ابن فضلان… و سفر به سرزمین روس
- فروغ اندیشه
- مقالات تاریخی

احمد بن فضلان بن عباس بن رشید بن حماد، جهانگردی اسلامی بود که به سرزمینهای ترکها، روسها و اسلاوها سفر کرد. او یکی از بردگان آزاد شده بود و خلیفه عباسی او را به همراه سربازان و مترجمان نزد پادشاه اسلاوها فرستاد تا از آنها محافظت کند و آداب اسلام را به آنها بیاموزد، زیرا آنها تازه به اسلام گرویده بودند. لازم به ذکر است که سفر از بغداد در 11 صفر 309 هجری / 21 ژوئن 922 میلادی آغاز شد.
ابن فضلان، محقق و جهانگرد مسلمان قرن دهم میلادی بود که شهرت و آوازهاش منحصراً به خاطر سفرش به عنوان سفیر دولت عباسی به نزد پادشاه صقالبه (بلغارهای ولگا) در سال ۳۰۹ هجری/۹۲۱ میلادی است. احمد بن فضلان جزئیات سفر او را در کتاب خود «رساله ابن فضلان: در شرح سفر به سرزمینهای ترکان، خزران، روسها و صقالبه» ثبت کرده است. این سفر به دلیل تمایزش در توصیف بسیاری از مردمان کشورهای آسیای مرکزی و روسیه در دورانی که هیچ روایت عینی دیگری از آن مردمان، به ویژه «وایکینگها»، ساکنان شمال اروپا، در دسترس نبود، سهم بزرگی از تحقیقات و مطالعات را در طول سالها به خود اختصاص داده است.
احمد بن فضلان پس از سفری دشوار و چالشبرانگیز از میان سرزمینهای قبایل بتپرست ترک، به سرزمین بلغارهای اسلاو رسید، جایی که در توصیف دقیق و مفصل سرزمین بلغارها و روسها سرآمد بود و مراسم پذیرایی، شیوه زندگی مردم، نشستن پادشاه و آداب غذا خوردن را که با سنتهای اعراب بسیار متفاوت بود، به تفصیل شرح داد.
ابن فضلان سفره پادشاه را منحصر به فرد توصیف کرد، زیرا پادشاه مینشست و چاقویی برمیداشت تا تکهای از گوشت کباب شده را ببرد و بخورد، سپس تکهای را به دیگران میداد، بنابراین هیچ کس جرأت خوردن نداشت تا زمانی که پادشاه آن را به آنها میداد و هر کس سفره کوچکی برای خود داشت که هیچ کس دیگری آن را با او تقسیم نمیکرد.
ابن فضلان همچنین پدیده شب کوتاه و روز بلند را در آن سرزمینها توصیف کرده است، جایی که با نزدیک شدن به نماز فجر، به دلیل نزدیک شدن به طلوع آفتاب، در خواندن نماز مغرب با مشکل مواجه شده است.
او اشاره کرد که مردم از گوشت حیوانات تغذیه میکنند و جایی برای نگهداری غذا ندارند، بنابراین چاههایی در زمین حفر میکنند تا غذا را در آنها قرار دهند، اما غذا به سرعت فاسد میشود و ظرف چند روز بو میگیرد. او خاطرنشان کرد که آنها از روغن نباتی استفاده نمیکنند، بلکه به روغن ماهی متکی هستند.
او در توصیف دفن مردگان در میان مسلمانان، اشاره میکند که آنها متوفی را غسل میدهند، سپس او را روی چرخی به سمت قبرش میبرند و در طاقچهای قرار میدهند و سلاح او را در اطراف قبرش قرار میدهند و دو سال برای او سوگواری میکنند.
در مورد روسها، او آنها را بور با پوست قرمز توصیف کرد، هر مرد شمشیر، تبر و چاقویی حمل میکرد که هرگز از کنارش جدا نمیشد، در حالی که زن جعبهای فلزی از آهن، نقره، مس یا طلا، بسته به ثروتش، حاوی چاقو، بر سینه داشت و گردنش را بسته به ثروتش با یک یا چند قلاده زینت میداد.
