­باشم و او از بهشت و دوزخ برای ما یادآوری می‌­نماید و آن­چنان بر ما اثر می‌­گذارد که گویی آن­را با چشم سر دیده‌­ایم. اما چون از نزد وی بیرون می‌­شویم و با زن و اولاد و اموال مشغول می‌­شویم؛ اکثر این چیزها را فراموش می‌­نماییم!! ابوبکر گفت: سوگند به الله که من نیز چنین می‌­باشم. پس هر دو به­‌سوی رسول­‌الله صلی الله علیه و سلم شتافته و موضوع را به عرض رساندیم. ایشان گفتند: سوگند به آن ذاتی که روح من به دست اوست، اگر همان­‌گونه که نزد من و در حالت ذکر می‌­باشید، دوام دهید، ملائک با شما در بسترهای‌تان و در راه­های‌تان با شما مصافحه خواهند کرد، ولی ای حنظله ساعتی و ساعتی، و سه مرتبه تکرار کرد، «ساعتی آن­چنان و ساعتی این چنین» (مسلم).

صحابه، این­گونه احساس می­‌کردند و رسول­‌الله صلی الله علیه و سلم تصور اشتباه شان را تصحیح نموده و برای‌­شان آموزش داد که شما هم بشر هستید و گاهی خطا می­‌کنید و گاهی به حق عمل می­‌نمایید و گاهی بالا هستید و گاهی پایین و ایمان نیز افزایش و کاهش می‌­یابد، لذا بشریت انسان، او از این که همانند فرشته‌­گان باشد، باز می­‌دارد، الله متعال در مورد فرشته­‌گان می‌­فرماید:{لَا یَعْصُونَ اللَّهَ مَا أَمَرَهُمْ وَیَفْعَلُونَ مَا یُؤْمَرُونَ} [التحریم/6] «از خدا در آن­چه بدیشان دستور داده است نافرمانی نمی‌کنند و همان چیزی را انجام می‌دهند که بدان مأمور شده‌اند».

برخی سیستم‌­های تربیتی اشتباه بزرگی مرتکب شده‌­اند و برخی نویسنده­‌گان مسلمان نیز درین اشتباه سهیم‌اند، آنان تصور می­‌کنند که برای مسلمان خوب و شایسته است که همانند فرشته­‌گان باشد، لذا تصور نمی­‌کنند که برادران‌شان خطایی مرتکب شوند و به طریق اولی برای صحابه خطا را تصور نمی‌­نمایند، وقتی به سخن عمر رضی الله عنه می­‌رسند که گفت: عمر خطا کرد و یک زن حرف حق را گفت، این سخن را به روش­‌های مختلفی تأویل می‌­نمایند، و اگر از جنگ­‌های صحابه برای شان یادآوری نمایید، در جواب می­‌گویند: آن امت گذشته و در مورد شان بحث نکنید.

این دیدگاه ایده‌­آل غیر واقعی می‌­باشد که انسان را از بشریت آن بیرون کرده و به بالاتر از جایگاه واقعی‌­اش بلند می­‌کند و تاریخ و قهرمانان آن را تقدیس می­‌نماید، این نظریه مسؤول جاهل نگهداشتن مسلمانان می‌­باشد، این­گونه، مفاهیم را خطا و وارونه نموده و کسانی را که مستحق بازپرسی و بازدهی بودند، معذور دانسته اند. (1)

منهج اسلام در تربیت، منهج واقعی است که همراه بشریت تعامل واقعی دارد، و اندازه‌­ی توانایی و خواسته­‌ها و ضرورت­‌های بشریت را دانسته و رعایت می‌­نماید.

{لَا یُکَلِّفُ اللَّهُ نَفْسًا إِلَّا وُسْعَهَا} [البقره/286] «خداوند به هیچ کس جز به اندازه توانایی­‌اش تکلیف نمی‌­کند (و هیچ­گاه بالاتر از میزان قدرت شخص از او وظایف و تکالیف نمی‌­خواهد».

{فَاتَّقُوا اللَّهَ مَا اسْتَطَعْتُمْ} [التغابن/16] «پس آن­قدر که در توان دارید، از خدا بهراسید و پرهیزگاری کنید».

ضعف انسان در مقابل امور فریبنده و تکالیف را می­‌داند، با این شناخت، با سرشت انسان تعامل واقع­‌بینانه داشته و برایش تکالیفی را فرض نمی­‌کند که کمرش را خم نماید و مکلفیت­‌های الزامی را در حدود توانایی ممکن افراد در نظر می­‌گیرد؛ اما با این هم، فطرت ضعیف انسانی را رها نمی‌­کند و بلکه مورد تقویم و استوارسازی قرار می‌­دهد. 

اسلام که با واقعیت و سرشت بشری با ضعف و نیروی محدودش تعامل دارد، از نیروی پنهان اید­ه‌­آلی آن نیز غافل نمی‌­باشد، منهج اسلام با واقعیتی همگام است که شامل آرمان می­‌گردد و به آرمان­‌گرایی باور دارد که از واقعیت زنده‌­گی غافل نگردد. (2)

سیستم­‌های تربیتی اسلامی امروزی و یا کسانی که این سیستم­‌ها را تطبیق می‌­نمایند، به صورت نسبی از واقعیت دوراند، سیرت نبوی را مطالعه می‌­کنند؛ اما فراموش می‌­نمایند که بر واقعیت سیاسی زنده­‌گی خود تطبیق نمایند، معاملات تجارتی روزگار پیامبر صلی الله علیه و سلم را مطالعه می­‌کنند؛ اما از معاملات اقتصادی معاصر بی­‌خبراند، تعامل پیامبر همراه کفار و یهود مدینه را بررسی می­‌کنند و آن دانسته­‌ها را بر واقعیت معاصر خود تطبیق نمی­‌کنند.

مشغول اید­ه‌­آل­‌های تاریخی‌اند و در ملکوت الهی در آسمان­‌ها زنده‌­گی نموده و به سرزمین واقع پایین نمی‌­آیند.

این سیستم‌­های تربیتی نیازمند واقع­‌گرایی بوده و این مربیان نیازمند تمرین و آموزش‌اند، تا زمان حاضر را در روشنایی هدایت گذشته، درک نموده و پلان آینده را با اسلوب عملی، علمی و واقعی طرح نمایند که در روشنایی حاضر ساخته شود.

بسیاری از کسانی که این سیستم‌­های آرمانی را تدریس می‌­نمایند، از حلقات درسی خود طوری بیرون می­‌شوند که داخل شده بودند، علومی را که تدریس می‌­نمایند، گذشته را تمثیل نموده و به زمان حاضر ارتباطی ندارند و تنها ارتباط شان به آرمان­‌گرایی است و از واقع­‌گرایی بیگانه‌اند.

علم مفید، علمی است که واقعیت را معالجه نماید، تربیت صالح، تربیتی است که با واقعیت تفاعل داشته باشد و از آن متأثر شده و بر آن تأثیر بگذارد.

منبع: نقش تربیت اسلامی در ساختار رفتار

  1. فی التدریب التربوی – مصطفی محمد الطحان، ص 54.
  2. منهج التربیه الاسلامیه – محمد قطب 1/33-37.
اشتراک گذاری
فروغ اندیشه وب‌سایت

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *