محبت الله جل جلاله و تجدید ایمان

نگارنده: دکتر راتب خالد

برگردان: نعمت الله سبحانی

انسان بر اساس فطرت و سرشتش، کسی را که به وی احسان می‌کند دوست داشته و اسیر لطفش می‌گردد. به هر اندازه‌ی که این نعمت و احسان زیاد‌تر باشد، محبت و جایگاه احسان کننده‌اش نیز ازدیاد می‌یابد. و بزرگ‌ترین نعمت، نعمتی است که باقی و سرمدی باشد و هیچ فنا و زوالی بدان راه پیدا ننماید و قابل شمارش هم نباشد؛ و این نوع نعمت را هیچ‌گاه بشر نمی‌یابد مگر در خزینه‌های الهی؛ چنان‌چه الله سبحانه و تعالی می‌فرماید: {وَإِنْ تَعُدُّوا نِعْمَهَ اللَّهِ لَا تُحْصُوهَا إِنَّ اللَّهَ لَغَفُورٌ رَحِیمٌ} [النحل: 18] (و اگر بخواهید نعمت‌های خدا را برشمارید، نمی‌توانید آن‌ها را سرشماری کنید. بی‌گمان خداوند دارای مغفرت و مرحمت فراوان است). قرآن‌کریم نعمت‌های زیادی را برای ما در برخی مواضع به اجمال و در برخی موارد به تفصیل بیان نموده است؛ تا این که قلب‌ها و عقل‌ها در مورد این نعمت‌ها به تفکر و تدبر پرداخته و باعث تجدید ایمان و رسوخ آن در قلب‌ها شود. و از مثال‌های که به صورت اجمال بیان گردیده است می‌توان آیات ذیل را بر شمرد: { وَمَا بِکُمْ مِنْ نِعْمَهٍ فَمِنَ اللَّهِ} [النحل: 53] (آنچه از نعمت‌ها دارید همه از سوی خدا است).

{أَلَمْ تَرَوْا أَنَّ اللَّهَ سَخَّرَ لَکُمْ مَا فِی السَّمَاوَاتِ وَمَا فِی الْأَرْضِ وَأَسْبَغَ عَلَیْکُمْ نِعَمَهُ ظَاهِرَهً وَبَاطِنَهً } [لقمان: 20]

(آیا ندیده‌اید که خداوند آنچه را که در آسمان‌ها و زمین است مسخّر شما کرده است [و در مسیر منافع شما به حرکت انداخته است]، و نعمت‌های خود را – چه نعمت‌های ظاهر و چه نعمت‌های باطن – بر شما گسترده و افزون ساخته است).

و دیگر آیاتی که در این مورد آماده است.

و اما آیاتی که به شکل تفصیلی در این مورد آمده است،‌ می‌توان آیات ذیل را ذکر نمود: الله سبحانه و تعالی می‌فرماید:

{اللَّهُ الَّذِی خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ وَأَنْزَلَ مِنَ السَّمَاءِ مَاءً فَأَخْرَجَ بِهِ مِنَ الثَّمَرَاتِ رِزْقًا لَکُمْ وَسَخَّرَ لَکُمُ الْفُلْکَ لِتَجْرِیَ فِی الْبَحْرِ بِأَمْرِهِ وَسَخَّرَ لَکُمُ الْأَنْهَارَ. وَسَخَّرَ لَکُمُ الشَّمْسَ وَالْقَمَرَ دَائِبَیْنِ وَسَخَّرَ لَکُمُ اللَّیْلَ وَالنَّهَارَ.وَآتَاکُمْ مِنْ کُلِّ مَا سَأَلْتُمُوهُ وَإِنْ تَعُدُّوا نِعْمَتَ اللَّهِ لَا تُحْصُوهَا إِنَّ الْإِنْسَانَ لَظَلُومٌ کَفَّارٌ}[إبراهیم: 32-  34]

)خدا کسی است که آسمان‌ها و زمین را آفریده است و از [ابر] آسمان آب را پایین آورده است، و با آن میوه‌ها و دانه‌ها را پدیدار کرده است و روزی شما گردانده است، و کشتی‌ها را مسخّر شما نموده است تا در دریا با اجازه و اراده او حرکت کنند، و رودخانه‌ها را در اختیار شما قرار داده است [تا در آبیاری زمین‌ها و نوشیدن آب آنها مورد استفاده قرار گیرند] و خورشید و ماه را مسخّر شما کرده است که دایماً به برنامه [نورافشانی و تربیت موجودات زنده و ایجاد جزر و مدّ در اقیانوس‌ها و دریاها و خدمات دیگر] خود ادامه می‌دهند. و شب را [برای آسایش] و روز را [برای تلاش] مسخر شما ساخته است و به شما داده است هر آنچه که خواسته باشید، و اگر بخواهید نعمت‌های خدا را بشمارید [از بس که زیادند] نمی‌توانید آن‌ها را شمارش کنید. واقعاً انسانْ ستمگرِ ناسپاسی است).

