چگونه به فرزندانمان ارزش موفقیت واقعی را آموزش دهیم؟
- فروغ اندیشه
- مقالات تربیت فرزندان, مقالات خانوادگی, مقالات دعوت و تربیت

ارزش واقعی دستاوردها
یک سوال قدیمی در فلسفه وجود دارد که میگوید: اگر درختی در جنگلی بیفتد و کسی صدایش را نشنود، آیا صدایی ایجاد کرده است؟ اما سوال نسل فرزندان ما امروز سختتر است: اگر من کاری را انجام دهم و کسی آن را نبیند، آیا واقعاً آن را انجام دادهام؟ این تغییر معیار از «چه کار کردی؟» به «چه کسی دید که آن را انجام دادی؟» یک نکتهی جزئی و گذرا در فرهنگ کودکان و نوجوانان نیست، بلکه یک تغییر ساختاری در نحوهی درک انسان نوظهور از خود و ارزشش در جهان است.
شهرت دیگر یک استثنا نیست که فقط تعداد انگشتشماری از افراد بااستعداد یا خوششانس را تحت تأثیر قرار دهد، بلکه به معیاری پنهان تبدیل شده است که هر فعالیتی با آن ارزیابی میشود؛ یک نقاشی با تعداد لایکها سنجیده میشود، نه با لذت بردن از نقاشی، و مهارت ورزشی با پخش کلیپ ویدیویی سنجیده میشود، نه با فایدهاش برای سلامتی و بدن، و حتی دوستی اکنون با تعداد دوستان مشترک سنجیده میشود، نه با صداقت صمیمیت و عمق رابطه.
سوال آموزشی که مطرح میشود این است: چگونه میتوانیم از فرزندانمان در برابر تبدیل شدن تمام زندگیشان به یک نمایش مداوم در مقابل یک مخاطب خیالی محافظت کنیم؟ و چگونه میتوانیم معنای کار واقعی را هنگامی که نامرئی بودن با نیستی برابر میشود، بازیابی کنیم؟
دستاورد حقیقی و تحریف معیار ارزش
قبل از عصر رسانههای اجتماعی، ارزش کار از دو منبع اصلی ناشی میشد:
۱- کمال: این به معنای انجام دادن کار به نحو احسن است، هر چه که باشد، زیرا پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود: «خداوند متعال دوست دارد که وقتی یکی از شما کاری را انجام میدهد، آن را نیکو انجام دهد» و زیرا ایشان صلی الله علیه و آله فرمود: «خداوند در هر چیزی فضیلت را واجب کرده است، پس اگر میکشید، نیکو بکشید و اگر ذبح میکنید، نیکو ذبح کنید و باید هر یک از شما چاقوی خود را تیز کند و حیوان خود را در آسایش قرار دهد».
اگر در مورد قربانی کردن دامها مهربانی لازم است، پس در مورد سایر حیوانات به مراتب بیشتر لازم است.
۲- فایده: همانطور که پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود: «محبوبترین مردم نزد خدا کسی است که برای مردم سودمندتر باشد، و برای من قدم زدن با برادر نیازمندم محبوبتر از آن است که یک ماه در این مسجد – منظور مسجد النبی در مدینه است – گوشهنشینی کنم.» سپس، تلاش برای تکمیل کار و فایدهای که از آن حاصل میشود. بنابراین، منظور از آن شهرت در میان خواص و عموم مردم نیست، بلکه منظور از آن میتواند یکی از دو چیز باشد:
اول: فقط منفعت شخصی: نمونهای از این مورد، طلب علم توسط امام مالک برای خودش است، همانطور که او میگوید: «من علم را فقط برای خودم آموختم.» به همین ترتیب، امام احمد بن حنبل میگوید: «چیزی برای من جذاب بود، بنابراین آن را انجام دادم.»
دوم: طلب خشنودی خداوند متعال به امید پاداش او: این همان چیزی است که خداوند متعال بر زبان مؤمنان جاری میکند: «ما شما را فقط برای رضای خدا اطعام میکنیم و هیچ پاداش و سپاسی از شما نمیخواهیم.» (انسان: ۹ )
آنچه در زمان ما جدید است، تقلیل مورد قبلی به یک منبع واحد است که همان شهرت و برجستگی است، بنابراین استاندارد – که توسط یک شمارنده دیجیتال نشان داده میشود – به تنها منبع موجود برای اثبات همزمان تسلط و سودمندی تبدیل شده است.
نتیجه این است که یک نسل کامل با این باور بزرگ میشود که کار نادیده هیچ ارزشی ندارد و دستاوردی که مستند و منتشر نشود، گویی هرگز اتفاق نیفتاده است. این تغییر خطرناک است زیرا قطبنمای انگیزه را در کودک تغییر میدهد، زیرا روانشناسان آموزشی دهههاست که بین انگیزه ذاتی کودک (یعنی انجام کاری به دلیل داشتن منفعت یا لذت شخصی) و بیرونی (به عنوان پاداش یا قدردانی بیرونی) تمایز قائل شدهاند.
مشکل وجود خود انگیزههای بیرونی نیست، بلکه این است که آنها به تنها منبع انگیزه تبدیل میشوند، به طوری که کودک نمیتواند از عملی که هیچ کس آن را تحسین نکرده است، احساس رضایت کند!
چرا موعظه مستقیم کافی نیست؟
بسیاری از خانوادهها به گفتار مستقیم متوسل میشوند، مثلاً به فرزندانشان میگویند: شهرت بیارزش است، یا به حرف مردم اهمیت نده، مهم این است که با خودت صادق باشی. این گفتار، با وجود اعتبار نظریاش، اغلب به دو دلیل تأثیر واقعی ندارد:
اول: کودک هر روز در محیطی زندگی میکند که عملاً با این گفتمان در تضاد است؛ خود والدین ممکن است از لایکهای پست خود بیشتر از کیفیت کارش راضی باشند، مدرسه گاهی اوقات ظاهر بیرونی را بیشتر از ذات ارج مینهد، و جامعه به طور کلی به کسانی که دیده میشوند بیشتر از کسانی که مهارت دارند اهمیت میدهد. بنابراین وقتی گفتمان با کاربرد عملی در تضاد باشد، کودک همیشه عمل را ترجیح میدهد.
دوم: موعظه صرف، ذهن آگاه را مخاطب قرار میدهد، در حالی که شهرتطلبی در سطح عمیقتری عمل میکند، که همان نیاز واقعی به قدردانی است. این یک نیاز روانی مشروع است که نمیتوان آن را انکار کرد یا با لفاظی از آن گذشت. بنابراین، راه حل، انکار نیاز کودک به قدردانی و تحسین نیست، بلکه هدایت این نیاز به سمت منابعی است که دقیقتر و عمیقتر از یک شمارنده دیجیتال زودگذر هستند.
نکات کاربردی برای حل این معضل و تغییر مسیر تلاشها
۱- تفکیک عمل از مستندات:
یکی از مؤثرترین شیوهها، عادت دادن کودک به انجام کارهایی است که در وهله اول برای انتشار در نظر گرفته نشدهاند؛ مثلاً نقاشیای که در کشوی خانه میماند، یا ورزشی که بدون عکس گرفتن انجام میشود. این جداسازی عمدی بین عمل و مستندسازی آن برای نمایش، تجربه موفقیت خالص را که مشروط به نظر دیگران نیست، به کودک بازمیگرداند و این تجربهای است که برای ایجاد عزت نفس مستقل ضروری است .
۲- تلاش را ستایش کنید، نه نتیجهی قابل مشاهده را:
وقتی والدین به جای تحسین نتیجه نهایی، تفکر کودک و تعداد تلاشهای او برای حل یک مسئله را تحسین میکنند، به کودک میآموزند که ارزش کار در تسلط بر آن نهفته است، نه در میزان تأثیرگذاری آن برای تماشاگران. این همان چیزی است که برخی از محققان آموزشی آن را طرز فکر رشد در مقابل طرز فکر عملکرد مینامند، تمایزی که مطالعات ثابت کردهاند تأثیر عمیقی بر ایجاد انگیزه مداوم دارد.
۳- قرار دادن کودک در معرض الگوهای تسلط خاموش:
برای کودک مهم است که با چشمان خود نمونههای زندهای از افرادی را ببیند که در کار خود مهارت دارند بدون اینکه به دنبال شهرت باشند، مانند صنعتگری که در گوشهای آرام به تکمیل حرفه خود میپردازد، و عالم یا فقیهی که عمر خود را صرف یادگیری کرده بدون اینکه به دنبال پیشتازی در مجامع باشد. این نمونهها، اگر در محیط کودک وجود داشته باشند، از هزار موعظه گویاترند.
۴- به تعویق انداختن دسترسی به پلتفرمهای مقایسه اجتماعی:
هرچه کودک دیرتر در معرض پلتفرمهای ارتباطی مبتنی بر مقایسه قرار گیرد، احتمال تثبیت هویت او قبل از قرار گرفتن در معرض آزمونهای عمومی بیشتر میشود. این به معنای انزوا از فناوری نیست، بلکه به معنای مواجهه تدریجی و آگاهانه است، به طوری که کودک با ایجاد یک پایه درونی محکم وارد این محیط میشود که او را از تبدیل شدن به بازتابی از ارزیابیهای دیگران محافظت میکند.
۵- بحث در مورد مکانیسمهای خود پلتفرمها، نه فقط هشدار در مورد اثرات آنها:
به جای هشدار دادن صرف به کودکان در مورد خطرات شهرت دیجیتال، لازم است مکانیسم اقتصادی پشت این پلتفرمها توضیح داده شود، یعنی توجه کالایی برای فروش است و الگوریتمهای نمایش طوری طراحی شدهاند که نیاز به تعامل بیشتر را تشدید کنند، نه اینکه به منافع کاربر خدمت کنند. این درک تحلیلی به آنها فاصلهای حیاتی میدهد که آنها را از غوطهوری کورکورانه محافظت میکند.
صحبت کردن در مورد بزرگ کردن فرزندان دور از شهرت در زمان ما ممکن است مانند شنا کردن خلاف جریان آب به نظر برسد، و واقعاً هم همینطور است، اما مقاومت در اینجا به معنای انزوای کامل از فناوری نیست، بلکه به این معنی است که والدین از نقش خود در ارائه یک مرجع درونی به کودک آگاه باشند، مرجعی که به اندازه کافی قوی باشد تا در برابر وسوسههای افراد منفینگر مقاومت کند و به اندازه کافی انعطافپذیر باشد تا با زندگی در دنیای دیجیتال اجتنابناپذیر سازگار شود.
والدین باید مراقب باشند که این حس قوی را در فرزندانشان القا کنند که ارزش شخصی آنها با تعداد افرادی که آنها را میبینند سنجیده نمیشود، بلکه با خلوص نیتی که در غیاب دیگران دارند، سنجیده میشود.
نویسنىه: تسنیم عبدالرحمن النمر
واحدترجمه: فروغ اندیشه