دانه را دُردانه کردی عاقبت!


از تعابیر درخشانی که دستِکم ۹ بار در قرآنکریم تکرار شده است، حیات یافتن زمینِ مُرده توسط باران است: «پس به آثار رحمت خدا بنگر که چهگونه زمین را پس از پژمردنش زنده میسازد؟ بیگمان، همان، زندهکنندۀ مردهگان است، او بر هر کاری تواناست.»(روم/۵۰)؛ «آنگاه آن را به سوی سرزمینی مُرده میرانیم، و زمین را پس از پژمردنش با آن زنده میسازیم؛ رستاخیز چُنین است.»(فاطر/۹)
پیوسته ما را توجه میدهد که دل به جاذبۀ این اتفاق شگرف بسپاریم و چنین حادثهای را خُرد و خالی از معنا نپنداریم. زمینی که مُرده بود، حیات مییابد. چه نیروی عظیمِ معنابخشی در این واقعه نهفته است. این واقعه از منظر قرآن گواهِ قدرتِ حیاتبخشِ خداست. او حیاتبخش است و از بارزترین جلوههای حیاتبخشیاش اعجازِ باران و رستاخیز طبیعت است.
دانهای بیچاره بودم زیر خاک دانه را دُردانه کردی عاقبت
مولانا
اگر قرآن در پیِ اشاره به احیای زمین، خبر میدهد که شما نیز از نو برانگیخته میشوید، قصد تقریر یک استدلال منطقی و اقامه برهان فلسفی ندارد. در واقع مؤمنان را دلگرمی میدهد که با نظر به نیروی حیرتآوری که زمین مُرده را زنده میکند میتوانید به قدرت خلاقهای اعتماد کنید که شما را نیز حیاتی دوباره خواهد بخشید. دمیدن زندهگی در کالبدِ زمین مُرده چندان شگفت و حیرتآور است که اگر به دیدۀ دل بنگریم در ما نیز شعلههای امید را میگیراند. امید به حیاتبخشی خداوند. وقتی رستاخیز زمین و حیات یافتنِ خاک را نظاره میکنیم با خود زمزمه میکنیم:
یا رب از ابرِ هدایت برسان بارانی پیشتر زانکه چو گَردی ز میان برخیزم
حافظ