و هم‌چنین می‌فرماید: {إِنَّ فِی خَلْقِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَاخْتِلَافِ اللَّیْلِ وَالنَّهَارِ وَالْفُلْکِ الَّتِی تَجْرِی فِی الْبَحْرِ بِمَا یَنْفَعُ النَّاسَ وَمَا أَنْزَلَ اللَّهُ مِنَ السَّمَاءِ مِنْ مَاءٍ فَأَحْیَا بِهِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِهَا وَبَثَّ فِیهَا مِنْ کُلِّ دَابَّهٍ وَتَصْرِیفِ الرِّیَاحِ وَالسَّحَابِ الْمُسَخَّرِ بَیْنَ السَّمَاءِ وَالْأَرْضِ لَآیَاتٍ لِقَوْمٍ یَعْقِلُونَ} [البقره: 164]

(مسلّماً در آفرینش آسمان‌ها و زمین و آمد و شد شب و روز [و اختلاف آن دو در درازی و کوتاهی و منافع بی‌شمار آن‌ها] و کشتی‌هایی که به سود مردم در دریا در حرکتند  و آبی که خداوند از آسمان نازل کرده و با آن زمین را پس از مرگش زنده ساخته و انواع جنبندگان را در آن گسترده، و در تغییر مسیر بادها و ابرهایی که در میان آسمان و زمین معلّق می باشند، بی گمان نشانه هایی [برای پی بردن به ذات پاک پروردگار و یگانگی خداوندگار] است برای مردمی که تعقّل ورزند).

این نعمت‌ها از ما می‌طلبد تا در برابر آن شکر نماییم و شکر حقیقی آن است که عمل ما بیانگر آن‌ باشد، چنان که الله سبحانه و تعالی می‌فرماید: {اعْمَلُوا آلَ دَاوُودَ شُکْرًا وَقَلِیلٌ مِنْ عِبَادِیَ الشَّکُورُ} [سبأ: 13] (ای دودمان داود! سپاس‌گزاری [این همه نعمت را] بکنید، و [بدانید که] اندکی از بندگانم سپاس‌گزارند).

محبت الله عز و جل از بلندترین منازل عبودیت است که ایمان را در قلب‌ها به تحرک واداشته و باعث نیرومندی و قوت ایمان می‌شود. در حقیقت محبت الهی روح ایمان و اعمال است، پس هنگامی که قلب‌ها از محبت عاری باشند به سان جسدی بی‌روح می‌مانند.

علامه ابن قیم جوزی رحمه الله در مورد منزلت و جایگاه محبت می‌گوید: محبت منزلی است که رقابت‌کننده‌ها برای رسیدن به آن به رقابت می‌پردازند. و به وسیله‌ی محبت انسان‌های والا و ممتاز شناخته می‌شوند، و برای اندوختن دانش آن، پیشتازان آستین همت را برمی‌زنند، و انسان‌های محب جان‌فشانی و از خودگذری می‌کنند؛ و با نسیم روح‌پرور آن پارسایان به آرامش و طمأنینه می‌رسند، در حقیقت محبت الهی توشه‌ی دل‌ها و غذای روح‌ها و روشنایی چشم‌ها است. محبت الهی زندگی است که اگر کسی از آن محروم ماند از جمله مُرده‌ها است و نوری است که فاقد آن در بحر‌های تاریکی قرار دارد و شفای است که نبود آن باعث نفوذ انواع بیماری‌ها در قلوب ‌می‌گردد. و لذتی است که اگر کسی بدان دست نیافت، زندگیش مالامال از غم و اندوه، درد و رنج می‌گردد.. بی‌گمان محبت الهی روح ایمان، اعمال، مقامات و حالات است، که هر زمان از وجود انسان رخت بر بندد، انسان به سان جسد بی‌روح می‌گردد که بار سنگین دیگران را با خود حمل می‌کند،‌ باری که بسیار با دشواری می‌شود حملش نمود. در حقیقت بدون محبت الهی نمی‌توان به منازل سالکین راه یافت. و هم‌چنین اگر محبت در ژرفنای وجود ما رسوخ ننمود، نمی‌توان به مقامات و جایگاه صدق و راستی دست یازید، و محبت بزرگ‌ترین دستاویزی است که محبان واقعی را به محبوب شان می‌رساند؛ و محکم‌ترین راه رسیدن به منزل قرب الی الله است، قسم به الله که اهل محبت به سعادت دنیا و آخرت نایل می‌گردند، زیرا که معیت محبوب با ایشان است. چه قدر سعادت بزرگی است برای محبان الهی روزی که الله سبحانه و تعالی اعلان می‌دارد که شخص با کسی است که او را دوست داشته است.

چه‌گونه می‌توان به محبت الهی دست یازید؟

هنگامی که محبت دارای این منزلت و جایگاه بلندی است و باعث ایجاد تغییر ژرف در دل‌ها و زندگی می‌شود، چه‌گونه می‌توان آن را به دست آورد؟

امام ابن قیم رحمه الله مجموعی از اسبابی که باعث تحول در زندگی و تجدید ایمان و قرب رحمن می‌گردد، اسباب آتی را بیان نموده است:

  • تلاوت قرآن‌کریم همراه با تدبر و تفکر در معانی آن طوری که خواسته شده است، مانند تدبر در کتابی که بنده آن را حفظ می‌نماید و جهت فهم مراد نویسنده آن به شرح می‌پردازد.
  • تقرب الی الله به وسیله‌ِی نوافل بعد از فرایض؛ زیرا که پرداختن به نوافل انسان را از درجه محبت به مقام محبوبیت می‌رساند.
  • در همه حال به ذکر او تعالی به شکل مستمر و داوم‌دار پرداختن، ذکر به لسان، قلب، عمل و ذکر به حال؛ بهره‌ی انسان از محبت و ابسته به التزام و استمرار ذکرش می‌باشد.
  • بر تری دادن دوستان الهی را بر دوستان خود در هنگامی که خواسته‌های هوای نفسانی بر وی غلبه می‌کند، و خود را به اوج قله‌های دوستی و محبتش رساندن و اگر چه در این مسیر دچار دشواری‌های سخت هم بشود.
  • مطالعه و بررسی آگاهانه، اسماء و صفات الهی را همراه با شناخت و معرفت دقیق و دگرگون ساختن قلب به وسیله‌ِی ریاضت و معرفت مبادی آن؛ زیرا کسی که الله سبحانه و تعالی را همراه با اسماء و صفات و افعالش صحیح بشناسد،‌ غیر ممکن است که اوتعالی را دوست نداشته باشد.
  • مشاهده‌ی نیکی‌ها و احسان الهی به وسیله نعمت‌های باطن و ظاهر بر بندگاش؛ زیرا که این‌ها وی را به طرف محبت الهی فرا می‌خوانند.
  • انکسار قلب با تمام وجود در برابر ذات باری تعالی طوری که نمی‌توان این معنا را با اسماء و عبارات تعبیر نمود.
  • خلوت‌گزینی در وقت نزول الهی در سحرگاهان، و به نیایش و راز و نیاز وی پرداختن، تلاوت کلام پاکش همراه با حضور قلب و سپس خود را به ادب عبودیت در برابر ذات مقتدر و عزیزش آراستن و بالآخره با استغفار و توبه به پایان رساندن.
  • هم‌نشینی با محبان و صادقانش، و بهره جستن از ثمرات کلام زیبای‌شان چنان که بهترین میوه‌ها چیده می‌شود از خوان ایشان بهترین ها چیدن و در حضور ایشان لب به سخن نگشودن مگر به ندرت که مصلحت ایجاب کند و بدانی که سخن گفتنت بهتر است و منفعتی بیشتری در پی دارد.
  • و از تمامی اسبابی که باعث حجاب بین قلب و الله سبحانه و تعالی می‌شود دوری نمودن.

این اسباب دهگانه تو را به بهترین خواسته‌هایت می‌رساند پس آن‌ها منهج زندگیت قرار ده.

 

 

 

اشتراک گذاری
فروغ اندیشه وب‌سایت

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *