۵ نقطه عطف مهم در تاریخ حجر الاسود
- فروغ اندیشه
- مقالات متفرقه

از زمانی که خداوند متعال حجر الاسود را آفرید و از بهشت به زمین فرود آورد تا به امروز، دلهای مؤمنان مشتاق و بدنهایشان برای استلام و بوسیدن آن رقابت کردهاند.
در مقابل، دستان پلید، شرارت و تجاوز خود را علیه این سنگ گرانبها گسترش دادند، تا جایی که آن را سوزاندند، ریشه کن کردند و ربودند. در ادامه، به برخی از نقاط عطف مهم در تاریخ این سنگ گرانبها اشاره میشود.
۱- آغاز آفرینش حجر الاسود:
منشأ حجر الاسود به حضور آن در بهشت برمیگردد، زیرا یکی از سنگهای مبارک آن است. در مسند احمد، با سند صحیح از ابن عباس، پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: «حجر الاسود از بهشت است.» ابن عباس همچنین اشاره کرده است که حجر الاسود با هبوط آدم (علیه السلام) به زمین فرود آمد و آدم آن را گرفت و در کعبه قرار داد. (تاریخ الطبری، 1/127). بنابراین، منشأ حجر الاسود به قبل از این دنیا برمیگردد؛ بخشی از بهشت و یکی از سنگهای آن است.
۲- حجر الاسود در زمان نوح:
ابن الاثیر گفته است: در زمان نوح علیه السلام در سرزمین کوفه تنوری بود و همسرش از آب جوشان از تنور به او خبر داد، خداوند متعال به جبرئیل علیه السلام امر کرد که کعبه را به آسمان چهارم بالا ببرد و آن از یاقوت بهشت ساخته شده بود و حجرالاسود را در کوه ابوقبیس پنهان کرد و آنجا ماند تا ابراهیم خانه را ساخت، سپس آن را برداشت و در جای خود گذاشت. (الکامل فی التاریخ، ۱/۶۴).
۳- حجر الاسود در زمان ابراهیم:
خداوند متعال محل بیتالحرام را برای ابراهیم تعیین کرد و ابراهیم شروع به ساختن کرد و اسماعیل سنگها را برای او بر دوش خود حمل میکرد. هنگامی که ساختمان بالا میرفت، حضرت ابراهیم مقام را به او نزدیک میکرد و او بر روی آن میایستاد و ساختمان میساخت و اسماعیل آن را در اطراف خانه حرکت میداد تا به محل رکن اسود رسید. ابراهیم به اسماعیل گفت: «ای اسماعیل، سنگی برای من بیاور تا در اینجا بگذارم تا نشانهای برای مردم باشد که طواف خود را از آنجا آغاز کنند.»
پس اسماعیل رفت تا برایش سنگی طلب کند و برگشت و دید که جبرئیل حجرالاسود را برایش آورده است. خداوند متعال، آن سنگ را به کوه ابوقبیس سپرده بود، زمانی که خداوند در زمان نوح زمین را غرق در آب کرد. وقتی جبرئیل سنگ را در جای خود قرار داد، ابراهیم بر روی آن ساخت و در آن زمان از شدت سفیدیاش میدرخشید، به طوری که نور آن به شرق و غرب و شمال و جنوب میتابید. او گفت: نور آن از هر طرف حرم تا انتهای مرزهای آن میتابید. (اخبار مکه ازرقی، ۱/۶۵).
چون زمان بر فرزندان اسماعیل علیه السلام گذشت، ویژگیهای بیتالحرام را تغییر دادند، پس گوشهی بیت را بالا بردند و آن را در کوه ابوقبیس گذاشتند. الیاس بن مضر آن را به جای خود در کعبهی شریف بازگرداند (مرآه الزمان فی تواریخ الاعیان، 3/30).
۴- حجر الاسود در دوران جاهلیت:
قبایل عرب در دوران جاهلیت بر سر سرپرستی خانه خدا (کعبه) اختلاف داشتند. مُضَر آن را تصرف کرد و بنی ایاد به خانه خدا حمله کردند. آنها حجرالاسود را شبانه برداشتند، از ریشه کندند، بر شتری بار کردند و در مکانی پنهان دفن کردند. وقتی مردم مکه از خواب بیدار شدند و آن را نیافتند، بسیار ناراحت شدند. زنی از خزاعه آن را هنگام دفن دیده بود و قوم خود را از این موضوع مطلع کرده بود. در آن زمان، خزاعه از متولیان خانه خدا خواست که از سرپرستی خانه خدا دست بکشند و حجرالاسود را به آنها نشان دهند. آنها این کار را کردند و از آن پس، سرپرستی خانه خدا به خزاعه رسید تا اینکه به عبد مناف رسید. (الروض الأنوف، 2/21).
حجرالاسود در دوران جاهلیت سوزانده شد، زمانی که زنی در زمان قریش برای دودزدایی کعبه رفت و جرقهای به پردههای کعبه برخورد کرد، در نتیجه کعبه سوخت و رکن اسود سوخت و حجرالاسود سیاه شد و کعبه ضعیف شد و همین امر قریش را به تخریب و بازسازی آن تحریک کرد. (اخبار مکه نوشتهی ازرقی، ۱/۶۵)
پس از آتشسوزی، قریش کعبه را بازسازی کرد. قبایل عرب برای جمعآوری سنگ جهت ساخت خانه کعبه گرد هم آمدند. عبدالله بن سائب میگوید: من از جمله کسانی بودم که خانه کعبه را ساختند و سنگی برداشتم، آن را صاف کردم و در کنار خانه کعبه قرار دادم. قریش بر سر محل قرار دادن سنگ اختلاف نظر پیدا کردند، تا جایی که نزدیک بود با شمشیر بین آنها جنگ درگیرد. آنها گفتند: بگذارید اولین کسی که از در وارد میشود، بین شما حکم کند.
سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله وارد شد. در دوران جاهلیت او را «امین» مینامیدند. گفتند: «امین وارد شد» و گفتند: «ای محمد، ما از تو راضی هستیم.» او پارچهای خواست، آن را پهن کرد و سنگ را در آن گذاشت. سپس به این قبیله و آن قبیله، به همه قبایل قریش گفت: «هر مردی از هر قبیلهای از شما گوشهای از پارچه را بگیرد.» پس آن را بلند کردند و رسول خدا صلی الله علیه و آله آن را گرفت و در جای خود قرار داد. (دلائل النبوه: ابو نعیم الاصبهانی، ص 175)
۵- حجر الاسود در تاریخ اسلام:
پس از بعثت ایشان، صلی الله علیه و آله، حجرالاسود جایگاه ویژهای در قلب مسلمانان داشت، زیرا طواف از آن آغاز میشد. پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم و بسیاری از اصحابش آن را بوسیدند. این سنگ جایگاه والای خود را در تاریخ خلفای راشدین حفظ کرد تا اینکه در دوران دولت اموی سوزانده شد. در دوران ابن زبیر، حصین بن نمیر کندی او را محاصره کرد و کعبه سوزانده شد و رکن، یعنی سنگ، سوزانده شد و به سه تکه تقسیم شد. (اخبار مکه، نوشته ازرقی، ۱/۶۶).
وقتی حکومت ابن زبیر برقرار شد و او شروع به ساختن کعبه کرد، دستور داد آن را ویران کنند تا با زمین هموار شود. دیوارهای آن از سنگهای منجنیق کج شده بود و او حجرالاسود را در کنار آن قرار داد. مردم از پشت پایه طواف میکردند و او دیواری دور آن ساخت و سنگ را در داخل آن قرار داد. (الکامل فی التاریخ، ۳/۲۸۶)
در سال ۳۱۵ هجری قمری، قرمطیان وارد خانه خدا (کعبه) شدند، زائران را کشتند و حجر الاسود را از جایش برداشتند و به سرزمینهای خود بردند. در سال ۳۳۹ هجری قمری، مسلمانان پس از ۲۲ سال سرقت آن توسط قرمطیان، حجر را بازیابی کردند و به جای خود بازگرداندند. (تاریخ الطبری، ۱۱/۳۷۱). از آن زمان تاکنون، این سنگ در جای خود باقی مانده و مورد توجه حاکمان و ارادت مسلمانان به آن قرار گرفته است.
نویسنده: استاد رمضان ابوعلی
واحدترجمه: فروغ اندیشه