فایده تحقیق در مورد نشانه‌ها و رویدادهای نادیده آینده

می‌توانیم فوایدی را که از مطالعه‌ی اخبار مربوط به نشانه‌های قیامت و رویدادهای آینده به دست می‌آوریم، در نکات زیر خلاصه کنیم:

۱- ایمان به این اخبار – اگر صحت آنها را تأیید کنیم – جزئی از ایمان به خدا و ایمان به پیامبر اوست، زیرا چگونه ممکن است به خدا و پیامبرش ایمان داشته باشیم و سپس به اخبار آنها ایمان نیاوریم! ( ذلِکَ الْکِتَابُ لاَ رَیْبَ فِیهِ هُدًى لِلْمُتَّقِینَ {2} کسانی که به غیب ایمان می‌آورند ) (بقره) .

۲- وقوع امور غیبی به شیوه‌ای که اخبار نقل شده‌اند، ایمان را تأیید و تقویت می‌کند. مسلمانان در هر عصری شاهد وقوع وقایعی هستند که با آنچه نصوص صادقه نقل کرده‌اند، مطابقت دارد. صحابه شاهد پیروزی رومیان بر ایرانیان بودند، سپس مسلمانان بر ایرانیان و رومیان پیروز شدند و اسلام بر همه ادیان پیروز شد. آنها شاهد تفرقه امت در سالی بودند که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم تصریح کرد و شاهد وقایع بسیاری به شیوه‌ای که نصوص نقل کرده‌اند، بودند. به همین ترتیب، مسلمانان در هر عصری شاهد حوادث و وقایعی هستند که نقل شده‌اند. شکی نیست که این امر تأثیر زیادی در تقویت ایمان مؤمن دارد و این می‌تواند نقطه ورود برای دعوت دیگران به این حقیقتی باشد که از جانب پروردگارمان به ما رسیده است.

۳- تقویت ایمان به روز رستاخیز: قیامت و وحشت‌های آن بخشی از عالم غیب است که خدا و رسولش ما را از آن آگاه کرده‌اند. ایمان به آن از ارکان ایمان است و وقوع حوادث این جهان، آن‌گونه که در نصوص آمده، دلیل روشن و آشکاری بر حقانیت همه اخبار، از جمله اخبار قیامت است و همه آنها از جانب خداوند تبارک و تعالی است.

۴- خداوند پیامبرش را فرستاد تا به سوی خیر هدایت کند و از شر برحذر دارد. پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم، یارانش را به بهترین روشی که باید در حوادث زمانش رعایت کنند، هدایت فرمود.

او در پیشگویی وقایع آینده، به کسانی که از امتش پس از او می‌آمدند، راهنمایی‌هایی در مورد چگونگی رفتار در مورد وقایعی که ممکن است حقیقت از آنها پنهان باشد، ارائه داد. عبدالله بن عمرو بن عاص روایت می‌کند: «ما در سفری با رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) بودیم. در مکانی توقف کردیم و برخی از ما مشغول تعمیر خیمه‌های خود، برخی تیراندازی و برخی در خیمه‌های خود بودند. سپس منادی رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) ندا داد و ما دور او جمع شدیم. او گفت: «هیچ پیامبری پیش از من نبوده است که وظیفه خود نداند که امت خود را به بهترین آنچه برایشان می‌داند هدایت کند و آنها را از بدترین آنچه برایشان می‌داند برحذر دارد. این امت شما در نسل‌های اولیه خود از رفاه برخوردار شده است، اما نسل‌های بعدی آن به آزمایش‌ها و مصائبی مبتلا خواهند شد که شما آنها را ناپسند خواهید یافت. فتنه‌ای فرا خواهد رسید که هر کدام از قبلی سخت‌تر است و مؤمن می‌گوید: «این هلاکت من است!» سپس آن [دشمن] می‌گذرد و فتنه‌ی دیگری فرا می‌رسد و مؤمن می‌گوید: «همین! همین!» پس هر که دوست دارد از آتش جهنم نجات یابد و وارد بهشت شود، باید با ایمان به خدا و روز قیامت بمیرد و با مردم آنگونه رفتار کند که دوست دارد با او رفتار شود. برای او، و هر که با امامی بیعت کند و با او بیعت کند و با دست و میوه‌ی دلش به او امانت دهد، باید تا جایی که می‌تواند از او اطاعت کند. اگر دیگری آمد تا با او به ستیز برخیزد، گردن دیگری را بزنید. (روایت مسلم و متن از اوست، و نسائی، ابن ماجه و احمد) ( 1 ) .

از جمله هدایت‌هایی که تأثیر عمیقی در هدایت مسلمانان به سوی حق داشت، بشارت دادن پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) به عثمان (رضی الله عنه) به بهشت با وجود آزمایش‌هایی که با آن روبرو خواهد شد، و خبر دادن او از کشته شدن عمار توسط گروهی سرکش، و دستور او به ابوذر برای کناره‌گیری از نزاع و نجنگیدن، حتی اگر به قیمت مرگش تمام شود، بود. این معنا را می‌توان از حدیث حذیفه نیز استنباط کرد که از پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) درباره شر می‌پرسید، از ترس اینکه مبادا به او برسد، در حالی که یارانش از او درباره خیر می‌پرسیدند. از همین منبع، پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) مسلمانان را از برداشتن چیزی از کوه طلا که در آخرالزمان با فروکش کردن فرات آشکار می‌شود، منع کرد. او همچنین آنها را از ماهیت واقعی دجال آگاه کرد، شبهاتی را که مطرح می‌کرد توضیح داد و موارد دیگری از این قبیل که پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) از طریق آنها امت خود را به بهترین راه هدایت کرد.

۵- مسلمانان ممکن است در آینده با رویدادهایی مواجه شوند که نیاز به تبیین حکم شرعی اسلامی داشته باشد. اگر مسلمانان به تفسیر خود واگذار شوند، ممکن است اختلاف نظر پیدا کنند و به نتیجه صحیح نرسند. در واقع، تبیین حکم شرعی اسلامی در مورد چنین رویدادهایی ممکن است یک الزام مطلق باشد و عدم انجام آن نقصی خواهد بود که شریعت از آن مبرا است. به عنوان مثال، پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) به ما خبر داد که دجال چهل روز در زمین حضور خواهد داشت که یک روز آن مانند یک سال، روز دیگر مانند یک ماه، روز دیگر مانند یک هفته و بقیه مانند روزهای ما خواهد بود. صحابه از پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) در مورد این روزهای طولانی پرسیدند: آیا نماز یک روز برای هر یک از آنها کافی است؟ پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) پاسخ دادند: «نه، مدت آن را بر این اساس تخمین بزنید.» اگر مردم به تفسیر خود واگذار شوند، خود را به نمازهای پنجگانه روزانه در اوقات معمول خود در روزهای دیگر محدود می‌کنند. رسول خدا صلی الله علیه و آله به ما خبر داد که عیسی پس از نزولش، از یهودیان و مسیحیان جزیه نمی‌پذیرد و از آنها جزیه نمی‌پذیرد و تنها ایمان را می‌پذیرد. این گفته از رسول خدا صلی الله علیه و آله ضروری است، زیرا عیسی بر اساس این قانون حکم خواهد کرد و این قانون شامل پذیرش جزیه از کسانی است که آن را ارائه می‌دهند تا زمان نزول عیسی بن مریم، که در آن زمان جزیه لغو می‌شود و هر کسی که از ایمان امتناع ورزد، کشته می‌شود، حتی اگر جزیه ارائه دهد.

۶- انتظار برای آنچه در آینده اتفاق خواهد افتاد، امری فطری است. انسان در درون خود میل شدیدی به دانستن حقایق و اتفاقاتی که ممکن است برای نسل بشر یا برای ملتی که به آن تعلق دارد یا ممکن است برای او رخ دهد، پیدا می‌کند. از این رو، رهبران و رؤسای جمهور و حتی افراد، برای دانستن آن به جادوگران، پیشگویان و منجمان متوسل می‌شوند. پس خداوند حقیقتی را که در این زمینه کافی، قانع‌کننده و شفابخش است، برایشان آورده است.

ابن خلدون در مقدمه تاریخ خود به این فایده پرداخته و می‌گوید: «بدان که یکی از ویژگی‌های نفوس انسانی، اشتیاق به عواقب امور خود و دانستن آنچه از نظر زندگی و مرگ، خیر و شر، به ویژه وقایع کلی مانند دانستن آنچه از دنیا باقی مانده است و دانستن مدت زمان دولت‌ها یا زوال آنها است، و اشتیاق به این امر، طبیعتی است که انسان‌ها با آن آفریده شده‌اند. از این رو، بسیاری از مردم را می‌بینیم که در خواب آرزوی دانستن این موضوع را دارند.»

اخباری که از کاهنان گرفته تا پادشاهان و مردم عادی در این مورد از آنها کمک می‌گیرند، مشهور است. در شهرها طبقه‌ای از مردم را می‌بینیم که از این طریق امرار معاش می‌کنند، زیرا می‌دانند مردم مشتاق آن هستند. آنها در خیابان‌ها و مغازه‌ها بساط می‌کنند و با کسانی که از آنها در مورد آن سؤال می‌کنند، روبرو می‌شوند. زنان و کودکان شهر و بسیاری از افراد ضعیف‌النفس، صبح و عصر به سراغ آنها می‌آیند و عواقب کارهای خود را در کسب درآمد، مقام، معاشرت، دشمنی و مانند آن، از طریق کشیدن خط روی شن که آن را فال می‌نامند، و کشیدن خط با سنگریزه و دانه که آن را محاسبه می‌نامند، و نگاه کردن در آینه و آب که آن را فال می‌نامند، بررسی می‌کنند. این یکی از منکرات رایج در شهرها است، زیرا در شریعت ثابت شده است که انسان‌ها از غیب محجوب هستند، مگر کسانی که خداوند آن را از جانب خود در خواب یا قدرت به آنها آشکار می‌کند.

شاهزادگان و پادشاهان بیشترین توجه و اشتیاق را به دانستن آینده پادشاهی خود دارند و به همین دلیل دانشمندان توجه قابل توجهی به آن معطوف کرده‌اند. هر ملتی پیشگویی‌های خود را از یک کاهن، منجم یا قدیس در مورد مسائلی مانند پادشاهی که انتظار دارند یا دولتی که در نظر دارند، جنگ‌ها و نبردهایی که برایشان رخ خواهد داد، مدت زمان وجود دولت، تعداد پادشاهانی که خواهد داشت و حتی نام‌های آنها، دارد. چنین مسائلی پیشگویی نامیده می‌شوند.

در میان اعراب، کاهنان و غیبگویانی بودند که مردم در این مورد به آنها مراجعه می‌کردند و آنها آنها را از آنچه که برای اعراب از نظر سلطنت و دولت اتفاق می‌افتاد، آگاه می‌کردند، همانطور که برای شق و سطح در تعبیر خواب ربیعه بن نصر، یکی از پادشاهان یمن، اتفاق افتاد که آنها را از سلطنت حبشه بر کشورشان و سپس بازگشت آن به خودشان و سپس ظهور سلطنت و دولت برای اعراب پس از آن، آگاه کرد.

به همین ترتیب، تعبیر ساتیح از رؤیای موبدان وجود داشت، زمانی که خسرو آن را به همراه عبدالمسیح نزد او فرستاد و او آنها را از ظهور دولت عرب آگاه کرد. به همین ترتیب، در میان قبایل بربر، پیشگویانی وجود داشتند که مشهورترین آنها موسی بن صالح از بنی عفران یا به گفته‌ای از غمرا بود. او سخنانی به سبک شعر در گویش آنها داشت و حاوی پیشگویی‌های زیادی بود که بیشتر آنها در مورد اتفاقاتی بود که برای زناتا از نظر سلطنت و دولت در مغرب رخ می‌داد. این سخنان در میان مردم کوهستان پخش می‌شد و آنها گاهی ادعا می‌کردند که او یک قدیس است و گاهی او یک پیشگو است و برخی از آنها حتی ادعا می‌کردند که او پیامبر است، زیرا تاریخ او از نظر آنها مدت‌ها قبل از هجرت است. و خدا بهتر می‌داند ( 2 ) .

نویسنده: پروفسور دکتر عمر سلیمان الاشتر

واحدترجمه: فروغ اندیشه

پاورقی‌ها
۱ سلسله احادیث معتبر
۲ مقدمه ابن خلدون، ص ۵۸۷.

اشتراک گذاری
فروغ اندیشه وب‌سایت

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *