ورزش از دیدگاه اسلام

اسلام اصل دوگانگی انسان را می‌پذیرد، به این معنی که انسان از روح و ماده تشکیل شده است و خواستار حفظ تعادل بین خواسته‌های هر یک است تا هیچ یک بر دیگری غلبه نکند. همانطور که به پاکسازی روح تأکید می‌کند، برای تقویت بدن از طریق غذا و فعالیت بدنی نیز تلاش می‌کند تا قادر به انجام وظیفه عبادی شود.

مشروعیت ورزش از دیدگاه اسلام
اسلام ورزش را تشویق می‌کند و شاید تنها دینی باشد که بر اهمیت فعالیت بدنی برای انسان‌ها تأکید کرده است. خداوند متعال می‌فرماید: « قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ » (عنکبوت: ۱۹) و در چهار جای کتاب قرآن آن را با تفکر و اندیشه مرتبط دانسته است.

احادیث متعددی از سنت پیامبر (ص) بر جواز ورزش تأکید دارند. ابوهریره روایت می‌کند که رسول خدا (ص) فرمود: «مؤمن قوی نزد خدا بهتر و محبوب‌تر از مؤمن ضعیف است.» ابن عمر روایت می‌کند که رسول خدا (ص) مسابقه اسب‌دوانی بین اسب‌های آموزش‌دیده که از حفیه شروع و در ثنیه الوداع پایان می‌یافت، و مسابقه دیگری بین اسب‌های آموزش‌ندیده که از ثنیه الوداع شروع و در مسجد بنی‌زُریق پایان می‌یافت، برگزار کرد. عبدالله بن عمر از جمله کسانی بود که در این مسابقه شرکت کرد. (روایت بخاری). 

ابن حجر از حدیث، مشروعیت مسابقه را استنباط کرده و آن را نه یک سرگرمی بیهوده، بلکه یک ورزش ستودنی می‌داند که منجر به دستیابی به اهداف فتح و بهره‌مندی از آن در صورت نیاز می‌شود و بر اساس انگیزه انجام آن، بین مستحب بودن و مباح بودن آن، یکی است. 

پیامبر (ص) ورزش می‌کرد. او با مردی به نام رکانه که به خاطر قدرتش شناخته می‌شد، کشتی گرفت و پیامبر (ص) بیش از یک بار او را شکست داد. او همچنین چند بار با همسرش، عایشه، مسابقه داد و یک بادیه‌نشین با شتر پیامبر (ص) که «غضباء» نام داشت، مسابقه داد و او آن را شکست داد. اصحابش پیاده برای دویدن بیرون می‌رفتند و او این کار را تأیید می‌کرد. او با آنها در مسابقات تیراندازی شرکت می‌کرد و با گفتن «تیراندازی کنید، من با شما هستم» آنها را تشویق می‌کرد.

بر این اساس، فقها به این نتیجه رسیده‌اند که ورزش کردن جایز است. قرطبی گفته است: «در مورد جواز مسابقات سوارکاری با اسب و سایر حیوانات و پیاده‌ها، و همچنین تیراندازی با کمان و استفاده از سلاح، به دلیل آموزش جنگ، اختلافی وجود ندارد.» نویسنده «الدُرّ المختار» با این گفته از این نظر حمایت می‌کند: «هیچ اشکالی در مسابقات تیراندازی با کمان، اسب، قاطر، الاغ، شتر و پیاده وجود ندارد، زیرا یکی از وسایل جهاد است، بنابراین مستحب است.» ابن تیمیه در ادامه می‌گوید: «اگر حاکم از بیت‌المال برای مسابقه‌دهندگان با تیر، اسب و شتر پول بدهد، به اجماع امامان جایز است.»

ویژگی‌های ورزش در دوران اسلامی
قبل از اسلام، اعراب ورزش‌هایی را انجام می‌دادند که شرایط زندگی‌شان ایجاب می‌کرد. آنها شکار را می‌دانستند و برای امرار معاش به آن متکی بودند. آنها همچنین با سوارکاری، تیراندازی با نیزه و تیر و سایر ورزش‌های بدنی آشنا بودند. در واقع، منابع نشان می‌دهند که بازارهای اعراب شاهد مسابقات سوارکاری بود. هنگامی که اسلام ظهور کرد، ورزش ابعاد متفاوتی به خود گرفت. این ورزش دیگر پاسخی به نیازهای زندگی نبود، بلکه برای اهداف وسیع‌تری انجام می‌شد و با ویژگی‌های متمایزی از جمله موارد زیر مشخص می‌شد:

۱- ارتباط آن با عقیده: منشأ آن این است که جهاد محقق نمی‌شود مگر اینکه مجاهد از نظر جسمی قوی، سالم و قادر به تحمل بار اسب‌سواری باشد. می‌توان گفت که ورزش در میان یونانیان نیز جنبه‌ی عقیدتی به خود گرفته است زیرا فقط برای ستایش خدایان انجام می‌شد. با این حال، ما معتقدیم که تفاوت‌هایی وجود دارد، مانند اینکه ورزش یا به عبارت دقیق‌تر، «حفظ بدن» به یک حق تبدیل شده است، زیرا پیامبر، صلی الله علیه و آله و سلم، فرمود: «پروردگارت بر تو حقی دارد، بدنت بر تو حقی دارد و خانواده‌ات بر تو حقی دارند، پس به هر صاحب حقی حقش را بده.»

