مرد و مدیریت خانواده
- فروغ اندیشه
- مقالات خانوادگی

نویسنده: احمد الله مهاجر
در این کرۀ خاکی هر فرد و جمعی نیازمند مدیریت میباشد که بدون آن دایرۀ زندهگی و فعالیت در آن، دچار اختلالات و ویرانی بیشتر میگردد.
نهاد خانواده یکی از مهمترین اجتماعات بشری است؛ چون پرورش شخصیتها از آنجا شکل میگیرد و هویداست که در صورت تربیت درست و پرورش مثبت آن، اصلاح انسانها در جامعه بسیار راحتتر خواهد بود، پس این کانون با چنین ویژهگی بارز، نیز نیازمند یک مدیر میباشد، تا در مسیر ارزشمند خود قدم بگذارد.
سازماندهی کلیۀ امور، روابط بین اعضا، روابط اعضا با بیرون، مسایل مالی و معیشتی، محافظت از آن مجموعه در مقابل خطرات، قاطعیت و صلابت و هیبت داشتن نزد دیگران، اموری است که برای یک مدیر جهت مدیریت برتر لازم و ضروری میباشد.
خانواده نخست از دو نفر (پدرو مادر) شکل میگیرد، یعنی از یک زن و مرد، که میباید یکی آنها، برای مدیریت انتخاب گردد و بهتر است مدیر کسی قرار گیرد که تواناییهای فوق الذکر را داشته باشد، ورنه نمیتوان به هدف و غایت اصلی و نهایی، که مجموعه و یا خانوادهای را بهسوی خوشبختی سوق دهد، دست یابد.
لازم است بررسی نمائیم تا کدام یک از زن و مرد میتواند بهتر مدیریت کنند و این مسؤولیت سنگین را بر دوش خود حمل نمایند و از عهدۀ آن بدر شوند.
تحقیقات نشان داده که ویژهگیهای نهادینهشده در وجود مرد، زمینۀ مدیریت لازم را برای این جنس، فراهم ساخته و علاوه بر آن، وجود یک زن مشاور و همکار در کنار مرد ضروری میباشد.
بهچند دلیل اگر مرد مدیر باشد بهتر است:
- مردها نسب به زنها، قویتر میباشند؛ استثنائات وجود دارد، اما نمیشود بهخاطر چند استثنا در یک زمینه، ملاکهای دیگر را بهعقب اندازیم؛
- مرد کمتر سراغ تصمیمات احساساتی میرود و معمولاً منطقیتر میباشد؛ اما زن به وفور احساسات را در تصمیم گیریهایش دخیل میسازد.
- زندهگی عرصۀ بسیار سختی است و یقیناً تصمیمهای منطقی در حوزۀ مدیریت مفیدتر اند؛
- در دین مبین اسلام، مرد مسئول تامین هزینههای خانواده میباشد.
- طبعاً فردی که نانآور خانه و زحمتکش خانواده است، باید برای مدیریت مناسبتر باشد؛ چون زندهگی هر روز و هر لحظه به هزینه نیاز دارد.
بلی! این بدین معنا نیست که زن نمیتواند کاری انجام دهد و باید در خانه بنشیند؛ بلکه در برخی از خانوادهها زنها اهرم اقتصادی هستند، اما انصاف نیست به تصویب برسد که چون زن کار میکنــد پس مدیر باشد و مرد از مدیریت عزل شود.
- در وقت خطر، برای کسب امنیت، همیشه به قویترین فرد پناه برده میشود، در دنیای اسباب، مرد همان شخص قدرتمند خانواده است و اعضای خانواده نزد یک مرد بیشتر احساس امنیت میکنند تا زن.
- طبق تحقیقات، مرد به صورت فطری شیفتۀ مدیریت است و لذت میبرد که کارها به او سپرده شود؛ اتفاقاً زن هم بـه صورت فطری عاشق مردیست که تکیهگاه او باشد.
برای زنهایی که فطرت سالمی دارند وجود یک مرد قوی و با تدبیر -که نزد او احساس امنیت داشته باشند- یک آرزوی قلبی است.
- مرد بودن مدیر، از لوازمات زندهگی است، اما نه به این معنا که زن تعطیل شده و کاری نکند؛ بلکه مدیر به یک مشاور قدرتمند نیاز دارد تا بتواند قاطعانه تصمیم بگیرد و حرکت نماید.
لذا زن به دلیل توجه فراوان به جزئیات و صبر و حوصلهای که دارد، میتواند مشاور بسیار خوبی برای مرد باشد؛
- اتفاقاً اگر زن فشارهای روحی، ناشی از مدیریت را احساس نکند، میتواند در امر مشاوره موفقتر هم باشد؛ چون در جریان فراز و نشیبهایی که در زندهگی داریم، برخی از افراد برای گامبرداشتن اولیه مناسبتر اند و برخیها برای پشتیبانی؛
- فشارها و استرسهای زندهگی به حدی زیاد است که اگر زن مدیر باشد، به لطافت او لطمه وارد کند؛ اما مردها کمتر شکست میخورند، بنابراین مرد برای مدیریت مناسبتر است.
ناگفته پیداست که احساسیبودن خانمها یکی از مهمترین ویژهگیهای آنها میباشد؛ زیرا این ویژهگی در آنها باعث انسانسازی یا همان «تربیت کودک» میگردد، اما لازم نیست این ویژهگی و محاشایاتی که در اقلیت قرار دارند، را کلید راهگشایی برای همۀ موارد قرار دهیم؛ بلکه صلابت، قاطعیت و منطقیبودن، در زمینۀ مدیریت، از موارد لازم و ضروری به حساب میآید.
مردها قوی هستند؛ اما نه به این معنا که آنها در کلیهای امور بر خانمها تفوق دارند. این به معنای بهتر بودن در هر زمینهای نیست، بلکه مقصود قوت جسمی است؛ چه بسا در برخی موارد، زنان ویژهگیهایی دارند که مردان فاقد آن اند.
بلی! اگر در وجود مرد این ویژهگیها نهادینه شده، اما لگامگسیخته رها نبوده، بلکه برایش فرمان داده شده تا با اهل و عیال خود به خوبی رفتار کند.
خداوند متعال در این مورد میفرماید: «وعَاشِرُوْهُنّ بِالمَعْرُوْف» (سورهالنساء/۱۹) «و با آنها (زنان) به شایستهگی و خوبی رفتار کنید!»
ابن کثیر تحت این آیه چنین مینویسد: «وقوله: (وعاشروهن بالمعروف) أی: طیبوا أقوالکم لهن، وحسنوا أفعالکم وهیئاتکم بحسب قدرتکم، کما تحب ذلک منها، فافعل أنت بها مثله، کما قال تعالى: «ولهن مثل الذی علیهن بالمعروف» [البقره/228]» یعنی: «گفتارتان را برای ایشان (زنانتان) زیبا سازید! تا حد توان، با آنان کردار و برخورد نیکو داشته باشید! چنانچه دوست دارید با شما رفتار کنند، همانگونه شما با آنان رفتار کنید!. همین است که الله تعالی میفرماید: «ولهن مثل الذی علیهن بالمعروف،» «زنان را بر شوهران حق مشروعی است چنانچه شوهران را بر زنان حق مشروع دارند.»
خداوند متعال در آیۀ دیگر میفرماید: «الرِّجَالُ قَوَّامُونَ عَلَی النِّسَاءِ بِمَا فَضَّلَ الله بَعْضَهُمْ عَلَی بَعْضٍ وَبِمَا أَنفَقُوا مِنْ أَمْوَالِهِمْ…» (سورهالنساء/۳۴) «مردان، سرپرست زناناند، به دلیل آنکه خدا برخی از ایشان را بر برخی برتری داده و [نیز] به دلیل آنکه از اموالشان خرج میکنند.»
«وَلِلرِّجَالِ عَلَیْهِنَّ دَرَجَهٌ» (قسمتی از آیت فوق) ترجمه: «مردان برزنان برتری و درجه داردند.»
ابن کثیر (رحمهالله) در تفسیر این قسمت از آیه مینویسد: «أَیْ: فِی الْفَضِیلَهِ فِی الخُلُق، وَالْمَنْزِلَهِ، وَطَاعَهِ الْأَمْرِ، وَالْإِنْفَاقِ، وَالْقِیَامِ بِالْمَصَالِحٍ، وَالْفَضْلِ فِی الدُّنْیَا وَالْآخِرَهِ، کَمَا قَالَ تَعَالَى: {الرِّجَالُ قَوَّامُونَ عَلَى النِّسَاءِ بِمَا فَضَّلَ اللَّهُ بَعْضَهُمْ عَلَى بَعْضٍ وَبِمَا أَنْفَقُوا مِنْ أَمْوَالِهِمْ}.» [النِّسَاءِ/34]. یعنی: از نظر اخلاقی، جایگاه و اینکه (زنان باید) ازدستورات آنان اطاعت نمایند و اینکه مردان مخارج آنان را میدهند و بر زنان انفاق و خرج میکنند و چون برپایی مصلحتهای آنان را بهعهده میگیرند و در دنیا و آخرت بر آنها برتری دارند، همانگونه که الله متعال فرمودند: مردان، از آن جهت که الله برخی را بر برخی دیگر برتری داده است، و از آن جهت که از مال خود نان و نفقه (زنان را) میدهند، سرپرست زنان هستند(و برآنان حق قیمومیت و سرپرستی دارند). سپس در ادامۀ آیه چنین میفرماید: «وَاللَّهُ عَزِیزٌ حَکِیمٌ» أَیْ: عَزِیزٌ فِی انْتِقَامِهِ مِمَّنْ عَصَاهُ وَخَالَفَ أَمْرَهُ، حَکِیمٌ فِی أَمْرِهِ وَشَرْعِهِ وَقَدْرِهِ. یعنی: الله متعال کاملاً غالب است بر اینکه از کسی که نافرمانی اورا نموده و با دستوراتش مخالفت میکند، انتقامش را بگیرد، و بینهایت در دستور، شریعت و تقدیرش با حکمت است. (تفسیر ابن کثیر، آیه ۱۹ و ۳۴، سورهالنساء)
توجه بفرمایید برتری مذبور در این آیه، همان مدیریت مرد میباشد، نه برتری از لحاظ کرامت، انسانیت و جنسیت؛ بلکه الله متعال معیار برتری را تقوی قرار داده است: « اِنَّ اَکْرَمَکُمْ عِنْدَاللّهِ اَتْقاکُمْ» (سورهالحجرات/۱۳) «بهترین شما نزد خدا با تقوی ترین شماست.»
رسولالله (صلیاللهعلیهوآلهوسلم) میفرمایند: «فَاتَّقُوا اللهَ فِی النِّسَاءِ، فَإِنَّکُمْ أَخَذْتُمُوهُنَّ بِأَمَانِ اللهِ، وَاسْتَحْلَلْتُمْ فُرُوجَهُنَّ بِکَلِمَهِ اللهِ، وَلَکُمْ عَلَیْهِنَّ أَنْ لَا یُوطِئْنَ فُرُشَکُمْ أَحَدًا تَکْرَهُونَهُ، فَإِنْ فَعَلْنَ ذَلِکَ فَاضْرِبُوهُنَّ ضَرْبًا غَیْرَ مُبَرِّحٍ، وَلَهُنَّ عَلَیْکُمْ رِزْقُهُنَّ وَکِسْوَتُهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ.» (صحیح مسلم)
«پس از الله دربارۀ زنان بترسید (حقوق آنان را رعایت نمایید) همانا شما آنان را با امان الله گرفتهاید (و به عقد تان درآوردهاید) وشرمگاهشان را با کلمه (و اجازه) الله (برایتان) حلال نمودهاید و حق شما بر زنان این است که نگذارند کسی بر فرشهای (خانه) شما پا بگذارد (و وارد خانه شما شوند) که شما آنان را دوست نمیدارید و اگر این کار را کردند پس آنها را بزنید ولی کاری و محکم نزنید (بدیهیست چنین خانمها که بهغیر از شوهر خود ارتباط برقرار میکنند، باید جدی منع شده و در صورت نافرمانی و سرپیچی تهدید شوند)، زنان (نیز) بر شما حقوقی دارند که (باید رعایت نمایید، همانند این که) روزی، خوراک و لباسشان را با نیکی و روش نیک و درست بدهید».
در حدیث دیگر از عایشه (رضیاللهعنها) روایت شده که میفرماید: قَالَ رَسُوْلُ اللهِ صلىاللهعلیهوسلم: «خَیْرُکُمْ خَیْرُکُمْ لِأَهْلِهِ، وَأَنَا خَیْرُکُمْ لِأَهْلِی، وَإِذَا مَاتَ صَاحِبُکُمْ فَدَعُوهُ». هَذَا حَدِیثٌ حَسَنٌ صَحِیحٌ. (ترمذی)
«بهترین شما کسی است که برای خانوادهای خود بهتر باشد، و من برای خانوادهای خود بهتر هستم تا شما و هرگاه دوستتان (خانم و یا شوهر) فوت کرد برایش دعا نمایید!»
از همین جاست که مرد اصلاً حق ندارد بدون حق شرعی، بر خانم و عیالش دست بالا کند و یا الفاظ زشت بهکار برد و اگر علیرغم توصیههای تأکیدی شریعت اسلامی، از آن سرپیچی نماید و رو برتابد، قطعاً فردای رستاخیز، در دادگاه ایزد منان مورد بازخواست قرار میگیرد.
فرجام سخن اینکه زن به خاطر ضعف واحساسات و عواطف درونیِ که دارد، نمیتواند وظیفه مدیریت را بهسر رساند و همیشه نیازمند مرد است، تا همکارش باشد؛ ورنه به آن عده خانمهایی که شوهران خود را از دست دادهاند، نگاهی بیندازید که با چه مشکلاتی دستوپنجه نرم میکنند و چهقدر فشارهایی ناشی از مدیریت خانواده بر آنها عارض شدهاست؛ این مواردی ربطی به آیین اسلام و غیر اسلام ندارد، بلکه امور فطری هستند که در ذات بشر نهادینه شدهاند. منظور ما همان خانمهای سلیمالفطره هستند، نه غربزدهگانی که تفکرات فمنیستی، فطرت انسانی آنها تغییر داده و در دنیای هوا و هوس دنبال تأمین حقوق خیالی خویش اند.