شیخ نذیر الحافظ الندوی الازهری: سیره علمی و تلاش‌های او در خدمت به زبان عربی و اندیشه اسلامی.

برای محققانی که اسرار آن را تجربه کرده‌اند، زبان عربی صرفاً زبانی برای ارتباط یا ابزاری برای ویرایش متون نیست، بلکه ظرفی برای عقاید ملت، کلیدی برای فهم کتاب، سنت پیامبر و میراث فرهنگی آن، پلی که حال را به گذشته‌اش متصل می‌کند و وسیله‌ای است که افق‌های ارتباط با جهان اسلام را می‌گشاید.

از این منظر، تجربه شیخ نذیر حافظ ندوی الازهری اهمیت خود را نشان می‌دهد؛ این تجربه دانشمندی است که در شکل‌گیری خود، مدرسه ندوه العلماء در هند و فضای الازهر شریف در مصر را با هم ترکیب کرد، سپس به عنوان استاد در دانشکده زبان و ادبیات عرب به ندوه العلماء بازگشت، پیش از آنکه ریاست آن را بر عهده بگیرد و به رسالت علمی و فکری خود در خدمت ادبیات، دفاع و اندیشه عربی و اسلامی ادامه دهد.

حرفه او فراتر از تدریس و مدیریت دانشگاهی بود؛ او در سمینارها و کنفرانس‌هایی با محوریت ادبیات اسلامی و مسائل آن شرکت می‌کرد و به عنوان سرپرست کل مؤسسه عالی دعوت و اندیشه اسلامی در ندوه العلماء در لکنو خدمت می‌کرد. او همچنین به پاس تلاش‌هایش در خدمت به زبان عربی، جایزه ریاست جمهوری را دریافت کرد. او کتاب «رسانه‌های غربی و تأثیر آن» را تألیف کرد که نشان دهنده علاقه او به مسائل فکری و فرهنگی پیش روی مسلمانان در دوران مدرن است.

از این نظر، صحبت در مورد شیخ نذیر حافظ ندوی الازهری فقط صحبت در مورد سفر یک فرد نیست، بلکه صحبت در مورد الگویی از دانشمندانی است که دانش را به عنوان یک رسالت، زبان را به عنوان یک امانت و اندیشه اسلامی را به عنوان مسئولیتی در قبال انسان، جامعه و ملت می‌بینند.

عربی… بیش از یک زبان
در مکتب علمی که شیخ نذیر الحافظ از آن فارغ‌التحصیل شد، زبان عربی جایگاهی فراتر از محدوده مطالعات زبانی داشت؛ زبانی است که از طریق آن طالب علم با منابع اصلی اسلام ارتباط برقرار می‌کند و در عین حال وسیله‌ای برای بیان مسائل امت و دغدغه‌های فکری و فرهنگی آن است.

سمپوزیوم پژوهشگران از همان ابتدا تشخیص داد که پیشرفت علمی نمی‌تواند صرفاً مبتنی بر حفظ میراث باشد، بلکه مستلزم تفسیر مجدد آن به شیوه‌ای است که نیازهای عصر مدرن را برطرف کند. بنابراین، بر اصلاح برنامه‌های درسی آموزشی، تهیه کتاب و محقق و ایجاد پلی بین علوم اسلامی و جهان در حال تغییر تمرکز کرد.

سمپوزیوم علما، در کنار اصلاح برنامه‌های درسی و تهیه کتاب‌های درسی متناسب با شرایط متغیر، منجر به یک جنبش علمی شد که به تربیت نویسندگان و محققان کمک کرد و با تلاش‌های آنها یک کتابخانه علمی و فکری مهم پدید آمد که در حمایت از اندیشه اسلامی و مقابله با تهاجم فکری و لشکرکشی‌های شرق‌شناسان نقش داشت.

از این رو اهمیت توجه به زبان عربی در مؤسسات اسلامی آشکار می‌شود؛ زیرا ارتباط ضعیف با آن نه تنها به معنای ضعف در مهارت‌های زبانی است، بلکه ممکن است به شکاف فزاینده‌ای بین نسل‌های جدید و بخش بزرگی از میراث علمی و فکری آنها منجر شود.

علمای هند، به ویژه علمای ندوه العلماء، همواره توجه ویژه‌ای به زبان عربی داشته‌اند. کتاب‌ها، مجالس و مؤسسات علمی آنها گواه این واقعیت است که این زبان قرن‌هاست از مرزهای شبه جزیره عربستان فراتر رفته و به زبان مشترک دانشمندان و متفکران این ملت تبدیل شده است.

در این زمینه، تجربه شیخ نذیر الحافظ الندوی قابل بررسی است؛ زیرا ارزش خدمت او به زبان عربی در ارتباط آن با علوم اسلامی و پیام آموزشی و فکری آشکار می‌شود، نه به عنوان یک موضوع مطالعه جداگانه از بقیه علوم.

بین سمپوزیوم علما و الازهر
شاید یکی از برجسته‌ترین جنبه‌هایی که به این تجربه ویژگی منحصر به فردی می‌بخشد، امتداد علمی است که سمپوزیوم علما در لکنو را به الازهر شریف در قاهره متصل می‌کند.

