مهربانی با کودکان

نویسنده: خدیجه نظری
 

دولت‌‏های پیشرفته پس از رنج و تلاش زیاد و کسب تجربه، به اهمیت تربیت درست کودک و عدم وادارکردن او به کار و هم­چنین گذاشتن فرصتی برای آن‏ها جهت بازی‌‏کردن و بهره‌‏مندشدن از دوران کودکی‏‌شان در کنار تربیت درست خانواده­‌گی، دست یافتند.

اما دین اسلام در مراقبت و رعایت کودکان و مدارا و مهربانی کردن با آن‌‏ها و برداشتن کار سخت از دوش آن‏ها و آموزش اموری که مناسب کودکان است، بر این دولت‏‌های پیشرفته پیشی گرفته است و این همان چیزی است که باید والدین، مربیان مهد کودک‏‌ها و مکاتب و تمام کسانی که با کودکان سر وکار دارند، مدنظر داشته باشند.

در آیات و سنت پاک نبوی، حقوق کودکان و مراقبت و نگهداری از آن‌‏ها و نوازش و دل­جویی و مهربانی کردن به آن‏ها و آموزش مفید در جاهای متعدد به خوبی به تصویر کشیده شده است.

بدیهی است که بطور ذاتی قلب پدر و مادر لبریز از محبت فرزند است. گویی این احساس، عنصری بوده است که از ابتدای خلقتِ هر کس در قلبش به امانت گذاشته شده است، تا با این عاطفه از فرزندش حمایت کند، او را حفظ نماید و نسبت به او مهربان و دل­سوز باشد. قرآن چه زیبا این احساس را بیان کرده و می‏‌فرماید: «مال و فرزندان زینت زنده‌­گی دنیا اند».)کهف/46)

دل­سوزی و ترحم و مهربانی از جمله احساس‌‏های ارزشمند و موهبتی است که الله‏‌متعال در قلب والدین به ودیعه نهاده است.

یکی از بهترین روش‌‏های پرورش درست عواطف کودک، نوازش و ابراز محبت به آنان است؛ زیرا همان گونه که کودک به غذاهای جسمی نیاز دارد، به غذاهای روحی نیز نیازمند است و مهربانی با وی بهترین غذای روحی برای او است، چون کودک از بوییدن، بوسیدن و در آغوش گرفتن خشنود می‏‌شود و لذت می‌‏برد.

رفتار مهربانانۀ پیامبرمان صلی الله علیه و سلم با کودکان

نخستین مربی امت حضرت محمد مصطفی صلی الله علیه و سلم بهترین برخورد و تعامل را با کودکان اعمال می‌‏نمود و افزون بر دستورهایی که در این باره به پیروان خود می‌‏داد، در عمل به آن‏‏‌ها نیز پیشگام بود، چنان­چه می‌‏فرماید:

«کسی که برای کودکان ما دل­سوزی نمی‏‌کند و قدر بزرگان ما را نمی‏‌داند، از ما نیست».

از ابوهریره رضی الله عنه روایت است که مردی نزد رسول اکرم صلی الله علیه و سلم آمد و کودکی همراهش بود، او را در بغل می‏‌گرفت و به سینه‌‏اش می‏‌فشرد. پیامبر اکرم فرمودند: آیا دوستش داری؟ جواب داد: آری. پیامبر فرمودند: رحم و شفقت خداوند نسبت به تو بیشتر از ترحم و دل­سوزی تو نسبت به این کودک است و او مهربان‌‏ترین مهربانان است.

آن حضرت صلی الله علیه و سلم هرگاه یکی از یاران خود را می‌‏دید که با فرزندش مهربان نیست و برایش دل­سوزی نمی‏‌کند، به شدت او را از این رفتار نهی می‌‏کرد و در مورد شیوۀ برخورد با افراد خانواده او را رهنمایی می‏‌کرد. در این باره امام بخاری از ابوهریره روایت می‏‌کند که: أقرع پسر حابس تمیمی در خدمت رسول الله صلی الله علیه و سلم بود. آن حضرت حسن بن علی رضی الله عنه را بوسیدند. أقرع گفت: من 10 فرزند دارم و تا به حال هیچ­کدام از آن‏ها را نبوسیده‌‏ام.  پیامبر به جانب او نظری انداختند و گفتند: «کسی که به دیگران رحم نکند، الله بر وی رحم نمی‌‏کند».

بدون شک عبارتی را که رسول الله صلی الله علیه و سلم در تعلیق سخن أقرع بن حابس فرمودند به صورت واضح دلالت دارد بر این­که: بوسیدن فرزندان‌‏مان نوعی از شفقت و مهربانی است که ذریعه آن مهربانی‌‏های الله‌‏متعال را به خود جلب می‏‏‌کنیم.

رسول خدا صلی الله علیه و سلم هرگاه طفلی را در حال احتضار و در لحظات مرگ می‌‏دید به دلیل دل­سوزی و ترحمی که نسبت به کودکان داشت، اشک از چشم‌‏هایش جاری می‎‏‌گشت و این چنین به امت خویش عطوفت و ترحم را می‌‏آموختند.

حضرت عایشه رضی الله عنها روایت می‌‏کند: هنگامی که ابراهیم پسر پیامبر صلی الله علیه و سلم از دنیا رفت، آن حضرت گریست، بگونه‌‏ای که قطرات اشک بر گونه‏‌های آن­حضرت سرازیر شد. گفتند: ای رسول خدا! شما دیگران را از گریستن منع می‏‌کنید، در حالی که خود گریه می‏‌کنید؟ فرمودند: این گریه‌‏ای نیست که از روی خشم باشد، بلکه از روی رحمت و مهربانی است.

هیچ کسی در هر مقامی که باشد نمی‌‏تواند ادعا کند و بگوید که نسبت به رسول­‌الله مصروفیت بیشتری دارد، ولی با آن­هم کارهای پیامبر مانع آن نمی‌‏شد که حقوق، محبت و نرمی با فرزندانش و دیگر کودکان دور و برش را ادا نکند، چنان­چه انس بن مالک می‌‏گوید: هیچ کسی را مهربان‏تر با خانواده‌‏اش نسبت به رسول­‌الله ندیده‌‏ام. ابراهیم پسرش در روستای اطراف مدینه در حالت شیرخواره‌­گی بود، رسول­‌الله صلی الله علیه و سلم به آن­جا می‏‌رفت و ما نیز همرایش بودیم، وی وارد خانه می‌‏شد، ابراهیم را می‌‏بوسید و برمی‏‌گشت.

عبدالله بن بریده از پدرش روایت می‏‌کند که گفت: رسول­‌الله صلی الله علیه و سلم برای ما خطبه ایراد می‏‌کرد، در این هنگام حسن و حسین با لباس‌‏های قرمز بر تن در حالی که راه رفته و می‌‏افتادند (می‌‏لغزیدند)، آمدند، پس رسول­‌الله از منبر پایین آمد و آن‏ها را بلند کرد و در مقابل خود نشاند و سپس فرمود: راست گفته است خداوند، «ب­راستی که اموال شما و فرزندان‏تان برای شما آزمایش و امتحان هستند». پس به این دو کودک نگاه کردم که راه می‏‌روند و می‏‌افتند، تاب نیاورده تا این­که سخنم را قطع کردم و بلند شان نمودم. این عمل­کرد پیامبر بیان­گر مهر و محبت و عطوفت زیادشان نسبت به کودکان است.

و اما ما چطور؟

ما مسلمانیم و با توجه به آگاهی که از دین مان داریم، سعی می‏‌کنیم رابطۀ خود با فرزندان‏‌مان را طبق اصول و معیارهایی که قرآن و سنت فراروی ما قرار داده، عیار بسازیم، اما گاهی به صورت ناخودآگاه مشکلات و عوامل محیطی، خسته­‌گی‌‏ها و فشارهای ناشی از امور زنده‌­گی را وارد این رابطۀ صمیمانه و مهربانانه‏ می‏‌کنیم و این­جاست که رابطۀ‏مان خدشه‏‌دار می‏‌گردد.

گاهی اصول و روش‏‌هایی از خود ابداع می‌‏کنیم با تصور و امیدِ تأثیرگذاری بیشتر، مثلاً به جای مهربان‏‌بودن خود را خشک و جدی نشان می‌‏دهیم و از دستور دادن و امر و نهی کردن به جای درخواست‌‏های مهربانانه کار می‏‌گیریم و می‌‏خواهیم جدیتی همراه با متابعتی خاص در دل فرزندمان ایجاد کنیم تا در هر زمان و مکانی که امر کردیم جز چشم گفتن چیز دیگری نشنویم و با این سیاست نه چندان درست و منطقی توقع داریم فرزندی مؤدب، آرام و حرف‏‌شنو بار بیاوریم.

گاهی با مشاجره و گفت‏وگو و بحث‏‌های طولانی با فرزندان‏‌مان می‏‌خواهیم ثابت کنیم که نرمی و مهربانی زیاد باعث فساد اخلاقی، به بیراهه رفتن و در نهایت سوءاستفاده از رفتارمان می‌‏گردد و چه بسا که به این روش‌‏مان افتخار کرده و گمان می‏‌کنیم که ملاطفت و نرمی بسیار با فرزند به معنای ضعف بوده و از قوت و وقارمان می‌‏کاهد. در حالی که پیامبر صلی الله علیه و سلم که از قوت و صلابت بیشتری برخوردار بودند، باز هم با کودکان ملاطفت و مهربانی نموده و با آن‏‌ها بازی می‏‏‌کردند. بدون شک که فرزندان‏‌مان به مهربانی و عطوفت نیاز دارند نه ترس و خشونت و درشتی…

مسعودی روایت می‏‌کند که عادت زنان عرب بود که وقتی کودک گریه می‏‌کرد، نمی‏‌خواباندند از ترس این­که غم بر جسمش سرایت کند و جزو عادتش شود، بلکه وی را می‏‌خنداندند تا در حالت خوشی و َآرامش به خواب رود. اما گاهی که صبورانه‌‏تر عمل می‏‌کنیم، مهربانی بیشتری به خرج می‏‌دهیم و با یادآوری از رفتار و مهربانی پیامبرمان محبت و ملاطفت و دل­سوزی را جایگزین خشم و تندی می‏‌کنیم، نتایج مثبت و اعجاب‌‏انگیز آن را به وضوح مشاهده می‏‌کنیم.

شایسته است که مجدداً به یاد بیاوریم که چنین ترحم و مهری اگر در قلب پدر و مادر و مربی کودک رسوخ کند، مسلماً در جهت انجام وظایف نسبت به فرزندان تلاش بیشتری خواهند نمود و هر مسؤولیتی را که در قبال آن‏ها به عهده داشته باشند، به نحو احسن ادا خواهند کرد. به راستی ما که امت محمد صلی الله علیه و سلم هستیم؛ ما را چه شده­‌است که خشونت و قطع رابطه را یگانه منهج تربیت فرزند خویش در خانه‏‌ها و حتی در تعلیم آنان در مکاتب می‏‌گردانیم؟ آیا پیامبرمان الگوی ما نیست؟ پس چرا از منهج و روش ایشان دررفتار و تربیت فرزندان خود را کنار می‌‏زنیم؟ چرا مهربانی نمی‌‏کنیم تا مورد مهربانی الله‏‌متعال قرار بگیریم؟

تربیت درست و سالم فرزندان‏‌مان به انس نیاز دارد نه به وحشت، به محبت و دلسوزی نیاز دارد، نه به خشونت و بدبینی… بنابراین میان تربیت خوب کودک و برخورد نرم و بازی با آنان هیچ تعارض و تناقصی وجود ندارد، چنان­چه پیامبر اکرم صلی الله علیه و سلم می‌‏فرمایند: «کسی که کودکی دارد، پس خود را همانند وی کودک بسازد».

***

منابع:

  • صحیح البخاری
  • چگونه فرزندان خود را تربیت کنیم. عبدالله ناصح علوان
  • https://www.eslahonline.net
اشتراک گذاری
فروغ اندیشه وب‌سایت

‫3 نظر

  • Marc Hauck گفت:

    Your blog is a constant source of inspiration for me. Your passion for your subject matter is palpable, and it’s clear that you pour your heart and soul into every post. Keep up the incredible work!

  • Duane Dooley گفت:

    Every time I visit your website, I’m greeted with thought-provoking content and impeccable writing. You truly have a gift for articulating complex ideas in a clear and engaging manner.

  • Michael Keeling گفت:

    Your blog is a constant source of inspiration for me. Your passion for your subject matter is palpable, and it’s clear that you pour your heart and soul into every post. Keep up the incredible work!

  • دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *