از هجرت تا صحابت؛ چهار منزل در مسیر انس با قرآن
- فروغ اندیشه
- مقالات تربیتی

نویسنده: حمزه خان بیگی
شکایت پیامبر، زنگ بیدارباش امت
خداوند متعال در آیهای تکاندهنده میفرماید:
«و پیامبر گفت: ای پروردگار من، قوم من این قرآن را رها کردهاند.» (سوره فرقان، آیه ۳۰)
این شکایت، نه از ظلمی مالی است، نه از تجاوزی زمینی، بلکه از هجری معنوی؛
از بیتوجهی به کتابی که برای هدایت نازل شد، از رها کردن چراغی که برای روشنکردن راه انسان آمده بود.
برای رهایی از این شکایت، باید چهار مرحله را طی کرد؛
چهار منزل در مسیر صدیقان، که هر یک، گامی است به سوی نور، فهم، عمل، و رسالت.
مرحله اول: ترک هجرت در تلاوت
نخستین گام، بازگشت به تلاوت قرآن است.
شریعت، برای میزان تلاوت، معیارهایی روشن تعیین کرده است:
• صاحب همت بلند: ختم قرآن در هر ده روز
• صاحب همت متوسط: ختم در هر پانزده روز
• صاحب همت معمولی: ختم در هر ماه، یعنی روزانه یک جزء
اما بسیاری از ما، تنها روز جمعه، یا پیش از نماز، یا هنگام چرخاندن دکمهی رادیو، آیهای را میشنویم.
و اگر از برخی بپرسیم: آخرین پیوندت با قرآن چه زمانی بود؟
پاسخ میدهند: شاید آن زمان که در مدرسه چند آیه برایمان خوانده میشد…
این هجرت، آغاز شکایت است؛ و بازگشت به تلاوت، نخستین گام در رهایی از آن.
مرحله دوم: تلاوت با تدبر
تلاوت، اگر بیتأمل باشد، تنها صوتی است که از حنجره میگذرد.
اما تدبر، آن است که آیات در جان بنشیند، فهمیده شود، و دل را بلرزاند.
تدبر یعنی فهم فرمانها و نهیها، قصهها و دعاها، اندیشهها و امیدها.
و این فهم، خشوع را در دل میکارد؛ همان خشوعی که خداوند فرمود:
«بهراستی رستگار شدند مؤمنان؛ آنان که در نمازهایشان خاشعاند.» (سوره مؤمنون، آیات ۱–۲)
بیتدبر، خشوع از نماز میرود، و نماز به عادتی بیجان بدل میشود.
و پیامبر فرمود:
«از نماز، آنقدر بهرهمند میشوی که از آن فهمیده باشی.»
پس، تلاوت باید با تدبر همراه شود تا هجرت معنوی پایان یابد.
مرحله سوم: فهم عملی و تجسّد قرآنی
قرآن، کتاب عمل است.
آیهای چون:
«و نماز را برپا دارید و زکات را بپردازید.»
نیاز به تفسیر ندارد؛ هر مسلمانی میداند که باید نماز را برپا دارد و زکات را بپردازد.
و آیهای چون:
«این کتابی است که هیچ شکی در آن نیست؛ راهنمایی برای پرهیزکاران.»
دعوتی است به یقین؛
اگر باور کنیم که این کتاب تا قیامت بیتردید است،
آیا ممکن است آن را با مکتبی زمینی و بیسند جایگزین کنیم؟
هرچند شیطانها با هیاهو، کالاهای آتشین خود را تبلیغ کنند…
در این مرحله، جامعه اسلامی به الگویی آرمانی بدل میشود؛
جامعهای چون کندوی زنبور:
نظم، تعاون، طهارت، و تولید خیر
و در آن، منافذ نفوذ شیطان بسته میشود، و بیماریهای اخلاقی رخت برمیبندند.
مرحله چهارم: رسالت جهانی و رحمت انسانی
در ربع پایانی مسیر، باید زاد تازهای برداشت:
زاد رسالت، زاد رحمت، زاد انسانیت.
خداوند فرمود:
«و ما تو را نفرستادیم مگر رحمتی برای جهانیان.»
(سوره انبیاء، آیه ۱۰۷)
آیا رواست که مسلمان، در این رحمت غوطهور باشد،
در حالی که جهان در گرداب فساد و گمراهی دستوپا میزند؟
و او، دستی مهربان دراز نکند تا آنان را به ساحل اسلام،
به ساحل آرامش و نجات، رهنمون شود؟
و پیامبر، شب و روز، او را ندا میدهد:
«هیچیک از شما ایمان کامل ندارد، تا آنگاه که برای برادرش دوست بدارد آنچه را برای خود دوست میدارد.»
و آن «برادر»، کیست؟
او، برادر تو از نسل آدم است؛
برادری در انسانیت، برادری در خلقت، برادری در نیاز به رحمت.
از هجرت تا صحابت
و آنگاه که به این مقام رسیدی، تو و قرآن، دو یار دیرین خواهید بود؛ اگر به قرآن اشاره شود، نام تو در ذهنها نقش میبندد، و اگر از تو یاد شود، قرآن در دلها تداعی میگردد.
و چه نیکو فرمود حضرت عایشه رضیاللهعنها، آنگاه که از خلق پیامبر پرسیدند، گفت:
«اخلاق او قرآن بود.»
آری، اخلاق قرآنی، نهایت این مسیر است؛
و پس از آن، بهشت، پاداشی است که در انتظار اهل این راه نشسته است.
و شاید این مسیر روشن را خداوند چنین توصیف کرده باشد:
«سوگند به عصر، که انسان در زیان است، مگر آنان که ایمان آوردند، و کارهای شایسته کردند، و یکدیگر را به حق سفارش کردند، و یکدیگر را به صبر توصیه نمودند.»
(سوره عصر)
درود خدا بر پیامبر رحمت، محمد مصطفی،
و بر خاندان پاک و یاران وفادارش.
