شهداء مشعلداران ماندگار
- فروغ اندیشه
- مقالات دین و اندیشه

نویسنده: نصیراحمد کریمی
اشاره: شکی نیست که یاد بود و تجلیل از مقام والای شهداء، گرامیداشت از برترین مقامات معنوی و ارزشهای ناب انسانی است، اما این تجلیل، میباید با تأمل، تعهد، و الگو پذیری توأم باشد؛ زیرا بدیهی است که واژهگان « شهید و شهادت » از واژهگان نمادین، تشریفاتی و سمبولیک – آنگونه که بعضیها میپندارند- نیست؛ بل، شهادت یک مقام شامخ و سترگ الهی است، مقامی که رب العالمین آنرا تنها به گزیدگان و خاصان راه اش اعطاء مینماید.
حیاتی در دل مرگ!:
بی تردید کاروان حیات مادی انسان از زمانی به دوران می افتد که او با گذر از تاریک خانه رحم، دیده به جهان هستی گشوده، و با گام نهادن در مراحل سه گانه حیات،(کودکی، جوانی و کهنسالی) سیر تکاملیاش را تا آنگاه میپیماید که پیک اجل، بر صفحه عمر او نقطه پایان گذاشته و پرونده حیاتش را تا مدت نامعلومی بر بندد.
این ظاهر معادله خلقت و حیات انسانی است؛ اما اگر بگوییم در این میان شهداء و مردان راه حق، که حماسه سازان تاریخ بشریت اند از این قاعده مستثنی هستند، نه تنها از حقیقت دور نرفته ایم؛ بل، یک واقعیت راستین را زمزمه نموده ایم؛ چه اگر مرگ، پرونده حیات مادی آنان را مختومه ساخته است، خالقِ مرگ و زندگی، حیات دیگری را در دل مرگ به آنها عنایت مینماید؛ بگونهای که منتهای زندگی مادیشان را سرآغاز فصل نوینی از حیات معنوی قرار میدهد.
پایان زندگی هر کس به مرگ اوست جز مرد حق، که مرگ وی آغاز دفترست
آری! بنا به تصریحات قرآنی، شهداء دارای حیات معنوی و واقعی اند، هر چند ماهیّت این زندگی فراتر از عقل و درک بشری ما است، ولی ایشان زنده اند. این حقیقت را پروردگار لایزال ضمن این آیات چنین بیان داشته است،که ما آنرا بصورت مختصر در این فرصت به بحث میگیریم: « وَلاَ تَحْسَبَنَّ الَّذِینَ قُتِلُواْ فِی سَبِیلِ اللّهِ أَمْوَاتاً بَلْ أَحْیَاء عِندَ رَبِّهِمْ یُرْزَقُونَ » ( آل عمران، ۱۶۹) ( و کسانی را که در راه خدا کشته می شوند، مرده مشمار، بلکه آنان زنده اند و بدیشان نزد پروردگارشان روزی داده می شود. )
« فَرِحِینَ بِمَا آتَاهُمُ اللّهُ مِن فَضْلِهِ وَیَسْتَبْشِرُونَ بِالَّذِینَ لَمْ یَلْحَقُواْ بِهِم مِّنْ خَلْفِهِمْ أَلاَّ خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَلاَ هُمْ یَحْزَنُونَ » (آل عمران، ۱۷۰)
( آنان شادمانند از آنچه خداوند به فضل و کرم خود بدیشان داده است، و خوشحالند به خاطر کسانی که بعد از آنان مانده اند ( و هنوز در راه خدا می رزمند و به فوز شهادت نائل نشده اند و ) بدیشان نپیوسته اند. ( شادی و سرور آنان از این بابت است که پیروزی یا شهادت در انتظار هم کیشان ایشان است و مقامات برجسته آنان را در آن جهان می بینند، و می دانند ) این که ترس و هراسی بر ایشان نیست و آنان اندوهگین نخواهند شد. )
آیات فوق نکات ذیل را یاد آور می شود:
1 – مرگ، نه تنها ارواح طیبه شهدای راه حق را می میراند؛ بل، افق تازه از حیات را بسوی آنان میگشاید؛ توگویی در اینجا، مرگ ارمغان آور جاویدانگی است! و « قابض الارواح » ( عزرائیل علیه السلام) پیغام رسان حیات است، نه مرگ! لذا، شهدای راه حق هرگز نمرده و نمی میرند؛ بل، آنان در نزد پرودرگارشان توأم با رزق و روزی زنده و پاینده اند، چنانچه این حقیقت در آیات مذکور اینگونه تصریح شده است. : « وَلاَ تَحْسَبَنَّ الَّذِینَ قُتِلُواْ فِی سَبِیلِ اللّهِ أَمْوَاتاً بَلْ أَحْیَاء عِندَ رَبِّهِمْ یُرْزَقُونَ »
2- شهدای راه حق، علاوه بر اینکه حیاتی مملو از سرور و شادی را به همراه دارند در پیشگاه خداوند سبحان، بالاترین مزد و کامل ترین پاداش را نیز دریافت می کنند؛ چنانکه ذکر گردیده است: « فَرِحِینَ بِمَا آتَاهُمُ اللّهُ مِن فَضْلِهِ » و در صحیح مسلم روایت شده است : « ارواح شهداء در چینه دانهای پرندگان سبز رنگی است در بهشت، هر جا که بخواهند آزادانه می گردند و می خورند سپس به قندیلهائی که در زیر عرش آویزانند بر میگردند. پروردگار تو بر ایشان نگاهی میاندازد و بدیشان می گوید: چه چیز می خواهید؟ خواهند گفت: ای خدای ما، چه چیز بخواهیم ؟ تو که چیزهائی به ما عطاء فرموده ای کـه به کسی از بندگانت نداده ای . سپس همچون سخنی را تکرار می فرماید. وقتی که می بینند به حال خود واگذارده نمی شوند و مرتب از ایشان در این باره خواسته می شود، می گویند: می خواهیم که ما را به سرای جهان برگردانی تا در راه تو بجنگیم تا آنگاه که بار دیگر در راه تو کشته شویم – این درخواست به سبب ( عظمت ) پاداش شهادت است که می بینند – پس پروردگار بزرگوار می فرماید: من مقرر و واجب داشته ام که مردمان به سرای جهان باز نمیگردند.»
3- شهدای راه الله از آنچه پیرامونشان میگذرد مطلع اند حتی از حالت و موقعیت همرزمان و راهروانشان که هنوز در این مسیر میرزمند نیز آگاه میباشند و به آنان مژده میدهند که هیچ هراس و اندوهی بر ایشان نیست؛ همینطور این درس ماندگار را همواره به ما که هنوز در پشت حصارهای مادیت و خود محوری اسیر هستیم، میدهند؛ تا با جهاد و تلاش مخلصانه در راه الله – که همان انجام تکلیف هر زمان و پاسخ به نیاز هر لحظه است،- خود را از بند اندوه دنیا و عذاب آخرت رهایی و نجات بخشیده و به فرحت و شادی ماندگار برسانیم! همانگونه که تبیین گردیده است: « وَیَسْتَبْشِرُونَ بِالَّذِینَ لَمْ یَلْحَقُواْ بِهِم مِّنْ خَلْفِهِمْ أَلاَّ خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَلاَ هُمْ یَحْزَنُونَ »
آری! شهدای راه حق، از چنین حیات طیبه و جایگاه سترگ معنوی برخوردار اند؛ مقام و جایگاهی که قلمها و زبانها همواره از بیان حقیقت آن قاصر و ناتوان بوده و هستند. چه آنان تاریخ ماندگار امت توحید را با خون پاک خود نگاشته اند، و سرمایهی حیات را که کالای فانی شدنی و محکوم به زوال است، با نعیم همیشه جاوید الهی معامله نموده، و با شهادت و ریختاندن قطرات خون پاک شان در رگهای افراد مرده، خفته و تن پرور جامعه، آنها را زنده و بیدار نمودند؛ و بدین سان، جان عاریت را از اضمحلال تدریجی که هر ذی روحی خواه ناخواه در معرض آن قرار دارد، به بهترین وجه رها ساختند.
