اوکراین و پایان یک تصمیم تلخ!


آمریکا، هر چند از ابتدا تمایلی حمایت مستقیم و صرف هزینه برای اوکراین نداشت؛ اما جنگ اوکراین را فرصت مناسبی برای زمینگیر ساختن روسیه در یک جنگ فرسایشی با تمویل اروپا میدانست. اکنون که سه سال از این جنگ میگذرد، آمریکا به یکی از اهداف خویش، در مورد اروپا رسیدهاست؛ اما هدف دیگرش بدون دستآورد باقی مانده است.
هدف روسیه از شروع جنگ واضح بود؛ دور ساختن ناتو از مرزهای جغرافیاییاش. هر چند، این جنگ هزینۀ گزافی برای روسیه داشت؛ اما دستآوردهای خوبی هم برای این کشور داشته است. نه تنها، دور نگهداشتن ناتو از مرزهایش، بلکه اکنون ناتو در پاشیدهترین وضعیت خویش قرار دارد. این روزها کنش و واکنشهای حاکی از اختلاف شدید ترامپ با اروپاست. طوری که ترامپ کشورهای اروپایی را کشورهای ضعیف قلمداد نمود و اروپا را قارهای ضعیف و رو به زوال عنوان کرد. اگر این اختلافات منجر تنش شدیدتر شود؛ بر وضعیت ناتو تأثیر خواهد گذاشت و این ائتلاف احتمالاً خواهد پاشید.
اروپا از ناحیۀ جنگ اوکراین آسیب جدی دیدهاست؛ از یکسو، تأمین هزینۀ جنگ و از سوی دیگر، محروم ماندن از نفت و گاز روسیه، تأثیرات مخربی بر اقتصاد این قاره گذاشته است. سیل مهاجرت نیز هر چند به عنوان فرصت اقتصادی و نیروی بشری محسوب میشود، اما به گفتۀ ترامپ این قاره را در سراشیبی سقوط هویتی و فرهنگی قرار دادهاست.
اوکراین نیز که بیشترین صدمه را از جنگ تحمیلی اروپایی آمریکایی دیدهاست، با ناامیدی از کوبیدن دروازههای آمریکا و اروپا، اکنون خود را در میدان جنگی تنها میبیند که همه هست و نیست خود را به خاطر منافع غرب و شرق بر باد داده و با کوتاه آمدن از پیوستن به ناتو به دنبال فرصتی برای صلح و ختم جنگ است. این همه نتیجۀ یک تصمیم اشتباه است؛ تصمیمی که یک ملت را آواره کرد، کشور را ویران و زیر ساختهایش را نابود کرد.
با یک نتیجه بندی کوتاه از جنگ اوکراین؛ بیشترین سود را آمریکا بردهاست، در مرتبۀ بعدی روسیه. اما بیشترین ضرر را اروپا و در مرتبۀ بعدی اوکراین نصیب شدهاست.