چرا کتاب می‌خوانیم؟!


خواندن یک کتاب خوب، یعنی این‌که در یک کتاب، تمامی کتاب‌های پنهان پشت آن را بخوانیم؛ کتاب‌هایی که در عقل و ذهن و ضمیر نویسنده ذوب شده و سپس عصاره آن را در قالب کلمات و سطرها ارائه داده است.
کتاب می‌خوانیم چون دنیایی که در آن زندگی می‌کنیم، مملو از هرج و مرج و بی‌ منطقی است.
کتاب باعث می‌شود از دنیای خود دور شویم و در دنیای کتاب زندگی کنیم. دنیای کتاب خیالی اگر هم باشد، منطقی‌تر از واقعیت بیمار گونهٔ ماست.
کتاب می‌خوانیم چون تجربه به ما آموخته است وقتی که برای مطالعه وقت می‌دهیم، در حقیقت وقتی است که به دست آورده‌ایم؛ و اوقات دیگر از دست رفته و یا بیشتر بیهوده و بی‌فایده سپری می‌گردد.
کتاب می‌خوانیم چون تجربه به ما آموخته است بهترین لذت‌های حسی، لحظاتی است که با کتابی خلوت کرده‌ایم که ما را از همه مرزهای زمان و مکان فراتر می‌برد.
کتاب می‌خوانیم چون دو چشم داریم که با آن دنیای ملموس خویش را که به‌نهایت کوچک به نظر می‌رسد می‌بینیم؛ اما کتاب دارای هزاران چشم است که پنجره‌هایی به سوی جهان‌های بی‌نهایت به روی ما می‌گشاید.
کتاب می‌خوانیم چون می‌خواهیم از شر بسیاری از کارهای احمقانه‌ای که گاهی اوقات انجام می‌دهیم، رهایی یابیم؛ می‌خواهیم خود را از آلودگی بی‌فایده دنبال هر چیز رفتن برهانیم؛ می‌خواهیم از برخی ساده‌لوحی‌هایی که زندگی به خاطر روابطمان با دیگران در ما به وجود می‌آورد، دست بکشیم.
کتاب می‌خوانیم چون کتاب بهتر از بسیاری از آدم‌هاست؛ از آنان داناتر و وفادارتر است و از لحن و لهجه صمیمی‌تری برخوردار بوده و بیشتر از آنان قادر به درک تناقضات درونی ماست و می‌داند چگونه ما را بگریاند و بخنداند و البته چگونه بمیراند و زنده کند.
کتاب می‌خوانیم تا با نویسنده محبوب خود از خلال مطالعه برگ‌هایی که وی قلم زده است ملاقات کنیم؛ نویسنده‌ای که ما را از خودمان می‌رباید و ما با شگفتی تمام، عطر کلمات را در پی قلم وی پی می‌گیریم.
کتاب می‌خوانیم چون باور داریم مطالعه هم رازآلود است و هم ماجراجویانه؛ رازآلود مانند کسی که شبانه به جنگلی اسرارآمیز وارد می‌شود که در آن هزاران رمز و راز وجود دارد، و ماجراجویانه مانند کسی که پا به میدان می‌گذارد و می‌خواهد از آن بگذرد.
کتاب می‌خوانیم چون نیازها و خواسته‌های جسم‌مان اشباع شده و یا ممکن است اشباع شوند؛ اما نیازهای عقل، روح، ذهن و ضمیرمان اشباع‌شدنی نیستند؛ بنابراین همیشه چراغ مطالعه را روشن و آتش معرفت را شعله‌ور نگه می‌داریم.
کتاب می‌خوانیم چون می‌خواهیم از شر مرگی که بسیاری از مردم تجربه می‌کنند رهایی یابیم؛ چون در واقع تفاوت میان آنانی که می‌خوانند و آنانی که نمی‌خوانند، درست همان تفاوتی است که میان زندگان و مردگان است.
کتاب می‌خوانیم تا در زمان بندگی و بردگی فکری آزاد باشیم، و در زمان رکود و ایستایی، خود را احیا کنیم و در زمان پیشرفت و عقب‌ماندگی، به پیش بتازیم و در زمان انحطاط و فرومایگی، رشد کنیم و پویا باشیم.
در نهایت کتاب می‌خوانیم تا از جمود و اندوه، از تقدس‌نمایی و انزوای فاجعه‌بار، از سرخوردگی و یأس و تعصب، از کوری و شکست و خواری و هلاکت، و از فقر و گرسنگی و تهی‌دستی شفا یافته و در امان بمانیم.

نوشته دکتور ایمن العتوم / ترجمه عبدالرحمن عزام

اشتراک گذاری
فروغ اندیشه وب‌سایت

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *