آیا از این دنیا دل بریدهای یا هنوز نه؟
- فروغ اندیشه
- مقالات بیداری اسلامی

نویسنده: ادهم شرقاوی
مترجم: سایت نوگرا
1. تو را به خدا پناه میدهم که هنوز به حرفهای آنها درباره حقوق کودک ایمان داشته باشی، در حالی که کودکان غزه را دیدی که تکهتکه از زیر آوار بیرون کشیده میشوند!
و تو را به خدا پناه میدهم که اشکهای سرد آنها تو را فریب داده باشد؛ این اشکها چیزی جز اشکهای تمساح پس از بلعیدن قربانیانش نیست!
اینها تنها زمانی به کودکان ما اهمیت میدهند که برایشان کتابهای درسی بگذارند تا آنها را رام کنند و سموم همجنسگرایی و آزادی انتخاب جنسیت را در آنان پخش کنند؛ غیر از آن، پسرت و پسر من برای آنها فقط اعدادی هستند، مرگ یکی از آنها یا هزار نفر برایشان تفاوتی ندارد!
2. تو را به خدا پناه میدهم که هنوز به حرفهای آنها درباره حقوق زنان ایمان داشته باشی، در حالی که زنان غزه را دیدی که تکهتکه شدند و آنها صورتشان را از این صحنه برگرداندند!
اینها تنها زمانی به زن اهمیت میدهند که موضوع او برداشتن حجاب، گرفتن یار و مزاحمت با مردان باشد!
غیر از این، آنها کارخانههای تولید تروریست هستند!
یک زن که به آنها پناه میبرد و حجابش را برمیدارد، به او مثل اینکه داروی سرطان را اختراع کرده یا قحطی و جنگها را پایان داده، تجلیل میکنند!
اما زنان ما؟
بگذار آنها بمباران شوند و بمیرند؛ فمینیستها درباره آنها حرف نخواهند زد و اشکی برایشان ریخته نخواهد شد. ای دوست من، آنها آزادی زن را نمیخواهند بلکه آزادی دسترسی به زن را میخواهند!
3. تو را به خدا پناه میدهم که هنوز به شورای امنیت ایمان داشته باشی که در آن حق وتو علیه توقف جنگ اعمال میشود؛
این دنیایی است که در آن روسیه را در یک لحظه محکوم میکنند و یک سال است که نماز استخاره میخوانند تا تصمیم بگیرند آیا جنایات اشغالگران را محکوم کنند یا خیر، و پس از اینکه به خشوع طولانی رسیدند، میفهمند که این دفاع مشروع از خود است!
4. تو را به خدا پناه میدهم که هنوز به سازمان ملل و پیمانهایش ایمان داشته باشی؛ اینها چیزی جز جوهر روی کاغذ نیستند و چیزی بیشتر از بتهای عرب ساخته شده از خرما در دوران جاهلیت نیستند. آنها گاهی آنها را میپرستند و گاهی میخورند!
آنها قوانین خود را میپرستند وقتی که موضوع به خودشان مربوط باشد؛ اما وقتی به ما مربوط باشد، به ما میگویند که همه مردم در این دنیا برابر نیستند، بلکه درجاتی دارند.
در میان آنها، افراد بلوند نخبه بشریت و خلاصه آن هستند و در میان ما، فرزندان سگها هستیم!
5. تو را به خدا پناه میدهم که هنوز به دادگاه بینالمللی عدالت ایمان داشته باشی؛ چکشهای قضایی آنها تنها بر سر ما فرود میآید و شجاعت قانون هرگز به جنایات آنها نمیرسد. بلکه رهبرانشان را با جایزه نوبل صلح تجلیل میکنند، آنها به سکوی جوایز میروند در حالی که دستانشان از خونهای ما میچکد و بین دندانهایشان تکههای گوشت ماست.
اما این صلح است، و تو… به سلامتی بمیر!
6. تو را به خدا پناه میدهم که هنوز به آزادی بیان ایمان داشته باشی، در حالی که دیدی آنها مثل سگهای هار به جان هم افتادند!
آیا سرکوب اعتراضات در دانشگاههای آمریکا، مادر دموکراسیها، را ندیدی؟
آیا کسانی که نظرات مخالف آنها را بیان کردند، از کارشان اخراج نشدند؟
آیا آنها را به دلیل یهودستیزی به دادگاه نکشاندند؟
و تو، آیا حسابهای تو را محدود نکردند و پستهایت را پاک نکردند؟
ای دوست من، آزادی در نزد آنها چیزی جز یک مجسمه نیست!
7. تو را به خدا پناه میدهم که هنوز باور داشته باشی چیزهای بیمعنی در این دنیا وجود دارند!
آیا از زمان آغاز جنگ غزه، چیزی درباره کرونا و جهشهای آن شنیدهای؟
آیا چیزی درباره تبلیغ همجنسگرایی و انحرافات نشنیدهای؟
آیا چیزی درباره نگرانی از کاهش آزادیها در جایی از این جهان شنیدهای؟
آیا چیزی درباره اصلاحات در کتب درسی شنیدهای؟
آیا چیزی درباره گفتوگوی ادیان و همزیستی نرم و آن حکمت سرد شنیدهای؟
آموزگاری که پشت همه اینهاست، یکی است. غزه او را از هر چه درگیرش بود، مشغول کرده است!
فردای پایان جنگ، ویروس جدید، حملات همجنسگرایی و تمام آن سمفونی دروغین بازخواهند گشت!
و تو را به خدا پناه میدهم که هنوز به این دنیا ایمان داشته باشی!