اگر شاهدان مسجدالاقصی ساکت شوند، چه کسی برای آن شهادت خواهد داد؟
- فروغ اندیشه
- مقالات متفرقه

روز یکشنبه ، ۱۳ سپتامبر ۲۰۲۶، اولین روز تهاجم به فصل طولانی تعطیلات یهودیان ، وضعیت دردناک و خطر رخ داد که تقریباً بخشی از تراژدی ما با الاقصی را خلاصه میکرد: یکی از مقدسترین مساجد مسلمانان مورد هجوم قرار گرفته است و ممکن است در محوطه آن آیینهایی اجرا شود که هدفشان ایجاد یک واقعیت جدید است، اما ملتی که جمعیت آن از دو میلیارد نفر فراتر رفته، تصویر مستقلی از داخل مسجد خود ندارد که آنچه را که در لحظه وقوع در آن اتفاق میافتد، مستند کند!
مسئله اینجا فقط بر سر یک تصویر گمشده نیست؛ بلکه بر سر شاهدی است که قرار است غایب باشد، و حقیقتی که قرار است از یک چشم به جهان برسد: چشم کسی که رویداد را خلق میکند، انتخاب میکند که از چه چیزی فیلم بگیرد، چه زمانی آن را منتشر کند، و چگونه آن را ارائه دهد.
ساکت کردن شاهد بخشی از خلق واقعیت است.
سالهاست که اشغالگران تلاش میکنند تا فضای مستندسازی فلسطینیها از داخل مسجدالاقصی را محدود کنند و کسانی را که در حوزه رسانهای اورشلیم فعالیت میکنند، آزار و اذیت کنند، تا اینکه در ۲۳ فوریه ۲۰۲۶، پنج پلتفرم فلسطینی متخصص در امور اورشلیم: «العاصمه»، «معراج»، «القدس البوصله»، «میدان القدس» و «قدس پلاس» را به بهانه «تحریک» ممنوع کردند و به این ترتیب رسانههای تخصصی اورشلیم در لحظهای که نیاز به آنها خطرناکتر و فوریتر میشد، ضربه بزرگی خوردند.
در اینجا نباید سانسور رسانهای را چیزی جدا از مناقشه بر سر مسجدالاقصی بدانیم. تصرف مکان مستلزم حذف شاهد از آن است و تغییر واقعیت مستلزم تضعیف کسانی است که لحظه تغییر آن را ثبت میکنند. اگر مراحل تحمیل آیینهای جدید به تدریج و به صورت تجمعی انجام شود، پنهان کردن تصویر به عبور بدون سر و صدا از اولین قدم کمک میکند، سپس آنقدر تکرار میشود تا چشمها به آن عادت کنند، سپس روزی فرا میرسد که آنچه یک تخلف تصادفی بود، به بخشی از واقعیتی تبدیل میشود که جهان قرار است به عنوان یک واقعیت تثبیت شده با آن برخورد کند. بنابراین، دوربین بیش از یک دوربین میشود؛ به ابزاری برای حفظ حقیقت، تصویر به سند، بایگانی به خاطره و شاهد به بخشی از سیستم حفاظت از مقدسات تبدیل میشود.
هر کسی که صاحب عکس است، بخشی از داستان را نیز در اختیار دارد.
طنز ماجرا که باید وجدان عربی و اسلامی را بیدار کند این است که تصاویر مسجدالاقصی در لحظهای حساس متوقف میشوند و سپس ما منتظر میمانیم تا محدودیتهای مذهبی که خود متجاوزان به آن پایبند هستند، پایان یابد تا تصاویری از آنچه انجام دادهاند دریافت کنیم!
چه درماندگی بزرگتری از این وجود دارد که منتظر بمانیم تا متجاوز به ما بگوید با اماکن مقدس ما چه کرده است؟ و چه ناکارآمدی عمیقتری از این وجود دارد که سازمانهایی که به مسجد حمله کردند، در لحظاتی خاص به منبع تصویری تبدیل شوند که از طریق آن مسلمانان از آنچه در مسجدشان اتفاق افتاده مطلع میشوند؟
هر کسی که صاحب تصویر است، بخشی از روایت را نیز در اختیار دارد و هر کسی که صاحب روایت است، میتواند از میان حقیقت، آنچه را که در خدمت هدف اوست، انتخاب کند، آنچه را که او را شرمنده میکند پنهان کند و لحظه، زاویه، نظر و مخاطب را انتخاب کند. بنابراین، حاکمیت بر روایت، بخشی از مبارزه بر سر خود مکان است؛ کافی نیست که بگوییم الاقصی مال ماست، در حالی که فضای رسانهای ما قادر به داشتن چشمی مستقل برای نظارت بر آنچه در آن اتفاق میافتد، نیست.
مستندسازی مسجد الاقصی: یک شهادت و یک امانت
در اینجا، موضوع از مرزهای کار روزنامهنگاری فراتر میرود و وارد معنای عمیقتر حقوقی و هدفمند میشود: معنای شهادت. خداوند متعال میفرماید: {و شهادت را کتمان نکنید، زیرا هر که آن را کتمان کند، قلبش گناهکار است} [بقره: ۲۸۳]، و او، متعال، میفرماید: {و شهادت را برای خدا برپا دارید} [طلاق: ۲]. اگر شهادت، در اصل، حفظ حقوق و جلوگیری از ضایع شدن آنهاست، پس مستندسازی آنچه امروز در الاقصی اتفاق میافتد، کارکرد مشابهی دارد: رویداد را از انکار، حقیقت را از تحریف و خاطره را از پاک شدن حفظ میکند و حجت را در برابر افکار عمومی، دادگاهها، نهادهای بینالمللی و تاریخ اقامه میکند.
از منظر اهداف، مستندسازی در خدمت تعدادی از ضرورتها و منافع اصلی است: حفظ دین با محافظت از اماکن مقدس و آیینهای آنها، حفظ حقوق با اثبات نقض حقوق آنها، حفظ حافظه تاریخی از تحریف، و محافظت از خود اورشلیمی در برابر نقض حقوق او در فضایی تاریک و بدون شاهد. بنابراین، یک دوربین صادق در صحن الاقصی میتواند در یک لحظه، شکافی در پاسداری از حقیقت باشد.
یک تصمیم عربی-اسلامی در انتظار اجرا
دردناکتر این است که کشورهای عربی و اسلامی رسماً این شکاف را به رسمیت شناختهاند. در نشست وزرای حمایت از اورشلیم و اماکن مقدس آن که در ۵ آگوست ۲۰۲۶ در عمان برگزار شد، اعلام شد که یک «مکانیسم اقدام نهادی پایدار، از جمله یک پلتفرم رسانهای، برای مستندسازی و افشای تجاوزات اسرائیل علیه اماکن مقدس و نمازگزاران» در برابر سازمانهای بینالمللی و افکار عمومی جهانی راهاندازی خواهد شد و در عین حال حمایت لازم را از آن فراهم میکند. این یک تصمیم مهم است، اما نباید فقط در حد یک بیانیه نهایی باقی بماند.
الاقصی به تریبونی که اعلام کند و سپس ماهها منتظر بماند تا روشنایی روز را ببیند، نیاز ندارد. بلکه به یک اتاق اسناد دائمی نیاز دارد که شبانهروز کار کند، تصاویر و شهادتها را جمعآوری کند، آنها را تأیید کند، در یک بایگانی امن نگهداری کند، بلافاصله آنها را به زبانهای بینالمللی ترجمه کند و به خبرگزاریها، نهادهای حقوق بشر، هیئتهای دیپلماتیک، دادگاهها و سازمانهای بینالمللی تحویل دهد.
این امر به یک شبکه انسانی و حرفهای از روزنامهنگاران، عکاسان، محققان، وکلا، مورخان و متخصصان منابع آزاد نیاز دارد تا در صورت جلوگیری از حضور عکاس، حادثه از بین نرود، در صورت مصادره تلفن، تصویر از بین نرود، در صورت تعطیلی پلتفرم، شهادت از بین نرود و در صورت حذف محتوا، خاطره از بین نرود. این کاری نیست که به تواناییهای فوق بشری نیاز داشته باشد؛ بلکه به ارادهای به بزرگی ارزش الاقصی در عقیده و وجدان ملت نیاز دارد.
مسجدالاقصی را بدون نگهبان نگذارید.
ما درباره پیوندهای موجود در مسجدالاقصی، درباره وظیفه حفاظت از آن و درباره مسئولیت علما، دولتها و مردم در قبال آن زیاد صحبت کردهایم، اما پیوند دیگری نیز وجود دارد که امروزه باید در فقه حمایت از اماکن مقدس گنجانده شود: پیوند کلام، تصویر، سند و خاطره.
مؤسسات رسانهای بزرگ در جهان عرب و اسلام نباید منتظر بمانند تا اخبار مربوط به اورشلیم به آنها برسد؛ بلکه باید برای رسیدن به آن، تولید آن و تأیید آن سرمایهگذاری کنند. دانشگاهها و مراکز تحقیقاتی باید بایگانیهای علمی ایجاد کنند تا روند حملات به مسجدالاقصی را مستند کنند. مؤسسات حقوق بشر باید مطالب رسانهای مستند را به پروندههای حقوقی تبدیل کنند. محققان باید به ملت توضیح دهند که حفاظت از حقیقت در مورد اماکن مقدس بخشی از حفاظت از آنهاست و نبرد بر سر روایت، مسئلهای فرعی در نبرد بر سر مسجدالاقصی نیست.
در مورد تصمیم امان برای ایجاد این پلتفرم رسانهای، باید فوراً به یک نهاد واقعی با بودجه، کارکنان، یک طرح اضطراری و شبکهای از منابع تبدیل شود و آنچه در آن انجام شده است باید به عموم اعلام شود، زیرا نیاز به آن دیگر مربوط به آینده نیست، بلکه در این روزها به شکلی دردناک آشکار شده است.
تراژدی فقط این نیست که به مسجدالاقصی حمله میشود، بلکه این است که به آن حمله میشود و ما آن را نمیبینیم، مناسک در آن اجرا میشود و ما آن را ثبت نمیکنیم، و اینکه دیگری واقعیت جدیدی خلق میکند و سپس خودش منبع تصویری میشود که به واسطه آن میدانیم او چه کرده است!
ملتی که به اماکن مقدس خود توجهی نداشته باشد، در معرض از دست دادن بخشی از توانایی خود برای محافظت از آنها قرار دارد؛ زیرا فقدان شاهد، راه را برای فقدان حقیقت باز میکند و فقدان حقیقت، راه را برای تثبیت وضع موجود هموار میسازد.
بنابراین، شکستن محاصره رسانهای مسجدالاقصی نه یک تجمل روزنامهنگاری است و نه یک جزئیات فنی، بلکه پاسداری از مقدسات، حفظ حق، حفظ یاد و خاطره و ادای شهادت به خدا، مردم و تاریخ است.
مسجدالاقصی را بدون شاهد نگذارید و انتظار نداشته باشید که مهاجمان آن فردا به ما بگویند که امروز در آن چه کردهاند.
نویسنده:پروفسور دکتور عاشور ابوزید
واحد ترجمه: فروغ اندیشه