هر دو مؤسسه، نقطه عطفی برجسته در تاریخ آموزش مدرن اسلامی هستند و در شکل‌گیری نسل‌هایی از محققان نقش داشته‌اند که مطالعه حقوق اسلامی را با توجه به زبان عربی و گشودگی به مسائل معاصر ترکیب کرده‌اند.

سمپوزیوم پژوهشگران از زمان آغاز به کار خود، مشتاق بوده است تا از حضور علوم اسلامی در زندگی اطمینان حاصل کند، ضمن اینکه به زبان عربی به عنوان زبان منابع اسلامی و وسیله ارتباط علمی با جهان عرب توجه دارد.

موضع دارالعلوم برای سمپوزیوم علما در مورد زبان عربی این بود که این زبان، زبانی زنده است که مانند زبان مادری ما نوشته و صحبت می‌شود، نه به عنوان یک زبان باستانی و کهنه، آنطور که در برنامه درسی رسمی بود.

در مقابل، الازهر شریف همچنان یک فضای جهانی برای علم باقی ماند و از دانشجویان دانش از کشورها و فرهنگ‌های مختلف استقبال می‌کرد.

این دو بُعد در تجربه شیخ نذیر الحافظ الندوی الازهری گرد هم آمدند. الازهر پایگاهی در شکل‌گیری علمی او بود و سمپوزیوم علما، میدانی وسیع برای اجرای رسالت آموزشی و فکری او.

در اینجا یک واقعیت مهم آشکار می‌شود: اینکه علوم اسلامی مرز جغرافیایی نمی‌شناسد، و زبان عربی یکی از قوی‌ترین پل‌هایی بوده و هست که دانشمندان و دانشجویان ملت را به هم پیوند می‌دهد.

از زبان تا اندیشه
خدمت زبان از خدمت اندیشه جدایی‌ناپذیر است؛ اندیشه‌ی سالم اسلامی به زبانی نیاز دارد که بتواند معانی دقیقی را منتقل کند، و همچنین به ذهنی نیاز دارد که متن، میراث و واقعیت را همزمان درک کند.

از این رو، ارزش تلاش علمی که هدف آن ایجاد یک آگاهی اسلامی متعادل است، آشکار می‌شود؛ آگاهی‌ای که نه تنها میراث را تکرار می‌کند و نه به سمت گسست از آن می‌شتابد، بلکه از میراث در درک زمان حال و مقابله با چالش‌های آن بهره می‌برد.

این علاقه در حرفه شیخ نذیر الحافظ از طریق فعالیت او در تدریس و مدیریت علمی، مشارکت او در سمینارهایی که به ادبیات اسلامی خدمت می‌کنند، نظارت او بر مؤسسه عالی دعوت و اندیشه اسلامی و همچنین تولیدات فکری او، که یکی از برجسته‌ترین عناوین آن کتاب «رسانه‌های غربی و تأثیر آن» است، منعکس شده است.

این جنبه در عصری که حلقه‌های دانش در حال گسترش هستند، منابع اطلاعات در حال افزایش هستند و ایده‌ها از طریق پلتفرم‌های دیجیتال و کانال‌های ارتباطی مدرن فوراً به جوانان می‌رسند، اهمیت فزاینده‌ای پیدا می‌کند. در چنین واقعیتی، کافی نیست که گفتمان اسلامی از نظر محتوا صحیح باشد؛ بلکه باید بتواند با زبانی واضح، سبکی اقناع‌کننده و دیدگاهی متعادل به مردم برسد.

تجدید: اصالتی که به زمان پاسخ می‌دهد
یکی از برجسته‌ترین چالش‌های پیش روی نهادهای علمی اسلامی امروز، چگونگی دستیابی به تعادل بین اصالت و مدرنیته است؛ اصالت بدون آگاهی از واقعیت ممکن است به انزوا تبدیل شود و مدرنیته بدون ریشه ممکن است به ادغام و یکی شدن با جامعه منجر شود.

راه خداوند در آفرینش، مبتنی بر توسعه و نوسازی بدون کنار گذاشتن اصول است. کلید نوسازی در اندیشه اسلامی، فهم اسلام از منابع ناب آن با درکی سالم و خالص، عاری از ناخالصی‌ها، به دور از تحریف افراط‌گرایان و تفسیر جاهلان، با در نظر گرفتن واقعیت‌ها در زمینه‌های مختلف زندگی است.

این برداشت مؤید آن است که اندیشه اسلامی قابلیت احیا، نوسازی و جوان شدن را دارد؛ قادر است خود را از درون نوسازی کند و واقعیت پیرامون خود را نیز نو سازد، زیرا اندیشه ای است که با قوانین الهی در جهان هستی همگام است.

این دیدگاه به طور مهمی با رویکرد اتخاذ شده توسط سمپوزیوم محققان همسو است، که مبتنی بر ترکیب پایه‌های محکم در دانش اسلامی و زبانی با آگاهی از زمانه در حال تغییر است.

از این رو، ارزش یک محقق نه تنها در میزان دانشی است که به خاطر می‌سپارد، بلکه در توانایی او در تبدیل دانش به آگاهی، آگاهی به پیام و پیام به تأثیر بر مردم نیز نهفته است.

عربی: پلی فرهنگی بین هند و جهان عرب
تاریخ ثابت کرده است که زبان عربی یکی از مهمترین پل‌های ارتباطی بین مردمان مسلمان بوده است. دانشمندان هند، ترکیه، آفریقا، آسیای مرکزی و جاهای دیگر به این زبان می‌نوشتند و کتاب‌های آنها بخشی از کتابخانه عمومی اسلامی شد، نه دارایی یک کشور یا ملت خاص.

یکی از مهمترین جنبه‌های آزمایش‌های علمی شبه قاره هند این است که آنها تأیید می‌کنند که زبان عربی زبان جهانی اسلام است و خدمت به آن تنها مسئولیت اعراب نیست، بلکه مسئولیت هر کسی است که آن را زبان علم، اندیشه و دستاوردهای خود قرار داده است.

در این زمینه، تجربه شیخ نذیر حافظ ندوی الازهری در چارچوب وسیع‌تری از ارتباطات علمی بین هند و جهان عرب قرار می‌گیرد، ارتباطی که امروز متولد نشده، بلکه ریشه‌های عمیقی در تاریخ دارد و علما، دانشجویان، سفرهای علمی و مؤسسات آموزشی نقش عمده‌ای در تحکیم آن داشته‌اند.

انتقال یک محقق از یک محیط علمی در شبه قاره هند به تالارهای الازهر، و سپس بازگشت او به یک مؤسسه علمی معتبر برای ادامه تدریس، تألیف و مدیریت، به خودی خود نوعی تعامل فرهنگی را نشان می‌دهد که زبان عربی را به زبان مشترک محققان تبدیل کرده و مؤسسات اسلامی را به پل‌هایی تبدیل کرده است که از مرزها عبور می‌کنند.

جهان و مسئولیت آن در قبال نسل جدید
خدمت به زبان عربی و اندیشه اسلامی امروز نیازمند بینشی است که از مرزهای آموزش سنتی فراتر رود. نسل جدید به کسی نیاز دارد که آنها را به شیوه‌ای جذاب به زبان عربی نزدیک کند، آنها را بدون جدا کردن از واقعیتشان به میراث فرهنگی متصل کند و اندیشه اسلامی را به عنوان منبعی برای ساختن فرد و اصلاح جامعه، نه صرفاً به عنوان اطلاعات حفظ شده، به آنها ارائه دهد.

از این رو اهمیت علمایی که دغدغه آموزش و هدایت دارند و معتقدند ساختن یک انسان با ساختن آگاهی، زبان و ارتباط او با منابع معرفت آغاز می‌شود، آشکار می‌شود.

اگر زبان عربی تنها به کتاب‌ها محدود بماند، بخشی از کارکرد تمدنی خود را از دست می‌دهد. اگر اندیشه از واقعیت جدا شود، توانایی تأثیرگذاری خود را از دست می‌دهد. اگر علم به اخلاق، رفتار و یک پیام اجتماعی تبدیل نشود، دانشی انتزاعی باقی می‌ماند.

سیر علمی شیخ نذیر الحافظ الندوی الازهری این معنا را آشکار می‌کند؛ خدمات او از کلاس درس تا مدیریت دانشگاهی، از زبان عربی تا ادبیات اسلامی و از آموزش تا تبلیغ و اندیشه امتداد داشت، امتدادی که منعکس‌کننده‌ی دیدگاهی از علم به عنوان یک پروژه‌ی یکپارچه است، نه یک تخصص مجزا.

تجربه شیخ نذیر حافظ ندوی الازهری در چارچوب وسیع‌تر خود، یعنی در چارچوب تلاش‌های علمی که به حفظ حضور زبان عربی در محیط‌های اسلامی غیرعربی، افزایش ارتباط بین مؤسسات علمی در هند و جهان عرب و تحکیم پیوند بین علوم اسلامی و آگاهی فکری کمک کرد، ارزش مطالعه دارد.

امروزه نیاز به این نوع محقق بیش از هر زمان دیگری است، زیرا ملت نه تنها به کسی نیاز دارد که میراث خود را حفظ کند، بلکه به کسی نیز نیاز دارد که آن را بفهمد و با زبان زمانه، ضمن حفظ اصول و ثابتات آن، به نسل‌های جدید ارائه دهد.

بنابراین، زبان عربی به یک پیام، علم به یک مسئولیت و اندیشه اسلامی به پلی بین نسل‌ها و تمدن‌ها تبدیل می‌شود؛ اینها معانی‌ای هستند که در سفر دانشمندانی تجسم یافته‌اند که خدمت به علم، زبان و دین را به پروژه‌ای فراتر از محدودیت‌های افراد و زمان‌ها تبدیل کردند.

نویسنده: حسین احمد الحریدواری

واحدترجمه: فروغ اندیشه

اشتراک گذاری
فروغ اندیشه وب‌سایت

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *