وجیبه‌ای فراموش شده

امر به نیکویی و باز داشتن از زشتی‌ها  وجیبه‌ای فراموش شده!

تا ندا برای امر به خوبی  و نهی از پلیدی‌ها بلند می‌شود، چشم‌ها از حدقه می برآید، دهان از تعجب باز می‌ماند و گمانها به سمت دیگری کج می‌شود که گویی دو باره کسانی در صدداند تا بساط تندروی بگسترانند، خلق الله را از حقوق مسلم وی محروم کنند، بر مردمان سخت گیرند و راه عیش و اختیار مشروع زندگی را بر آنان بسته و به جای این همه، سلیقه‌های شخصی خویش بر جامعه اعمال نمایند!

 در حالی که امر به معروف و نهی از منکر، امری نوپیدا در میان امت اسلام نیست و از یک جامعه اسلامی چه به صورت فردی و یا اجتماعی، انتظار می‌رود،  قضیه را بر عکس این تصورات باطل در نظر آورند، بدین معنی که  وقتی می‌نگرند در میان مردم انجام این وجیبه الهی معطل مانده و یا به فراموشی سپرده شده است و یا مسلمانان حساسیت خود را در انجام آن از دست داده اند، می بایست بر مسلمانی خود تعجب کنند و بر بی همتی و بی‌غیرتی خویش حیرت نمایند که چگونه جامعه مسلمان و پیرو دستورات قرآن و سنت مطهر نبوی، می‌تواند وجیبه‌ای به آن درجه از اهمیت حیاتی را که قرآن و احادیث نبوی با قاطعیت به انجام آن تصریح نموده و آن را جزئی از وظایف اصلی هر مسلمان مشخص کرده است، متروک بگذارند و در پی انجام آن بر نیایند؟

 متاسفانه به هر دلیلی که فرض شود و یا واقعیت داشته باشد، این وجیبۀ مهم دینی امروزه در میان جامعه اسلامی چنان رنگ باخته است که هیچ به نظر نمی آید و مسلمانان در برابر آن همچون سایر وظایف ایمانی خویش، احساس مسئولیت نمی‌کنند تو گویی اصلا چنین امری در اسلام وجود نداشته است!

در نتیجه این بی توجهی، می‌نگریم که روز به روز دامنه مفاسد و رذیلت‌ها در جامعه گسترده می‌شود  چرا که  از حاکمان گرفته – که انجام قسمت مهمی از این وظیفه را شرعا و قانونا به دوش می‌کشند – تا مردمی که عده‌ای از یک سو خود در لجنزار زشتی‌ها غوطه‌ور هستد و کاری به این کارها ندارند و آن  عده‌ای دیگر که فکر می‌کنند عبادت  فقط در ادای نماز و روزه و حج خلاصه می‌شود و بعدِ آن بز به پاچک خود آویزان است و میش به پاچک خود؛  همه و همه در حقیقت با ارتکاب این ظلم بزرگ یعنی عدم امر به خوبی و نهی از بدی،  باعث می‌شوند که جامعه در منجلاب فساد و تباهی فرو برود و در گرداب منکرات و رذالت‌ها  غرق شود و چرا نشود مادام که زمامداران با معنویت آشنا نباشند و به سرنوشت مردم نیندیشند و اکثر خلق الله  نیز به طهارت و تزکیه، ارزش و بهایی قایل نشوند و در برابر خود و همنوعان خود هیچ احساس مسئولیتی ننمایند! 

و اکنون زمان آن است تا بر این گونه مسلمانی ناگوارانه بگرییم که چسان  وجیبه‌ای بدین مهمی، نه تنها به فراموشی سپرده شده بل، اگر کسی برای اعاده آن حرفی به میان آورد و یا برای اجرای آن همتی به خرج دهد، این کار  فضولی به شمار آید و یا حتی موجب  وحشت و تعجب و تنفر می‌شود! تو گویی فرد با این کار امری غریب و یا بدعتی زشت را مرتکب شده که نباید می‌شد، چون تصور می کنیم که مسلمانی، امری فردی و کاری به کار دیگران نداشتن است و بس!

و اینک ای برادر و خواهر مسلمان!

برای این که  تصوری چنین غلط را از صفحه ذهن و فکر خود بزداییم و مسلمانی ما مطابق به معیارهای قرآن و سنت نبوی آراسته گردد خوب است که به این مبحث توجه خود جدی‌تر بداریم!

 به خوبی فرمان دادن و از زشتی بازداشتن واجبی الهی است!

امر به معروف و نهی از منکر ویژگی خاص امت محمدی صلی الله علیه وسلم است، همان خصیصه متعالی که دلیل بهتریِ امت اسلامی به حساب می‌آید و در قرآن، کتاب ابدی و جاودانه الله بدان تصریحاتی زیبا وجود دارد: کنتم خیر أمه اخرجت للناس، تامرون بالمعروف و تنهون عن المنکر و تومنون بالله! ( شما بهترین امتی هستید که تا به حال برای مردم بیرون آورده شدید! امر به کار پسندیده می‌کنید و از زشتی‌ها باز داشته و به الله باور می‌دارید!)

 این آیت مبارکه با وضاحت کامل ویژگی‌ای را که موجب برتری امت اسلام نسبت به سایر امم می‌شود برشمرده و آن را در انجام فریضه امر به معروف و نهی از منکر خلاصه می‌سازد. 

 علت برشمردن این ویژگی خاص برای امت آن است که اساسا در یک نگاه وسیع به اسلام در می‌یابیم که همه این دین پاکیزه، در این دو مورد یعنی امر به هرچه از جنس خوبی است و نهی از همه انواع زشتی‌ها خلاصه می‌شود.

 این‌جاست که دانسته می‌شود، در جامعه اسلامی، اگر این امر صورت نگیرد و یا آن نهی متروک بماند، مسلمانی ما همانند مرغ شکاری بلند پروازی خواهد بود که هر دو و یا یکی از بال‌هایش بریده باشد، واضح است که چنین موجودی بود و نبودش یکسان است چون فاقد هر نوع موثریت و منفعت برای ما می‌باشد.

 دلیل این مدعا حدیث نبوی است که می‌فرماید: «من رآی منکم منکرا فلیغیره بیده وإن لم یستطع فبلسانه وان لم یستطع فبقلبه و ذالک اضعف الایمان» (هرکس از شما که کاری زشت را مشاهده کرد باید آن را با دست خود تغییر بدهد و اگر نتوانست با زبان خود در تغییر آن بکوشد و اگر نتوانست با قلب خویش از آن بد ببرد و این ضعیف‌ترین درجه ایمان است) از این حدیث چنان دانسته می‌شود که اگر کسی در مقابل منکرات حتی حساسیت قلبی هم نداشته باشد دیگر ایمانی هم نخواهد داشت، چرا که بد بردن قلبی از منکرات ضعیف ترین درجه ایمان است و بعد آن چیزی وجود ندارد!

این جاست که موضوع امر به معروف و نهی از منکر در اسلام به حدی حتمیت پیدا می‌کند  که قرآن در باره‌ای آن بار دیگر با صراحت کامل امت اسلام را مورد خطاب قرار داده و در مقام امر می‌فرماید :

«ولتکن منکم امه یدعون الی الخیر و یامرون بالمعروف و ینهون عن المنکر» ( باید از شما گروهی باشند که به سمت خوبی‌ها مردم را فراخوانند و از زشتی‌ها باز بدارند.)

 آیات مبارکه فوق نشانگر آن است که اولا جامعه اسلامی هرگز نباید خالی از وجود این ارزش سترگ باشد و برای انجام آن همگان مسئولیتی جدی به عهده دارند. ثانیا این وظیفه شرعی به خاطر گسترده‌گی خود، سطوح مختلفی دارد که باید هنگام اجرا، در نظر گرفته شود.  

اندیشمندان مسلمان بدین باور اند که امر به خوبی‌ها، به علت سهولتی که در آن موجود است وظیفه هر مسلمانی است که  در هر وضعیتی مورد توجه قرار گرفته و اعمال می‌شود!  اما نهی از زشتی‌ها ، که کاری حساس و حساسیت برانگیز می‌تواند باشد، به گونه‌ای است که فرد باید در آن حکمت لازم را در نظر گیرد مثلا اگر  منکرِ موجود،  با استفاده دست و زبان مسلمان، بدون کدام مشکلی تغییر کند؛ فرد می‌بایست به ازاله آن اقدام نماید، اما اگر انجام این کار با احتمال واکنش منفی از طرف مقابل همراه باشد،  افراد نباید مستقلا برای تغییر آن وارد عمل شوند و می بایست مقامات مسؤولی که دارای نیرو و قوت لازم برای انجام آن هستند در جریان قرار گیرند و دست به کار شوند، مبادا در جامعه  آشوبی ایجاد شده و نظم اجتماعی را مختل سازد!

– اهمیت امر به معروف و نهی از منکر

امر به معروف و نهی از منکر نشانه حیات و پویایی جامعه‌ای است که بر اساس مبانی انسان‌ساز وحیاتی و عقلانی اداره می‌شود و وجود این وجیبه الهی نقش و جایگاه والایی در فربهی جامعه اسلامی  و استقرار امن و امان در آن دارد؛ جامعه‌ی که مسؤولانه  به هر چیز نگاه می‌کند و برای تعالی و کمال انسان، ارزش و بهایی قایل است؛ جامعه نظام‌مند که بر اساس ارزش‌ها زندگی می‌کند و اجازه ورود هیچ دشمنی را به متن خود راه نمی‌دهد تا ساختارها وهنجارهای آن را آسیب رسانده و  از داخل منهدم کند.

واضح است عدم وجود این نگاهِ مسئولانه و دلسوزانه در اجتماع، بر اساس حدیث نبوی، جامعه را مصداق همان مثالی می‌سازد که عده‌ای در کشتی نشسته اند و عده‌ای دیگر آن را سوراخ می‌کنند و کسی مزاحم کار ایشان نمی‌شود و در نهایت همه ساکنان کشتی به هلاکت می‌رسند! این جاست که وجود این ارزش سترگ بیش از پیش آشکار می‌گردد و جایگاه آن برجسته می‌شود.

برای درک و شناخت بهتر اهمیت موضوع، خوب است به دو حدیث از نبی اکرم صلی الله علیه و سلم در این باره توجه داشته باشیم :

یَا أَیُّهَا النَّاسُ إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَجَلَّ یَقُولُ مُرُوا بِالْمَعْرُوفِ وَانْهَوْا عَنْ الْمُنْکَرِ مِنْ قَبْلِ أَنْ تَدْعُونِی فَلَا أُجِیبُکُمْ وَتَسْأَلُونِی فَلَا أُعْطِیکُمْ وَتَسْتَنْصِرُونِی فَلَا أَنْصُرُکُمْ … رواه احمد (ای مردم!  الله عزوجل میفرماید: امر به معروف و نهی از منکر کنید قبل از آن که مرا بخوانید و اجابت تان نکنم و از من بخواهید اما به شما ندهم و از من طلب یاری کنید و یاریتان نکنم  …)

 حدیثی دیگر به همین معنی:

… وَالَّذِی نَفْسِی بِیَدِهِ لَتَأْمُرُنَّ بِالْمَعْرُوفِ وَلَتَنْهَوُنَّ عَنْ الْمُنْکَرِ أَوْ لَیُوشِکَنَّ اللَّهُ أَنْ یَبْعَثَ عَلَیْکُمْ عِقَابًا مِنْهُ ثُمَّ تَدْعُونَهُ فَلَا یُسْتَجَابُ لَکُمْ. ترمذی  (قسم به آن که جان من در دست اوست، یا امر به معروف و نهی از منکر می‌کنید یا این که الله بر شما عذابی را مسلط می‌کند که بعد آن هرچه الله را بخوانید، مورد استجابت قرار نمی گیرد.)

توجه می فرمایید که چگونه ترک این وجیبه الهی می‌تواند موجب ابتلای امت به عقابی شود که در اثر آن هیچ دعایی نزد الله متعال مورد استجابت قرار نگیرد و به حال خود رها شود!

در شرح این حدیث می‌توان افزود که اولا ترک وجیبه امر به معروف و نهی از منکر، نشان دهنده عدم وجود ایمان یا در فرد یا در جامعه است ـ بر اساس حدیث (من رأی) که بد بردن از گناه را ضعیف ترین درجه ایمان خواند و دانسته شد که بعد آن ایمانی نیست ـ  و از آن‌جا که دعا نیز در اثر وجود ایمان و اخلاص می‌تواند اثر بخش باشد، وقتی که از این دو اثری در دعا نباشد از کجا مورد استجابت قرار خواهد گرفت؟!  ثانیا ترک این وجیبه چون موجب بی بند و باری و بی حیایی و گسترده گی فساد اجتماعی می‌شود و فساد و گناه نیز چیزی است که مستقیما تاثیرات منفی خود را بالای قلب انسان بر جای می‌گذارد و قلب را دچار قساوت و سختی می‌سازد، این جاست که دیگر دعا و استغاثه نیز کارگر واقع نمی‌شود، چه  هیچ دعایی بدون آن که با قلب پاکیزه صورت پذیرفته باشد، مورد پذیرش حق تعالی قرار نمی‌گیرد، لذا پیامد تاریک این حالت طبعا  ضعف و سستی و اشاعۀ فساد و سپس به طور حتم  هلاکت و نابودی جامعه خواهد بود!

 

اشتراک گذاری
فروغ اندیشه وب‌سایت

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *