سادگی در لباس خلفای راشدین

گاهی چنین بود که دو تکه لباس برای پوشیدن میسر نمی شد .
یک بار فاروق اعظم رضی الله عنه برای اقامه نماز جمعه تأخیر داشتند بعد از جست و جوی مردم از ایشان جوابشان این بود که :انَّمَا حَبَسَنِی غَسلُ ثَوبِی هذا و لم یکُن ثَوبٌ غَیرُهُ . یعنی شستن این لباس که آن را پوشیده ام باعث تأخیر شده است چرا که به جز این لباس لباس دیگری نداشتم .(سیرت عمر ص 20) حافظ ابن کثیر می نویسد که یک بار فاروق اعظم رضی الله عنه برای نماز جمعه دیر تشریف آوردند و وقتی آمدند لباس نو و جدید پوشیده بودند و با این لباسهای نو بر بالای منبر تشریف بردند. حضرت سلمان رضی الله عنه فرمودند شما به تمامی مردم فقط یک تکه لباس تحویل دادید حالا شما از کجا دو لباس نو و جدید آورده اید ؟ فرمودند : من فقط یک لباس جدید داشتم که در مقابل دیگر مسلمانان به من رسیده بود ولی در رابطه با این لباس دیگر رو به طرف عبدالله ( پسرشان ) کرده پرسیدند این لباس دومی که من پوشیده ام آیا سهم شما نیست ؟ پسرشان عبدالله فرمودند : الّلهُمَّ نعم . به خدا قسم این لباس سهم من است .از این رفتار معلوم می شود که فاروق اعظم رضی الله عنه حتی در دوران خلافتشان نیز صاحب دو لباس نبوده اند .ابو عثمان نقل می کنند که من فاروق اعظم رضی الله عنه را در حالتی دیدم که لباس ایشان 12 وصله زده شده بود که بعضی از وصله ها رنگهای مختلف داشتند و بعضی از چرم بودند .(البدایه و النهایه ج 7 ص 132 اشهر المشاهیر الاسلام ج 1 ص 427 – سیرت عمر ص 120 – طبقات کبری للشعرانی ج 1 ص 16 مروج الزهب ج 2 ص 213 و احیا العلوم ج 4 ص 228) حضرت حسن می فرمایند که من یک بار در دوران خلافت فاروق اعظم رضی الله عنه ایشان را در حال خطبه دیدم که لباسی را که به تن شان بود دوازده وصله و پیوند داشت .(منتخب کنزا لعمال ج 4 ص 405 و سیرت عمر ص 120 و تاریخ الخلفاء ص 68)
حضرت عمر رضی الله عنه سه وصله زده شده بود که نزدیک یکدیگر بودند و جمعاً لباس ایشان 14 پیوند داشت .(تهذیب الاسماء ج2 ص6 منتخب کنز العمال ج 4 ص 403 سیرت عمر ص 120 موطا امام مالک مع مستوی ج 2 ص 164 و موطا امام محمد چاپ کراچی ص 425) یک بار به امیرالمؤمنین فاروق اعظم رضی الله عنه اطلاع دادند که بر روی سفره یزید بن ابی سفیان غذاهای مختلفی گذاشته می شود . لذا ایشان به غلامی که نامش یرقاء بود فرمودند که به هنگام پهن کردن سفره یزید به من اطلاع دهید هنگامی که حضرت عمر رضی الله عنه را مطلع کردم به منزل ایشان تشریف بردند و بعد از عرض سلام داخل خانه شدند و آنها فاروق اعظم رضی الله عنه را نیز به میل غذا با خودشان شریک نمودند بعد از فارغ شدن از گوشت و نان , گوشت کباب شده آوردند همین که یزید می خواست کباب بخورد , فاروق اعظم رضی الله عنه دست او را گرفت و فرمودند : بعد از صرف یک نمونه غذا , میل غذاهای مختلف دیگر بارنگ های متعدد خلاف سنت نبوی صل الله علیه وسلم است .(کتاب الاعتصام , ج 1 ص 428 منتخب کنز العمال ج 4 ص 402 و احیاء العلوم ج 3 ص 90)

حضرت علی رضی الله عنه کارمند خویش عثمان ابن حنیف رضی الله عنه را از استعمال غذاهای متنوع منع فرمودند و عرض کردند که شما حالت غریبان را بنگرید که از یک نوع غذا هم محروم اند .( نهج البلاغه ج 3 ص 78)
