طوفان بازگشت…نقطهٔ عطفی در تاریخ
- فروغ اندیشه
- مقالات سیاسی

نویسنده: فهمی هویدی
ترجمه: واحد ترجمهی وبسایت فروغ اندیشه
حملهٔ عظیم سیلآسای دستههای فلسطینیان آواره بهسوی خانههایشان در شمال غزه بهعنوان «طوفان بازگشت» توصیف شد. این تعبیر، دقیق و عمیق است، چرا که واژهٔ «طوفان» را که برای عملیات هفتم اکتبر/مهر ۲۰۲۳ بهکار رفت، وام گرفته و نیز واژهٔ «بازگشت» را که همواره عنوان رؤیای معلق فلسطینیان در طول ۷۷ سال بوده، احضار کرده است؛ رؤیایی که برخی آن را فراموش کرده و نادیده گرفتند، اما «طوفان الاقصی» آن را از خواب غفلت بیدار ساخت. تا جایی که یکی آن صحنهٔ هجوم را مقدمهای یا «تمرینی» برای بازگشت بزرگ توصیف کرد؛ همان بازگشتی که مادربزرگان در داستانهایشان از آن به یافا، عکا، حیفا، لُد، رمله، عسقلان و صفد یاد میکردند.
این صحنه، حیرتانگیز و مملو از نشانهها و پیامها بود. چرا که در طول سالهای درگیری، میدانستیم شمار قابلتوجهی از فلسطینیانی که زنده مانده بودند، به تبعیدگاههای دور یا کشورهای همسایه مهاجرت کردند و تنها گاهوبیگاه به وطن بازمیگشتند. اما این نخستینبار بود که صدها هزار تن از آنها، به اجبار آواره شدند، و سپس دشمن متکبر مجبور شد که آنان را به خانههایشان – پس از ویرانی – بازگرداند.
این، نخستینبار در تاریخ درگیری بود که مقاومت فلسطین، به ابتکار خود حملهای بزرگ علیه اسرائیل در سرزمین غصبشدهاش ترتیب داد، برخی از شهرهایش را بمباران کرد و میلیونها تن از ساکنانش را مجبور به پناه گرفتن در مخفیگاهها نمود.
این ابتکار شجاعانهٔ فلسطینی، از تمام درگیریهای پیشین با دشمن فراتر رفت. نباید فراموش کنیم که این، مهمترین نبرد اخیر بود که فلسطینیان بهتنهایی، بدون هیچ کمکی از سوی جهان عرب، آن را پیش بردند؛ درحالیکه ایالات متحده، همواره در سنگر اسرائیل ایستاده بود.
یکی از بازگشتکنندگان، مرا به تأمل واداشت؛ او به خبرنگار تلویزیونی گفت که همهچیزش را از دست داده است: همسرش، سه فرزندش، کارش، خانهاش، پدر و خواهرش، و همهٔ داراییاش در دنیا. بااینحال، مشتاقانه به خانهاش بازمیگردد تا گور عزیزانش را بیابد، برایشان نماز بگذارد، و بقیهٔ عمرش را در میان ویرانههای خانهاش سپری کند؛ درحالیکه خاک آن را در آغوش دارد و اشتیاق بازسازیاش را در دل.
این سخن، مرا به یاد نوشتهای از یکی از مفسران اسرائیلی انداخت که فلسطینیان را با اسرائیلیهایی که برای ترک اسرائیل و بازگشت به سرزمینهای اصلیشان صف بسته بودند، مقایسه کرده بود. او گفت که این تصاویر، حقیقت را آشکار میسازد و نشان میدهد که صاحبان واقعی سرزمین چه کسانی هستند و مهاجران بیگانه و موقتی کدامند.
این، گوشهای از بسیاری از مشاهداتی است که در جریان بازگشت شگفتانگیز به شمال غزه، که جهان را حیرتزده و اسرائیلیها را شوکه کرد، مشاهده کردیم. اسرائیلیهایی که منتظر «پیروزی مطلق» بودند؛ همان پیروزیای که نخستوزیرشان وعده داده بود، با نابودی کامل حماس و بازگرداندن اسرای اسرائیلی از طریق ارتشی که گمان میکردند «شکستناپذیر» است. اما آنچه در واقعیت رخ داد، خلاف این بود؛ و حقایق تلخ، دروغهای رهبران اسرائیل را برملا کرد.
در مقابل، برخی نویسندگان، به قدرت نهفتهٔ ملت فلسطین اشاره کردند؛ قدرتی که حوادث اخیر نشان داد که شکستناپذیر است. حتی سفیر آمریکا در اسرائیل، «جیکوب جی. لیو»، که دوران مأموریتش در تلآویو به پایان رسیده، در مصاحبهای با «تایمز آو اسرائیل» هشدار داد که اسرائیل باید به آینده توجه کند؛ چرا که در ۲۰ سال آینده، نسلهایی در آمریکا و دیگر کشورهای جهان قدرت را به دست خواهند گرفت که نه هولوکاست را بهخاطر دارند و نه جنگ ۱۹۶۷ را؛ بلکه تنها این جنگ در غزه را.
گفتوگوی بیهودهای پیرامون سناریوهای پیروزی و شکست را دنبال میکنم، اما نمیدانم که چه فایدهای دارد، بهویژه پس از سیل اعترافاتی که رسانههای اسرائیلی از آن پر است. رسانههایی که بیوقفه، نتانیاهو و همپیمانانش را مورد بازخواست قرار داده و میپرسند: «پس پیروزی مطلق کجاست؟» تا جایی که یکی از وزیران اسرائیل، وضعیت فعلی فلسطینیان را «تسلیم مطلق» توصیف کرد.
این درحالی است که نتانیاهو و ارتشش، در تحقق هیچیک از اهداف راهبردی که پس از هفتم اکتبر بر آنها فخر میفروختند، موفق نشدند. علاوه بر آن، جنایات اسرائیل موجب شد که نتانیاهو و وزیر دفاع سابقش بهعنوان جنایتکاران جنگی تحت تعقیب دادگاه کیفری بینالمللی قرار گیرند؛ درحالیکه ارتش و نظام اسرائیل نیز به ارتکاب «نسلکشی» متهم شدند.
بحث بر سر این مسائل را کنار میگذارم، چرا که آنچه رخ داده، سؤالات بزرگی را مطرح کرده و پروندههای مهمی را گشوده که نیازمند بررسی و تصمیمگیریاند.
روند حوادث، بسیاری از واقعیتها را آشکار ساخت؛ چه در سطح فلسطینی، چه اسرائیلی، چه عربی، منطقهای و بینالمللی. و آنچه برای ما روشن شد، قدرت نهفتهٔ فلسطینیان بود که همه را غافلگیر کرد. همچنین، غرور و سرمستی اسرائیلیان، برخی رهبرانشان را واداشت تا آنچه را که پیشتر پنهان میکردند، آشکارا بیان کنند؛ از جمله الحاق کرانهٔ باختری به اسرائیل، و تبدیل آن به بخشی از کشورشان، مشابه جولان اشغالی.
مشکل ما با افراطگرایانی نیست که خرافات و اسطورهها را برای توجیه اشغال و توسعهطلبی خود تبلیغ میکنند، بلکه با عقلایی است که متوجه نشدهاند جهان پس از هفتم اکتبر، متفاوت از قبل شده است.
بهاینترتیب، میتوان گفت که «طوفان الاقصی» تنها قدرت نهفتهٔ فلسطینیان را در برابر سلطهجویی اسرائیل آزاد نساخت، بلکه نقطهعطفی در تاریخ بود که نشان داد مستضعفان میتوانند با طاغوتهای سلطهجو و ستمگر جهان مقابله کنند.
در نهایت، بازگشت آوارگان فلسطینی به شمال غزه، تنها یک بازگشت ساده نبود، بلکه اثباتی بر این حقیقت بود که ارادهٔ اسرائیل میتواند مختل و حتی شکست داده شود.
این آگاهی جدید، اهمیت و پیام روشنی برای ذهنیت جمعی اعراب دارد: که امکانپذیر است، و نه تنها یک رؤیا، که اسرائیل را از پیشروی بازداشت و نقشههایش برای تغییر نقشهٔ خاورمیانه را نقش بر آب ساخت.