بنابراین، جایگاه آن از صرفاً یک عمل تفریحی مجاز به یک حق ارتقا یافت و نباید از حقوق غافل شد، در غیر این صورت مجازات خواهد شد. بنابراین، تضعیف یا از بین بردن بدن به عملی تبدیل شد که مشمول مجازات می‌شود.

۲- ارتباط آن با علم: مسلمانان صرفاً به ورزش نمی‌پرداختند، بلکه آن را یک علم می‌دانستند و در مورد آن نظریه‌پردازی می‌کردند. این امر از بحث حاجی خلیفه در مورد تقسیم‌بندی‌های رایج علوم در زمان خود آشکار می‌شود، که برخی از آنها «علم شنا» را از شاخه‌های علم مهندسی می‌دانستند. خلیفه همچنین در مورد «علم تیراندازی» صحبت کرده و طبقه‌بندی‌های آن را ذکر کرده است، و «علم شاهین‌بانی» و طبقه‌بندی‌های آن را نیز بیان کرده است؛ علمی که به بررسی وضعیت پرندگان شکاری و نشانه‌هایی که نشان دهنده قدرت یا ضعف آنها در شکار است، می‌پردازد. از این رو، می‌توان فهمید که مسلمانان طبقه‌بندی‌های زیادی در ورزش ایجاد کرده و آنها را به جایگاه علم ارتقا داده‌اند. 

۳- ارتباط آن با اخلاق: از آنجا که عمل یا تمرین از اخلاق جدایی‌ناپذیر است و هر عملی باید چارچوبی اخلاقی داشته باشد، تمرین ورزش با مجموعه‌ای از آداب رعایت‌شده احاطه شده بود که شرکت‌کنندگان و همچنین داوران باید به آنها پایبند می‌بودند. به عنوان مثال، ابراز علاقه به یک شرکت‌کننده، صرف نظر از جایگاه او در میان نخبگان نظامی حاکم، مجاز نبود. این آداب و قوانین در سراسر آثاری که در مورد سوارکاری، شکار و تیراندازی صحبت می‌کنند، پراکنده شده‌اند.

ورزش‌های اسلامی
مسلمانان در دوران اسلامی بدون ترس از ممنوعیت یا محدودیت، ورزش‌ها را می‌پذیرفتند و برخی از ورزش‌های بدنی در میان آنها رواج یافت. برای تمرین آنها، زمین‌هایی تعیین شده بود که جمعیت در زمان‌های مشخصی برای تماشای این ورزش‌ها در آنجا جمع می‌شدند، همانطور که سلاطین مملوک، زمان خروج از مهمل (تخت تشریفاتی) را به عنوان زمانی برای بازی‌های توپی تعیین می‌کردند که خود سلطان در آن شرکت می‌کرد. در هر صورت، برخی از ورزش‌ها از بقیه رایج‌تر شدند، از جمله:

۱- سوارکاری: به دلیل ارتباط آن با حفاظت از میهن و مقابله با دشمنان، قدیمی‌ترین و مهم‌ترین ورزش اعراب است. این ورزش شامل ۴ نوع است: اسب‌سواری، حمله و عقب‌نشینی، تیراندازی با کمان و شمشیربازی. سوارکار تا زمانی که در آن مهارت پیدا نکرده و چهار رکن آن را تکمیل نکرده باشد، سوارکار محسوب نمی‌شود.

۲- شکار: شکار یکی از مهم‌ترین ورزش‌های اعراب است و مسلمانان آن را از اعراب دوران جاهلیت به ارث برده‌اند که از آن به عنوان غذا، وسیله‌ای برای تفریح و نوعی مبارزه در زمان صلح استفاده می‌کردند. خلفای اموی و عباسی به خاطر عشق به شکار و رفتن به بیابان برای شکار حیوانات درنده شناخته شده بودند. مسلمانان انواع مختلف شکار را می‌دانستند، مانند شکار بدون حیوان، مانند شکار با تور، کمان یا نیزه، شکار با پرندگان شکاری مانند شاهین و عقاب و شکار با حیوانی مانند سگ.

۳- تیراندازی: تیراندازی نوعی سوارکاری است که مسلمانان در آن سرآمد بودند و اهمیت خود را از ارتباطش با جهاد و مقابله با دشمنان به دست آورد. مسلمانان انواع مختلف تیراندازی مانند: تیراندازی با کمان، تیراندازی با کمان‌های صلیبی و تیراندازی با تیر را می‌شناختند.

۴- شنا: یکی از ورزش‌های مهم است، چنانکه اخبار و روایاتی در مورد آن نقل شده است. شنا در کشورهای ساحلی مانند مصر و شام، به ویژه در دوران مملوکیان، شهرت یافت. منابع ذکر کرده‌اند که برخی از سلاطین، مانند الظاهر بیبرس و المؤید شیخ المملوکی، از علاقه‌مندان به شنا بودند و عموم مردم نیز به آن روی می‌آوردند، زیرا مسابقاتی برای شنا در مسافت‌های طولانی در آب نیل ترتیب داده می‌شد.

از مطالب فوق چنین برمی‌آید که مسلمانان از موضوع ورزش‌های بدنی غافل نبودند، بلکه آن را انجام می‌دادند و ارتقا می‌دادند، زیرا آن را به عنوان یک علم در نظر گرفتند و چارچوبی اخلاقی برای تمرین آن تدوین کردند.

نویسنده: دکتر فاطمه حافظ

واحدترجمه: فروغ اندیشه

اشتراک گذاری
فروغ اندیشه وب‌سایت

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *