نظام روحی و معنوی در اندیشۀ اسلامی{بخش دوم}
- فروغ اندیشه
- مقالات متفرقه

ترجمه: استاد عبدالرحمن عزام
بخش دوم (پایانی)
آنچه از خلال بخش نخست این مبحث به دست میآید، این است که به باور اسلام، میدان کار و تلاش برای انسان متدین و فرد مادیگرا تفاوتی از هم ندارد و هر دو یکی بوده و در یک میدان تلاش میورزند و در حقیقت انسان متدین و با معنویت به اندازهای درین میدان تلاش و همت به خرج میدهد که هرگز فرد مادیگرا به این مستوا نمیرسد؛ زیرا وی آنچه از آثار و پیامدهاییکه در امور و مراحل مختلف زندهگی دنیا اعم از زندهگی خانوادهگی و فعالیتهای ملی و بینالمللی و جهانی به وی تعلق بگیرد، بسان یک فرد مادیگرا و حتی بهتر و برتر از وی، به انجام آن مبادرت خواهد ورزید. اما آنچه درین میان انسان متدین و فرد مادیگرا را از هم متمایز میسازد، تفاوت نوع نگاه و ارتباط شان با خداوند متعال است؛ طوریکه انسان متدین در قبال انجام هر عملی خود را در پیشگاه پروردگار مسؤول میداند؛ لذا در ورای هر عمل و کنشی که انجام میدهد، هدفی جز به دست آوردن رضایت و خشنودی خداوند متعال ندارد. بر خلاف این، فرد مادیگرا هماره خود را آزاد و غیر مسؤول میبیند و در قبال انجام اعمال خویش آزاد بوده و به کسی پاسخگو نیست؛ لذا بدون توجه و در نظر داشتن امر و نهی پروردگارش، به انجام اعمالی میپردازد که شهوات و گرایشهای نفسانی وی اقتضا میکند. همین تفاوت و تمایز میان این دو در ارتباط به آفریدهگارشان است که زندهگی مادی انسان متدین را سراسر به زندهگی معنوی و بیآلایش مبدل میسازد؛ حالانکه همین تفاوت موجب از بین رفتن نور معنویت از زندهگی فرد مادیگرا گردیده و وی را در تاریکیهایی رها میسازد که راهی برای بیرون رفت از آن نمییابد.
اینک برآنیم تا چگونگی ترسیم راه ترقی و تعالی معنوی انسان را که اسلام در دل دنیای مادیگری رقم میزند و دروازههای رشد و کمال را به روی وی باز میکند، خدمتتان بیان داریم.
نخسینگام: آغازینگامِ این راه، «ایمان» است؛ به ترتیبیکه در دل فرد رسوخ یابد و در ذهن وی جای گیرد که جز خداوند متعال، مالک و حاکم و الهی نیست و فرد مؤمن در ورای تلاش و کوشش خود فقط رضایت الله متعال را بجوید و در زندهگی خویش جز امر و نهی خداوند به قانون و دستور دیگری سر خم ننماید.
این اندیشه هر اندازه بیشتر در ذهن و ضمیر انسان ریشه بدواند و تثبیت گردد، به همان مستوا به رنگ آیین خداوند رنگین و رنگینتر میشود و به پلههای بالا و بلند معنویت تا بلنداهایش صعود مینماید.
گام دوم: مرحلۀ دوم این راه، «طاعت و فرمانپذیری» است. به این مفهوم که انسان در همه احوال و اعمال خویش، استقلال و آزادی شخصی خویش را کنار نهد و در پی اطاعت و فرمانبری از الله متعال برآید؛ اویی که به خداوندیاش باور دارد و به یکتاییاش ایمان آورده است. همین اطاعت و فرمانبری است که در مصطلحات قرآنی «اسلام» نام گرفته است.
گام سوم: سومین مرحلۀ این راه، «تقوا و پرهیزگاری» است که میشود از آن به «مسؤولیتشناسی و عاقبتاندیشی» یاد کرد. تقوا به این مفهوم است که بنده هر کار و کرداری که در زندهگی خویش انجام میدهد، باور داشته باشد که در پیشگاه پروردگارش در باب پندار و گفتار و کردار خویش مورد محاسبه و بازپرس قرار خواهد گرفت. مفهوم دیگر تقوا و پرهیزگاری این است که انسان مسلمان از انجام هر آنچه خداوند متعال آن را باز داشته است، دست نگه دارد و برای انجام دساتیر او تعالی کمر همت ببندد و با اختیار کامل و شعور تمام، دوران زندهگی خویش را طوری سپری نماید که مرز میان حلال و حرام خدا را شناخته و خوب و بد و خیر و شر را از هم تفکیک نماید.
چهارمینگام: چهارمین و والاترین مراحل این راه، «احسان و نیکوکاری» است. احسان یعنی اینکه خواست و مشیت بنده با خواست و ارادۀ خداوند متعال منضم گشته و با آن یکی شود؛ تا جاییکه بنده چیزی را بپسندد که خداوند میپسندد و از چیزی متنفر باشد که خداوند مبغوض میدارد و به این هم اکتفا نکند که فقط خود را از پلیدیها و نادرستیهایی که خداوند میخواهد زمینش را از آن پاک ببیند دور بدارد؛ بلکه از هیچ توان و تلاشی در راه ریشهکن نمودن این پلیدیها و پلشتیها دریغ نورزد. همچنان به این بسنده نکند که زندهگی خویش را به مکارم و مفاخری که خداوند میخواهد زمینش را به آن آراسته گرداند بیاراید؛ بلکه همه توش و توان خویش را در باب تعمیم خوبیها و همهگانی ساختن نیکوییها بسیج نماید. اگر کسی توانست به این مستوا از رفعت مقام برسد، به درستی وی به مقام قرب الهی نایل گردیده است. بنابراین احسان، نهایت درجه و مقامی است که کسی در ارتقای تکامل معنوی خویش به آن چشم میدوزد.
این گامهای چهارگانه، همان راه رشد و شکوفایی معنوی انسان در اسلام است. این برنامه منحصر به ترقی و تعالی افراد منحیث افراد نیست؛ بلکه تعالی و ترقی جوامع و امتها نیز در همین گامها نهفته است؛ لذا هر امت و ملتی بسان یک فرد، میتواند با گذر از مراحل ایمان و اطاعت و تقوا خود را به بلندای قلۀ احسان برساند. همچنان هر دولت و مملکتی میتواند با تمام نظام و قوانین خویش مسلمان و مؤمن باشد و خود را به تقوا و پرهیزگاری بیاراید و به درجۀ احسان نایل آید. در واقع امید اسلام هنگامی تحقق مییابد و هدف مطلوبش برآورده میشود که همۀ امت اسلامی این برنامه را سر لوحۀ امور زندهگی خویش قرار داده و در زمین خداوند، کشوری آراسته به تقوا و احسان پدید آورند.
اینک سزاوار است تا نظام تربیتی و معنویای که اسلام آن را برگزیده و راه و رسمش را ترسیم نموده است و پایههای آن را برای آماده نمودن و تربیت افراد و جوامع بر پای داشته است تا آنان را به روش ویژهای از ارتقای معنوی تربیت نماید، مورد توجه قرار دهیم. نظام تربیتی اسلام دارای چهار رکن مهم است که در پی به بیان آنان میپردازیم:
نماز: این عبادت در هر شبانه روز، پنج بار یاد خداوند متعال را به اذهان تجدید مینماید و انسان را از عذاب سخت الهی بیم داده و به رحمت و بخشش وی امیدوار میسازد. او را به خداوند متعال نزدیک نموده و احکام خداوندی را یکی بعد از دیگری به وی عرضه میدارد و انسان را به اطاعت و فرمانبری از دستورات خداوند آماده میسازد. نماز نه فقط بر بنده به عنوان فرد فرض گردیده است؛ بلکه همچنان همراه با فرضیت نماز، این نیز لازم است که این عبادت به شکل همهگانی و در جماعت ادا شود.
روزه: روزه همهساله انسان مسلمان و جامعۀ اسلامی را یک ماه تمام بر اساس تقوا و پرهیزگاری و خشیت الله متعال تمرین میدهد.
زکات: فریضۀ زکات در دلهای مسلمانان عواطف برادری و برابری را بر میانگیزد و آنان را به بذل مال و تعاون و همکاری در میان شان عادت میدهد. اما مایۀ تأسف است که امروزه بسیاری از مردم از زکات به مالیات تعبیر مینمایند؛ حالآنکه بار معنایی مثبتی که در کلمۀ زکات نهفته است و خداوند متعال منظور دارد، هیچ پیوندی با معنای مادیای که کلمۀ مالیات بران دلالت دارد وجود ندارد. زکات در لغت به معنای نشو و نما و رشد و شکوفایی و پاکی و نظافت است و منظور اسلام از به کار بردن واژۀ زکات، تثبیت این باور به ذهن انسان است که هر گونه انفاق کوچک و بزرگی که در باب همکاری با برادران ایمانی خویش به هدف رضایت الله متعال انجام دهد، دوباره ثبات، قوت، رشد صفات معنوی، تهذیب و پالایش اخلاق را به او باز میگرداند.
حج: چهارمین این ارکان، فریضۀ حج است. حج کنفرانس جهانی مسلمانان است که ایشان را از نواحی مختلف زمین گرد میآورد و آنان را کتلهای به هم پیوسته و جماعتی جهانی میسازد که اساس آن بر توحید و عبادتِ خداوندِ یکتا استوار است. همین فریضه است که میان مسلمانان اخوت شامل و جهانی به وجود میآورد و پایههای حرکتی جهانی را تثبیت مینماید که از قدیمالایام به ندای دعوت حق لبیک گفته و هماره تا ابد نیز این ندای را لبیک خواهد گفت.