از اینرو تاریخ انسانی نیز یادآورندهی مقام والای شهداء در قلوب و اذهان بوده، و راه و رسمشان را گرامی میدارد؛ بگونه که نام و نشان، پیکار و خروش، ایثار و فداکاری شان را تا ابد زنده نگهداشته، و مهر و محبتشان را در دلهای آزادگان بسان مشعلیماندگار، فروزان نگهمیدارد؛ تا آنجا که هرگاه و هر جا از استقلال، آزادگی و پیروزی سخنی به میان میآید، نماد خونین شهادت و قامت استوار شهداء که مشعلداران ماندگار این مسیر اند در مقابل دیدگان نمودار میگردد.
چه اگر ما تمامی حوادث و رخدادهای بزرگی که در تاریخ حیات پدیدآمده و ثبت صفحات تاریخ گردیده است، را مورد کنکاش و بررسی قرار دهیم، هیچ یک از آنها ارزشمندتر و با اهمیتتر از مسأله شهادت نمییابیم، لذا باید دانست که شهادت صرفاً از خودگذری و فداکاری نیست؛ بل، شهادت از خود گذری و فداکاری، توأم با زنده نمودن، رهانیدن و متغیر نمودن حیات بشریت، از حالت خواب و غفلت، بردگی و شکست، شقاوت و نابودی، بسوی بیداری و پویایی، آزادی و پیروزی، سعادت و جاودانگی است.
آری! شهدای راه حق با فداکاری و از خود گذری و با سوختن و پرتو افکندن، محیط را برای دیگران منور مینمایند تا دیگران در پرتو این مشعل ماندگار طی مسیر نموده و به سر منزل مقصود برسند.
اینک شیاسته است یاد آوری نماییم که هر چند شهید به معنای عام به تمامی پیروان مکتب توحید که در پیش برد وظایف اسلامی و مشروع خودکشته شده اند اطلاق میگرد؛ اما شهید و شهادت، هرگز از واژاههای نمادین، تشریفاتی و سمبولیک – آنگونه که بعضیها میپندارند- نیست؛ بلکه به معنای خاص تنها برای کسانی به کار میرود که در راه اجرای فرمان یزدان و یا به خاطر دفاع از کیان عقیده و مرزهای دولت اسلامی جان و مال خویش را در طبق اخلاص گذاشته و فدا نمایند.
همینطور باید تذکر داد که شهادت از آنجاکه یک مقام شامخ و سترگ الهی است، دارای دو رکن ضروری میباشد، یکی اینکه فی سبیل الله (در راه خدا ) باشد، دیگر اینکه آگاهانه و مخلصانه صورت گرفته باشد. لذا شهادت به دلیل اینکه عملی آگاهانه و مخلصانه است، از تمام انگیزههای خود گرایانه و غیر شعوری منزه و مبراست.
چنانچه از ابی موسی اشعری رضی الله عنه روایت شده است که گفته است : از رسول خدا صلی الله علیه وسلم در مورد مردی پرسش بعمل آمد، که برای اظهار شجاعت و دلیری، یا روی عصبیت قومی و یا بخاطر ریاء می رزمد، که کدام یک از اینها فی سبیل الله به حساب می آید؟ آنحضرت صلی الله علیه وسلم فرمود:« مَنْ قاتَلَ لِتَکُون کلِمهُ اللَّهِ هِی الْعُلْیَا فهُوَ فی سَبِیلِ اللَّهِ » ( آنکه بخاطر اعلای کلمه الله بجنگد، آن فی سبیل الله به حساب می آید.) [مُتَّفَقٌ علیه]
همچنان از ابوهریره رضی الله عنه روایت شده است که گفته است : مردی گفت : ای رسول خدا، مردی می خواهد در راه خدا جنگ کند ولی ( نهانی ) در اندیشه مال اندوزی و کالای دنیوی است ( آیا پاداش او چگونه خواهد بود؟ ) ، فرمود: «لا أجْرَله» او را پاداشی نیست . آن مرد سه بار سخن خویـش را تکرار کرد. هر بار در پاسخ بدو می فرمود: « لا أَجْرله » اور را پاداشی نیست. [ابوداود]
در خاتمه درود و سلام میفرستیم از اعماق جان، بر ارواح طیبه و مبارک شهداء و به خون خفته گانی که در راه الله به جهادی سترگ همت گماشته اند، و پروردگار منان، شهادت را که بالاترین دستاورد این مسیر است به آنان ارزانی نموده و این اکلیل عزت را بر ناصیهی آنان ماندگار ساخت.