انسانساز باش!
- فروغ اندیشه
- مقالات اجتماعی, مقالات انگیزشی, مقالات تربیتی

ذهبی در کتاب «سیر اعلام النبلاء»، خطیب در «تاریخ بغداد» و ابن جوزی در «صفه الصفوه»، روایت کردهاند که فروخ، پدر ربیعه الرأی، برای جهاد بیرون شد، در حالی که ربیعه در رحم مادرش بود، او سی هزار دینار نزد همسرش به امانت گذاشت و پس از بیست و هفت سال به مدینه بازگشت!وقتی به خانه رسید، با نیزهاش در را زد، ربیعه بیرون آمد و گفت: «ای دشمن خدا! بر خانهی من هجوم میآوری؟» فروخ گفت: «این خانهی من است ای دشمن خدا! تو هستی که بر اهل من وارد شدهای!» پس از آن دو درگیری و سر و صدای شدیدی درگرفت.همسرش با نگرانی بیرون آمد و وقتی صحنه را دید، گفت: «ای فروخ، این پسرت ربیعه است و ای ربیعه، این پدرت فروخ است»، پس یکدیگر را در آغوش گرفتند و گریستند و همان کاری را کردند که پدر و پسر در اولین دیدار انجام میدهند.سپس فروخ با همسرش خلوت کرد و به او گفت: «پولی که نزدت گذاشتم بیاور و این چهار هزار دینار را نیز به آن اضافه کن»، همسرش گفت: «من آن پول را دفن کردهام و پس از چند روز برایت بیرون میآورم».روز بعد، ربیعه به مسجد رفت و حلقهی درسش برپا شد، و شاگردانش مانند مالک بن انس، حسن بن زید و دیگر فقیهان آینده مدینه در مقابلش نشستند.همسر فروخ به او گفت: «برو در مسجد نماز بخوان و بر پیامبر خدا ﷺ درود بفرست»، او رفت و ناگهان حلقهی درس پسرش را دید در حالی که مردم در برابرش نشسته بودند، چشمانش باور نمیکرد و از مردم پرسید: این جوان کیست؟ گفتند: این ربیعه پسر فروخ است!با شادمانی به خانه بازگشت و به همسرش گفت: «پسرت را در حالی دیدم که هرگز کسی از اهل علم و فقه را مانند آن ندیدهام!» همسرش گفت: «کدام یک برایت محبوبتر است؟ سی هزار دینار یا آن چه که دیدی؟» گفت: «سوگند به خدا، این چیزی که دیدم محبوبتر است!» همسرش گفت: «من تمام آن پول را برای او خرج کردم»، فروخ گفت: «سوگند به الله متعال که آن را ضایع نکردی!»آموزهها:زیباترین بنایی که میسازیم، «انسان» است و باشکوهترین کاخی که بنا میکنیم، «انسان» است، خداوند پیامبران را نفرستاد و کتابها را نازل نکرد مگر برای ساختن انسان، تا آنان حقیقت خود، حقیقت دنیا و حقیقت آفریدگار بزرگ را که آنان را به وجود آورده است، بفهمند، و هنگامی که این درک برای آنان حاصل شد، به راستی به انسان واقعی و کامل تبدیل میشوند.و غیر از این، انسانیت ناقص، تباهی روانی و پراکندگی ذهنی است که انسان را به دنبال دنیایی میدواند که از او فرار میکند؛ به آن میرسد ولی هرگز به آن دست نمییابد، و وقتی متوجه میشود که در جهت اشتباهی میدوید که صورت فرشته مرگ را ببیند!اشکالی ندارد که خانههای زیبا داشته باشیم، این امری حلال است و باعث آبادانی دنیا و انسجام خانواده میشود؛ اما اولویت اول ما باید «انسان» است.فایده خانهی زیبا چیست وقتی روحها ویران است؟!فایده برجهای سر به فلک کشیده چیست، وقتی روحهای مردم بر زمین میخزند؟!فایده پلهای پیوند دهندهی شهرها چیست، وقتی پیوندهای خویشاوندی گسسته است؟!برای فرزندانتان سرمایهگذاری کنید؛ این سرمایهگذاری ماندگار بوده و نشان دهندهی ادای صحیح امانت است، و فرزندان امانتهاییاند که الله متعال به دست ما سپرده است.
نوشته: ادهم شرقاوی
ترجمه: عبدالخالق احسان