او اشاره کرد که روسها در خانههای اشتراکی ۱۰ یا ۲۰ نفره زندگی میکردند که هر کدام تخت مخصوص به خود را داشتند و زندگی زناشویی آنها به طرز بیشرمانهای در معرض دید بود و کثیفی قابل توجهی در لباسها و بدنهایشان دیده میشد. آنها صورت خود را در یک لگن مشترک میشستند، تف میکردند و بینی خود را در آن فوت میکردند. آنها همچنین مجسمههای چوبی تراشیده شده به شکل انسان را میپرستیدند، به آنها دعا میکردند و برایشان قربانی میکردند.
ابن فضلان در روایتی قابل توجه، مشاهدات خود از بازرگانان روسی در کنار رودخانه ولگا را ثبت کرده و شرح دقیقی از مراسم تشییع جنازه یک رهبر روسی، از جمله جزئیات آیینهای سوزاندن جسد، ارائه داده است. این روایت برجسته، هنری اسمرادسکی، هنرمند روسی، را بر آن داشت تا اثری هنری خلق کند که امروزه زینتبخش موزههای لنینگراد و مسکو است و نام ابن فضلان را به شهرت بینالمللی رساند. ولادیمیر مینورسکی، شرقشناس روسی، نیز صحت مشاهدات او را تأیید کرد.
به همین ترتیب، ابن فضلان غوطهوری روسها در نوشیدن شراب را توصیف کرد و گفت: «آنها شب و روز آن را مینوشند و شاید یکی از آنها با جام در دست بمیرد.»
در صحنهای خندهدار، شاید توصیف شفق قطبی همراه با طوفانهای شمالی، او گفت: «یک ساعت قبل از غروب آفتاب، دیدم که افق آسمان بسیار قرمز شد و صداهای بلند و زمزمههایی در هوا شنیدم. سرم را بالا آوردم و ابری قرمز مانند آتش را دیدم که در حال حرکت بود و شکلهایی مانند انسان و حیوان در آن دیده میشد. ما وحشتزده و التماس میکردیم، در حالی که آنها به ما میخندیدند و تعجب میکردند!»
ابن فضلان به عنوان یک عالم دینی و فقیه، در پی گسترش اسلام در میان مردم بود. او اشاره کرد که مردی به نام طالوت به دست او به اسلام گروید، بنابراین به درخواست او نام او را محمد گذاشت. خانواده او نیز اسلام آوردند، بنابراین او همه آنها را محمد نامید. او سورههای فاتحه و اخلاص را به آنها آموخت و شادی آنها در آنها از شادی به دست گرفتن تاج و تخت اسلاوها بیشتر بود.
ابن فضلان در مورد خزرها، دشمنان بلغارها، پادشاه آنها را که با نام «خاقان بزرگ» شناخته میشد و جانشین او «خاقان به» را که رهبری ارتشها را بر عهده داشت و امور پادشاهی را اداره میکرد، توصیف میکند. او همچنین در مورد پایتخت آنها در کنار رودخانه ولگا، شهری بزرگ که به دو بخش تقسیم شده بود، صحبت میکند؛ یکی برای مسلمانان و دیگری برای پادشاه و پیروانش. مسلمانان توسط پسری مسلمان به نام خز رهبری میشدند که امور قضایی و اداری آنها را بدون دخالت هیچ کس دیگری بر عهده داشت.
خاورشناسان در برجسته کردن اهمیت نامه ابن فضلان، که یک سند تاریخی و فرهنگی بینظیر است، نقش داشتند. ابن فضلان مشاهدات خود را به طور دقیق مستند کرد و متون او را به منبعی غنی برای درک زندگی مردم آن مناطق در قرن دهم میلادی تبدیل کرد. ترجمههای خاورشناسان در معرفی میراث فرهنگی و تاریخی او به جهانیان نقش داشت.
نویسنده:د.سلیمان عباس البیاضی
واحدترجمه: فروغ اندیشه