شهید اندیشه؛ تأملی در ایستادگی سید قطب در برابر طاغوت
- فروغ اندیشه
- مقالات فکری

نویسنده: حمزه خان بیگی
در گستره تاریخ معاصر اسلام، کمتر چهرهای را میتوان یافت که همچون سید قطب شهید، با قلمی آتشین و ایمانی استوار، در برابر ظلم ایستاده باشد؛ و شهادت را نه پایان راه، بلکه نقطه اوج رسالت خویش دانسته باشد. روایت محاکمه، مقاومت و شهادت او، صرفاً یک واقعه تاریخی نیست؛ بلکه تجلی گفتمانی ژرف از پیوند ایمان، عقل و اراده است؛ گفتمانی که تا امروز، الهامبخش آزادگان و اندیشمندان است.
ایمان، فراتر از جان
در دادگاه، هنگامی که یکی از افسران از سید قطب معنای «شهید» را پرسید، پاسخ او کوتاه اما ژرف بود:
«یعنی کسی که گواهی میدهد شریعت خداوند از جانش برای او عزیزتر است.»
این جمله، نه صرفاً تعریفی لغوی، بلکه بیانیهای وجودی بود؛ گواهی بر آنکه ایمان، در نگاه سید، نه در واژهها بلکه در انتخابهای حیاتی معنا مییابد. او ایمان را نه در شعار، بلکه در عمل و ایستادگی میجست.
صداقت اعتقادی و نفی توریه
پس از جلسه دادگاه، یکی از یارانش با گلایه پرسید که چرا در برابر قضاتی که اختیار جانش را دارند، چنین صریح سخن گفته است. پاسخ سید، نشان از عمق باور و مسئولیت رهبری داشت:
«در مسائل اعتقادی، توریه جایز نیست؛ و برای یک رهبر، روا نیست که به رخصتها تمسک جوید.»
در این جمله، تمایز میان مؤمن راستین و مصلحتاندیشی که حقیقت را قربانی بقا میکند، بهروشنی نمایان است.
شهادت: آرمانی آگاهانه، نه اجبار
پس از تأیید حکم اعدام توسط جمال عبدالناصر، سید قطب با آرامشی شگفت گفت:
«الحمدلله، پانزده سال تلاش کردم تا به مقام شهادت نائل آیم.»
این جمله، نه از سر تسلیم، بلکه از سر رضایت بود؛ رضایتی که از تحقق آرمانی بزرگ سرچشمه میگرفت. شهادت برای او، نه حادثهای ناخواسته، بلکه مقصدی آگاهانه و انتخابی باشکوه بود.
مقاومت در برابر تطمیع و تهدید
دستگاه اطلاعاتی کوشید با تطمیع و تهدید، سید را به عقبنشینی وادارد. از او خواستند که عذرخواهی کند یا نامهای بنویسد و طلب بخشش نماید. پاسخهای او، تجلی ایمان و عزت بود:
«من از همکاری با خداوند عذر نمیخواهم!»
و «انگشت سبابهای که روزانه پنج بار به یگانگی خداوند شهادت میدهد، هرگز حاضر نیست حتی یک حرف بنویسد که در آن حکم یک طاغوت تأیید شود!»
در این جملات، روحی دیده میشود که نه با تهدید میلرزد و نه با وعده میلغزد؛ روحی که عزت را بر مصلحت ترجیح میدهد.
مرگ در راه خدا: استقبال از فنا با افتخار
در واپسین لحظات، وقتی افسر گفت: «اما این مرگ است، ای سید»،
پاسخ سید قطب، همچون آتشی در جان مخاطب شعلهور شد:
«خوش آمدی ای مرگ در راه خدا! هر آنچه میخواهید انجام دهید.»
و پس از اقامه نماز صبح، با لبخند و ذکر شهادتین، به سوی چوبه دار رفت؛ نه با ترس، بلکه با افتخار و آرامش، گویی به دیدار معشوق میرفت.
نقدی بر نهاد دینی رسمی
در صحنهای تکاندهنده، یکی از علمای الازهر برای تلقین شهادتین نزد سید آمد. سید با نگاهی نافذ گفت:
«ای بیچاره، من به سوی مرگ میروم برای لا إله إلا الله؛ و تو با همین کلمه میروی تا تهمانده سفرهها را بخوری!»
این جمله، نقدی تند اما دقیق بر نهادی دینی بود که به جای ایستادگی، به سازش با قدرت تن داده بود؛ نهادی که حقیقت را در برابر نان فروخته بود.
سخن آخر:
اندیشهای که زنده ماند!
شهادت سید قطب در ۲۹ اوت ۱۹۶۶، پایان زندگی جسمانی او بود، اما آغاز حیات فکریای شد که تا امروز، الهامبخش آزادگان و اندیشمندان است. او نشان داد که ایمان، اگر با عقل و اراده همراه شود، میتواند در برابر هر طاغوتی بایستد؛ و شهادت، اگر از دل آگاهی برخیزد، میتواند تاریخ را دگرگون سازد.
اندیشه سید قطب، همچنان زنده است و در بسترهای مختلف فکری و اجتماعی، پژواک مقاومت و حقیقتطلبی را طنینانداز میکند.