گواهان زمین؛ داوران سرنوشت
- فروغ اندیشه
- مقالات دین و اندیشه

نویسنده: ادهم شرقاوی
ترجمه: احمدالله مهاجر
در عمق تاریکی، چراغهای امید در محفلی روشن بود؛ نسیم ایمان وزیدن گرفته و دلها را به عطر محبت و معرفت آغشته میساخت. حلقهای از یاران، چون ستارگان گرد خورشید تابان نشسته بودند؛ و چه خورشیدی درخشانتر از رسولالله صلیاللهعلیهوسلم که نور هدایتش در جانها میتابید، هر نگاه، جرعهای از دریای کرامت او مینوشید، و هر دل، در زلال سخنانش تطهیر میشد. کاش ما نیز در آن مجلس بودیم، کاش نصیبمان میشد تا در سایهٔ حضورش، جانمان را به نور یقین روشنی بخشیم!
آنان با یکدیگر سخن میگفتند و درسهای زندگی را از معلم بشریت میآموختند که ناگاه، جمعی از مردم با جنازهای بر دوش از آنجا عبور کردند. یاران رسولالله صلیاللهعلیهوسلم از این متوفی به نیکی یاد کردند.
شاید گفته باشند: این مرد دوست وفاداری بود، شوهری مهربان، فرزندی نیکوکار، همسایهای خوشرفتار. همواره در پی اصلاح مردم بود، به فقرا صدقه میداد، با کسانی که در حق او بدی میکردند نرمخو بود و همیشه در مسجد حضور داشت.
رسولالله صلیاللهعلیهوسلم فرمودند: «بر این فرد واجب شد!»
زمانی نگذشته بود که مردم جنازهای دیگری را حمل کردند؛ اما این بار، صحابه از بدیهای او سخن گفتند.
شاید گفته باشند: این مرد دوست بیوفا و خیانتکاری بود، شوهری بدرفتار، فرزندی نافرمان، همسایهای آزاردهنده. به بزرگتران احترام نمیگذاشت، به کوچکتران شفقت نمیکرد، و راه مسجد را نه او میشناخت و نه مسجد او را.
رسولالله صلیاللهعلیهوسلم بار دیگر فرمودند: «بر او واجب شد!»
یاران از این سخن در شگفت شدند و پرسیدند: «ای رسولالله صلیاللهعلیهوسلم، چه چیزی واجب شد؟»
فرمودند: «آنکه از او به نیکی یاد کردید، مستحق بهشت شد و آنکه از او به بدی یاد کردید، مستحق جهنم؛ زیرا شما گواهان خدا در روی زمین هستید.»
آه! روزی خواهد رسید که ما نیز بر دوش مردم حمل خواهیم شد. چرا که زندگی ناپایدار است، همانگونه که کعب بن زهیر میسراید:
کُلُّ ابنِ أُنثى وإن طالتْ سلامتهُ
یَوماً على آلهٍ حَدْباء محمولُ
(هر فرزند آدم، هرچند عمرش دراز باشد، روزی بر مرکبی خمیده حمل خواهد شد.)
اما آیا تاکنون اندیشیدهایم که گواهان خدا در زمین دربارهٔ ما چه خواهند گفت؟ هر کسی که با او چگونه در ارتباط بودهایم، فردا همانگونه بر ما شهادت خواهد داد.
والدینمان چه خواهند گفت؟ آیا برای ما استغفار خواهند کرد یا از نافرمانیهایمان به خدا شکایت خواهند برد؟
همسرمان چه خواهد گفت؟ از خوبیهایمان یاد خواهد کرد یا از خداوند مطالبهٔ جزای ما را خواهد نمود؟
فرزندانمان چگونه شهادت خواهند داد؟ آیا ما را دعا خواهند کرد یا از کمتوجهی و ناعدالتی ما شکایت خواهند داشت؟
همسایگانمان چه خواهند گفت؟ نبودن ما را حسرت خواهند خورد یا پس از ما احساس آرامش خواهند کرد؟
دوستان و همکارانمان چه خواهند گفت؟ آیا برای ما طلب رحمت و مغفرت خواهند کرد یا از خیانتها و آزارهایمان سخن خواهند گفت؟
خلاصه اینکه، هر دستی که گرفتیم، هر اشکی که پاک کردیم، هر گرسنهای که سیر کردیم، هر مظلومی که یاری کردیم، همهٔ اینها گواهان ما خواهند بود. پس بکوشیم که گواهان نیک خود را بیشتر سازیم؛ زیرا زندگی فردا با اعمال امروز روشن میشود!