هرمزان ( یکی از بزرگان خاندان شاهی کسری بود ) وقتی وی را دستگیر کردند , با معیت و فدی او را به مدینه فرستادند و از این وفد را حضرت انس رضی الله عنه و احنف بن قیس رضی الله عنه همراهی می کردند وقتی که به مدینه نزدیک شدند , وفد وگروه به او گفتند که لباس وتاج شاهی و غیره را بپوشید تا اهل مدینه از تو عبرت بگیرند هنگام ورود به شهر مدینه به همراه هرمزان به مسجد نبوی , به همراه هرمزان رفتند بعد از داخل شدن در مسجدنبوی , حضرت فاروق اعظم رضی الله عنه در آنجا خوابیده بودند . هرمزان پرسید فاروق اعظم رضی الله عنه کجاست ؟ وفد به وی گفتند این که خوابیده فاروق اعظم رضی الله عنه هستند . هرمزان از حالت زندگی شان پرسید و بعد گفت : نگهبان و دربانش کجایند ؟ چون که او هیچ پادشاه و امیری را بدون دربان و نگهبان تصور نمی کرد . آنهایی که در آنجا حضور داشتند گفتند ایشان در میان مردم زندگی می کنند و برای خودشان نگهبان نمی گذارند. در این هنگام فاروق اعظم از خواب بیدار شدند و فرمودند : این هرمزان است و فاروق اعظم رضی الله عنه از او سؤالاتی پرسیدند او گفت جواب می دهم اما اول به من آب بدهید و این طور نباشد که قبل ازنوشیدن آب مرا بکشید . فاروق اعظم رضی الله عنه فرمودند (( جای ترسی نیست . )) هنگامی که پیاله آب را دید , گفت : اگر بمیرم , در چنین پیاله ای آب نمی نوشم . بعد در پیاله دیگری به از آب دادند . گفت بعد از نوشیدن آب مرا نکشید و این را می گفت چونکه چندین بار عهد شکنی کرده بود که باز هم فارق اعظم رضی الله عنه فرمودند تا وقتی که آب ننوشیده ای خطری تو را تهدید نمی کند . او گفت من آب نمی نوشم که با این ماجرا حضرت فاروق اعظم رضی الله عنه جانش را بخشید و وی مشرف به اسلام شد . ( اشهر مشاهیر الاسلام , ج 1 ص 229) از این واقعه ساده زیستن فاروق اعظم رضی الله عنه نمایان است که چه زندگی ساده و بدور از تکلیفی داشتند و خورد و نوش حضرت در ظروف معمولی بود که پادشاهان وقت حتی حاضر نبودند به آن ظروف دست بزنند .
مرحوم حالی زندگی ساده خلفاء را به این صورت بیان فرمودند :
نه کهانو مین تهی ان تکلف کلفت نه پوشش سی مقصود تهی زیب و زینت امیدوار لشکر کی تهی ایک صورت فقیر غنی سب کی تهی ایک حالت
مگا یا تها مالی نه ایک باغ ایسا نه تها جس میت چهوتا برا کوئی پودا
در غذاها هیچ نوع تکلفی نداشتند نه در پوشاک هدف زیّ و زینت را داشتند .هنگام به صف ایستادن لشکر امید لشکریان همه به یک نوع بود وحالت فقیر و غنی با هم برابر بود .همانند این می شود که باغبان باغی درست کرده است که در آن گل کوچک بزرگی نبود . حضرت فاروق اعظم رضی الله عنه با خرجی معمولی سفر حج کردند چنانچه برای ایاب و ذهاب مکه مکرمه و مدینه منوره فقط16 دینار خرج فرمودند باز هم وجدانشان ناارحت بود که در این سفر خیلی خرج فرموده اند .(مروج الذهب ج 2 ص 243) حضرت عثمان غنی رضی الله عنه نیز در خوراک وپوشاک ساده پسند بودند مستدرک حاکم روایت می کند که در روز جمعه حضرت عثمان غنی رضی الله عنه را در حالتی دیدند که لباسی کلفت پوشیده اند که قیمتش از پنج درهم بیشترنبود .( مستدرک حاکم ج 3 ص 96)
علامه شعرانی می نویسد لباس عدنی را که حضرت عثمان غنی رضی الله عنه می پوشیدند قیمتش از چهار تا پنج درهم بیشتر نبود و این طرز ساده زیستی در دوران خلافت ایشان بود و به همین حالت غذایشان هم بسیار ساده بود برای مردم بهترین غذارا تهیه می نمودند و خودشان هر روز به خانه تشریف می بردند و نان را با روغن زیتون میل می فرمودند .(طبقات کبری للشعرانی ج 1 ص 17 و منتخب کنز العمال ج 5 ص 12) ساده زیستی حضرت علی حیدر رضی الله عنه مشهور است واقعه ای را علامه ابو عبید قاسم بن سلام نقل می فرمایند که در موسم سرما چادری قدیمی وکهنه را به خودشان پیچیده بودند و از شدت سرما به خود می لرزیدند شخصی معترض شد که چرا باید این حالت باشد ؟ فرمودند : من فقط همین چادر را در خانه دارم و چادر دیگری در خا نه ندارم . ( کتاب الاموال ص 270) علامه شعرانی می فرماید : شخصی از حضرت علی رضی الله عنه پرسیدند چرا در سرما به خود می لرزید و گفت : چرا چادری از بیت المال بر نمی دارید که ایشان فرمودند : برای آسایش و رفاه خودم نمی توانم از بیت المال مسلمین چیزی کم کنم(طبقات کبری للشعرانی ج 1 ص 18) علامه ابن عبد البر می نویسند که عبدالله ابن ابی هذیل رضی الله عنه فرمودند که من حضرت علی حیدر رضی الله عنه را دیدم که لباسی کلفت پوشیده اند از بس که کهنه بود تنگ و کوچک شده بود که اگر آستین آنرا می کشیدند تا ناخن ها می رسید و اگر ولش می فرمود تا نصف بازو بالا می رفت .(استیعاب ج 2 ص 425 و منتخب کنز العمال ج 5 ص 57) در باره حالات زندگی حضرت علی حیدر رضی الله عنه نوشته اند که روزی ایشان بر بالای منبر تشریف برده بودند و می فرمود چه کسی این شمشیر را از من می خرد که من بوسیله آن پولی که از فروشش بدستم می آید برای خودم لباس بخرم و می فرمودند : (( اگر من به اندازه خرید شلوار پول داشتم شمشیر محبوبم را نمی فروختم این واقعه در زمان خلافتشان بود.(استیعاب ج 2 ص 465 و احیاء العلوم ج 2 ص 122) حضرت عمرو بن قیس می فرماید که من لباسهای علی حیدر رضی الله عنه را دیدم که وصله های متعددی زده بود شخصی حکمت ایت طرز لباس پوشیدن را پرسید که امیر المؤمنین حضرت علی حیدر رضی الله عنه فرمودند با پوشیدن این نوع لباس انسان در مقابل خداوند اظهار عجز و ناتوانی می کند و از دل ریاء و تکبر می رود.(منتخب کنز العمال ج 5 ص 575) حضرت علی حیدر رضی الله عنه همیشه لباس معمولی می پوشیدند. علامه شعرانی می فرماید : یعنی از لباسها , لباس ساده و معمولی ایشان را پسند بود و از غذاها غذای معمولی را می پسندیدند .(مروج الذهب ج2 ص 433 و مستطرف ج 1 ص 127) قیمت لباس حضرت علی از ( پنج روپیه و دوازده آنه ) بیشتر نبود و به حساب امروزی 65 بود .(تهذیب الاسماء ج 1 ص 346 و احیاء العلوم ج 3 ص 33) هنگامی که حضرت علی رضی الله عنه به کوفه تشریف بردند با وجود آنکه در عراق غذاهای متنوعی بود اما ایشان از انواع غذاهای انجا میل نمی فرمودند باری خدمت ایشان فالوده تقدیم کردند فرمودند خوش رنگ و خوش بو و خوش ذائقه است ولی من ناپسند می دانم که نفسم را با این خوردنی عادت دهم چون که تا هم اکنون عادت به خوردن چنین خوردنی ها نداشته ام خلاصه این که از خوردن آن صرف نظر فرمودند .(منتخب کنز العمال , ج 5 ص 58 و احیاء العلوم ج 2 ص 137) در واقعه ای دیگر حضرت علی حیدر رضی الله عنه شخصی که نامش عاصم بود خشمگین شدند و فرمودند : (( چرا تو لباسهای کلفت و ساده می پوشی و خوردن غذاهای لذیذ را ترک کرده ای و زندگی سختی را اختیار نموده ای ؟ )) عاصم جواب داد که شما چرا در خوردن و پوشیدن اینقدر سختی را اختیار نموده ای حضرت علی حیدر رضی الله عنه فرمودند حال من با تو فرق دارد چرا که خداوند بر امراء و خلفاء فرض کرده که همانند غریبان زندگی کنند و زندگی راحت و مرفه و عیش و عشرت را ترک کنند و خود را از مردم برتر ندانند .(کتاب الاعتصام للشاطبی ج 2 ص88) امیر المؤمنین حضرت عمر بن عبدالعزیز رضی الله عنه در عالم عجیبی زندگی را سپری می کردند و زمانی که بر مسند خلامت نشستند به هیچ عنوان از فرشها و قالیهای شاهانه و صندلی های شاهانه استفاده نفرمودند بلکه برای نشستن , گونی یا حصیر بر روی زمین پهن می کردند.(طبقات ابن سعد ج 5 ص 251)
از سوار شدن بر مرکب شاهی امتناع می ورزیدند و می گفتند: قاطر من را بیاورید و فرمودند که کلیه اسبهای قیمتی را بفروشید و پول به دست آورده از فروششان را به بیت المال تحویل دهید در واقعه ای دیگر اینکه حضرت عمر بن عبد العزیز رضی الله عنه بیمار شدند تا چند ین روز فقط یک لباس را پوشیده بودند که چرکین شده بود اطرافیان به همسر ایشان ( فاطمه ) گفتند که امروز امیر المؤمنین به هوش آمده لباسشان را عوض کنید و وقت ملاقات را هم تنظیم کنید ایشان سکوت کرده بود و اطرافیان دوباره تکرار کردند و همسرشان در جواب گفتند : به خدا که لباس دیگری به جز این لباس ندارند(طبقات ابن سعد ج 5 ص 297 سیرت عمر بن عبد العزیز ص 48 البدایه و النهایه ص 214) علامه شعرانی رضی الله عنه درطبقات خویش نوشته اند : در آمد عمر بن عبد العزیز رضی الله عنه قبل از خلافت هزار اشرفی در طول سال بود اما بعد از پذیرفتن خلافت آنها را میان مساکین و فقراء تقسیم فرمود به طوری که غیر یک پیراهن چیز دیگری بافی نماند تا وقت چرکین شدن به تنشان بود و هر گاه چرکین می شد آن را از تن می کشید و می شست و تا هنگامی که لباسشان خشک می شد در خانه می ماند چون لباس دیگری برای پوشیدن نداشتند که از خانه بیرون بروند و قیمت این لباس هم چهار درهم ( یک روپیه ) که به حساب امروز 13 تومان است .(البدایه و النهایه ج 9 ص 202 و مراه الجنان ج 1 ص 210 )
میمون ابن مهران می فرمایند تا شش ماه من نزد عمر بن عبد العزیز رضی الله عنه بودم که ایشان برای پوشش فقط یک چادر داشتند خودشان آن چادر را از یک جمعه تا جمعه دیگر می پوشیدند.(تذهیب الاسماء ج 2 ص 23)حال آنکه اگر حالت قبل از خلافت عمر بن عبد العزیز رضی الله عنه را بنگریم در خواهیم یافت که قبلاً چه ذوق و شوقی برای استعمال عطر داشتند چونکه شاهزاده و بزرگزاده بودند و هرگاه بوی خوشی به مشام اطرافیان می رسید می فهیدند که عمر بن عبدالعزیز رضی الله عنه از اینجا گذر فرموده اند در ضمن هزار دینار حقوق از طرف امیر عبد المالک به ایشان می رسید.(سیرت عمر بن عبدالعزیز به تالیف عبدالله بن عبدالحکیم ص 21).

ابو عبدالفتاح عبدالله ریگی

اشتراک گذاری
فروغ اندیشه وب‌سایت

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *