ناگهانی؟!

قلب ناگهان می‌ایستد، بذر ناگهان سر از خاک بیرون می‌کند.
زندگی ناگهان تغییر می‌کند. ستاره ناگهان می‌درخشد. زمین ناگهان شکافته می‌شود. آتش ناگهان روشن یا خاموش می‌گردد. ما ناگهان زیان می‌کنیم و ناگهانی چیزی از دست می‌دهیم؛ و هم‌چنان شکست ناگهان می‌آید و ما ناگهان شکست می‌خوریم.
بله، ناگهان همه‌چیز اتفاق می‌افتد.
بدون مقدمه، بدون نشانه، بدون اشاره و بدون هشدار قبلی؛ اما یک لحظه صبر کن! آیا واقعاً همه‌چیز بدون هشدار قبلی اتفاق می‌افتد؟ آیا همین‌که می‌دانیم همه‌ی امور ناگهانی رخ می‌دهند، خود به مثابه‌ی هشداری از قبل نیست؟! آیا همین‌که کارها به شکل ناگهانی اتفاق می‌افتند و حوادث ناگهانی پیش می‌آیند؟ حتماً می‌دانی؛ اما نمی‌خواهی آن را باور کنی؛ مگر هنگامی که پتک این ناگهان بر تو فرود آید و میان تو و خواسته‌هایت فاصله بیندازد. در واقع همه‌چیز همیشه این‌گونه ناگهانی رخ نمی‌دهد. مقدمه‌ها بسیار و هشدارها بیشتر از آن است؛ نشانه‌ها بر هر چهارراهی نمایان و آوازها با هر نفس در جان طنین‌انداز هستند؛ اما انسان گوشش را بر آن می‌بندد و خود را به نشنیدن می‌زند. چشم خود را به روی آن می‌بندد و دست مهلت و غفلت بر آن می‌گذارد و فراموش می‌کند و با وجود آواز آن هشدار که در عمق جانش نشسته است، کار را به تأخیر می‌اندازد؛ سپس هنگامی که آن امر اتفاق می‌افتد، می‌گوید: «ناگهانی رخ داد.» نه، این‌طور نیست؛ زیرا خداوند عادل جز بعد از هشدار و انذار، دست کسی را نمی‌گیرد و مؤاخذه‌اش نمی‌کند.ما آیات و نشانه‌ها را دیدیم؛ اما باور نکردیم. این فرموده خداوند متعال را خواندیم: {وَجَاءَکُمُ النَّذِیرُ} [فاطر: ۳۷]؛ اما آن را به دلخواه خود هفتاد گونه تعبیر کردیم که هیچ‌کدام از تعابیرمان به حقیقت نزدیک نبود. این آیه را خواندیم: {فَلَمَّا نَسُوا مَا ذُکِّرُوا بِهِ فَتَحْنَا عَلَیْهِمْ أَبْوَابَ کُلِّ شَیْءٍ حَتَّىٰ إِذَا فَرِحُوا بِمَا أُوتُوا أَخَذْنَاهُم بَغْتَهً فَإِذَا هُم مُّبْلِسُونَ} [انعام: ۴۴]؛ و ناگهان ما را حیرت‌زده کرد؛ اما ما چنان‌چه آیه می‌گوید، نمی‌گوییم که به ما یادآوری شد، اما ما فراموش کردیم؛ به ما هشدار داده شد، اما ما بی‌توجهی کردیم؛ دیدیم، اما از آن روی برگرداندیم و هنگامی که درها به روی ما گشوده شد، دام‌های نسیان و فراموشی برایمان گسترده شد؛ پس به نعمت‌های داده شده خوشحال شدیم و از جایگزینی نعمت به جای نقمت و آسانی به جای سختی خرسند گشتیم؛ سپس بعد از این‌همه، امر ناگهانی آمد. در مورد قیامت خواندیم که: {لَا تَأْتِیکُمْ إِلَّا بَغْتَهً} [اعراف: ۱۸۷]؛ اما به وقوع می‌پیوندد و بر سرتان می‌تازد…بنا، ناگهان فرومی‌ریزد؟ اما تو آن را بر اساسی اشتباه بنا نهاده بودی. تو آن را ساختی؛ اما بر اساسی نادرست، پس کجا این امر ناگهانی است؟! ظلم ناگهان به جزای ظلم خویش گرفتار می‌شود؟ اما چه کسی بر او تأسف می‌خورد وقتی خداوند به او مهلت و زمان داده و میان او و گرفت ناگهانی فاصله بوده باشد، اما با آن‌هم او از ستمگری کوتاه نیامده باشد؟ بله، آن‌جا پیش از گرفت ناگهانی، مدت و مهلتی بود که نادیده گرفته شد.همه‌چیز ناگهانی اتفاق می‌افتد به جز امید، که از روزها بلندتر، از عمرها بزرگ‌تر، از دریاها وسیع‌تر، از بادها وزنده‌تر و از باران‌ها فعال‌تر است. سپس در حالی که طول امید ما را فریفته است، می‌گوییم: «اما از همه‌چیز دنیای‌مان ناگهانی گرفته شده‌ایم!» نه، نه چنین نیست، هرگز. گرفت، ناگهانی است؛ اما ناگهانی حیله و فریب. گرفت بعد از غفلت، در حقیقت گرفت ناگهانی نیست؛ اما این غفلت است که به درازا کشیده و انسان را از آن غافل ساخته است.

نوشته: دکتر ایمن العتوم

ترجمه: عبدالرحمن عزام

اشتراک گذاری
فروغ اندیشه وب‌سایت

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *