صلاح الدین … چگونه الگوی رهبر را در فرزندانمان ایجاد کنیم؟!
- فروغ اندیشه
- مقالات تحلیلی, مقالات تربیت فرزندان, مقالات دعوت و تربیت

در روزگاری که جوانان مسلمان و فرزندانشان از بحران کمبود الگو رنج میبرند، مجبور شدهاند کسانی را که واقعاً شایسته الگوبرداری هستند، با الگوهای ساختگی قهرمانیهای دروغین و دستاوردهای ناچیز جایگزین کنند. این الگوها ذهن و قلب آنها را تسخیر کردهاند و خلائی را که دیگران شایستهتر برای پر کردن آن بودند، پر کردهاند.
و چه بسیارند الگوهایی که ملت مسلمان به وجود آورده است! این [الگوها] مانند چشمه ای تمام نشدنی است. از جمله مهمترین این الگوها، فاتح اورشلیم، صلاح الدین ایوبی است که افتخاراتش در کتاب های شرقیان و غربیان ثبت شده است و هیچ یک از آنها در تصدیق عظمت او تردیدی به خود راه نداده اند.
دانته آلیگیری، مشهورترین شاعر ایتالیایی، درباره او گفته است: «من صلاحالدین را به عنوان یک ملت برای خود دیدم.» با وجود همدردی آشکار ابن اثیر با مخالفان سیاسی صلاحالدین، او نتوانست جلوی خود را بگیرد و شمشیر انصاف را از نیام کشید، زمانی که درباره یکی از بزرگترین کسانی که در راه خدا شمشیر کشید صحبت میکرد.
ابن اثیر در کتاب معروف خود «الکامل فی التاریخ» میگوید: «افتخار فتح بیتالمقدس پس از عمر بن خطاب نصیب کسی جز صلاحالدین نشد و همین برای او مایه افتخار و مباهات است.»
او در جای دیگری گفته است: «به طور خلاصه، او در زمان خود نادر بود، سرشار از فضایل و اعمال زیبا، در جهاد علیه کفار بزرگ بود و فتوحات او گواه این امر است.» این علاوه بر چیزی است که مورخ انگلیسی، استنلی لین-پول، در کتاب خود با عنوان «صلاح الدین» آورده است و دکتر علاء النهر، که در این زمینه به خوبی عمل کرده و سرآمد بوده است، آن را به عربی ترجمه کرده است.
از همه موارد فوق، واضح است که یادآوری شخصیتی در قامت صلاحالدین، پیش از آنکه صرفاً آشنایی با وقایع تاریخی باشد، یک ضرورت آموزشی است. در حالی که ما چهرههایی مانند صلاحالدین و محمد فاتح را به خاطر فتوحات بزرگشان به یاد میآوریم، نباید شخصیت آنها را به لحظه فتح تقلیل دهیم. این به معنای کاستن از اهمیت فتح نیست، بلکه تأکید بر فایدهای است که از زندگی آنها میبریم، زیرا چنین چهرههایی سالها با گامهای خستگیناپذیر راه بزرگان را پیمودند تا اینکه در اوج آن تاجگذاری کردند و نام خود را با حروف طلایی در میان نامهایشان جاودانه ساختند.
چگونه یک الگوی رهبر قهرمان در فرزندانمان ایجاد کنیم؟
۱- داستانسرایی و روایت، ابزارهای اصلی تأثیرگذاری هستند:
علوم اعصاب شناختی ثابت میکند که داستانسرایی مؤثرترین وسیله برای شکلدهی به نظام ارزشی یک فرد است؛
محقق جروم برونر در کتاب خود «ذهنهای واقعی، جهانهای ممکن» اشاره میکند که یک فرد جهان را از طریق داستانهای روایی درک میکند، نه از طریق اطلاعات انتزاعی.
بنابراین، ارائه زندگینامه صلاح الدین به سبک روایی جذاب، نه به سبک آموزشی، اولین گام اساسی است.
به طور عملی: قبل از خواب کنار پسرتان بنشینید و یک واقعه از زندگی صلاح الدین را برایش تعریف کنید، نه به عنوان یک درس، بلکه به عنوان یک داستان مشترک، سپس از او بپرسید: به نظر تو صلاح الدین چه کرد؟ قبل از اینکه به او بگویید چه کرد.
یکی از کتابهای مناسب برای کودکان که شرح حال او را بیان میکند، کتاب «صلاحالدین، شاهزاده بزرگوار اسلام» است که متأسفانه به عربی ترجمه نشده است، اگرچه کتابهایی در کتابخانه عربی وجود دارد که اگر خواننده در روایت وقایع آن برای کودکان مهارت داشته باشد، میتواند جایگزین آن شود.
۲- تأثیر الگوها:
تحقیقات آلبرت بندورا در نظریه یادگیری اجتماعی نشان میدهد که کودکان ارزشهای اخلاقی و انسانی خوب را بیشتر از طریق مشاهده و تقلید میآموزند تا از طریق آموزش. اگر میخواهید فرزندتان نماز بخواند، بگذارید پدرش را در حال نماز خواندن در وقت نماز، در هر شرایطی، ببیند. اگر میخواهید به او وفا به عهد را بیاموزید، بگذارید پدرش را در حال وفا به عهدش، حتی در مسائل کوچک، ببیند.
۳- رسانههای اجتماعی:
امروزه، کودک مسلمان روزانه ساعتها بدون هیچ نظارتی میگذراند، که بخش قابل توجهی از شخصیت و هویت او را تشکیل میدهد. دور از ذهن نیست که بگوییم این کار ارزشهای او را، به ویژه در غیاب نقش آموزشی خانواده، از نو برنامهریزی میکند. اگر قرار باشد به طور کامل از این ابزارها دور بمانیم، حتی اگر فقط برای مدتی، پاسخ آسانتر از آن چیزی است که به نظر میرسد. کشورهایی مانند سوئد و استرالیا پیش از این شروع به درک این موضوع کردهاند، اگرچه این درک دیرهنگام است، پس از آنکه تعداد قابل توجهی از فرزندانشان جان خود را در اثر آزار و اذیت سایبری و ضعف اعتماد به نفس ناشی از مقایسههای تحریفشده در آن برنامهها از دست دادند.
گرچه خودداری کامل، پیشنهادی غیرقابل قبول است، اما مداخلهای هوشمندانه نیز در این زمینه وجود دارد. اما سپردن رهبری کودک به کسانی که خویشاوند او نیستند و رها کردن او به حال خود به بهانهی آزاد بودن، آزادیای است که در آیندهای نه چندان دور، محصول آن تلخ خواهد بود.
گامهای عملی پیشنهادی برای والدین و مربیان
میتوان مسیرهای آموزشی مشابه این مسیر ایجاد کرد، به طوری که هر مسیر سبکی متناسب با سن و مهارتهای کودک و هدفی داشته باشد که در پایان به آن برسد.
مرحله اول (۵ تا ۹ سال): بذر داستان:
داستانهای تاریخی را با سبکی جذاب روایت کنید و صلاحالدین را به عنوان یک انسان واقعی معرفی کنید، نه یک افسانه که ذهنها نمیتوانند آن را درک کنند و به آن برسند. حتماً روی ویژگیهای خاصی که میخواهید از طریق این روایت در فرزندتان القا کنید، تمرکز کنید. به عنوان مثال، دو ویژگی مانند صداقت و شجاعت را انتخاب کنید و اجازه دهید فرزندتان احساسات خود را در مورد آنچه شنیده است از طریق نقاشی، بازی، صحبت کردن یا نوشتن بیان کند.
مرحله دوم (۱۰ تا ۱۴ سال): هویتسازی:
منابع اولیه سادهشده را در اختیارش قرار دهید و در این سن، یک فهرست مطالعه ماهانه برایش تهیه کنید و مثلاً هر هفته درباره محتوای آن بحث کنید. با توجه به تصمیمات صلاحالدین و آنچه که بهطورکلی خوانده است، با نوجوان درباره موقعیتهای زندگی معاصرش صحبت کنید. او را وادار به خواندن، خلاصه کردن و پرسیدن سوال کنید. مهمتر از همه، بگذارید همه اینها را به آنچه میبیند و میشنود ربط دهد تا احساس نکند آنچه میخواند با آنچه در زندگی روزمره یا مدرسهاش تجربه میکند، فاصله زیادی دارد.
مرحله سوم (۱۵ سال به بالا): مرحله درک انتقادی
شکی نیست که شخصیت مرد جوان در این سن شروع به شکلگیری کرده است و زمان آن رسیده است که شخصیت او در موقعیتهای روزمره زندگی ظاهر شود، موقعیتهایی که بیشتر آنها را قبل از این مرحله تحت مراقبت شما گذرانده است. اگر در گذشته خوب عمل کردهاید، قبل از اینکه برای پسرتان خوب عمل کنید، برای خودتان خوب عمل کردهاید و اگر اشتباه کردهاید، علیه هر دوی شماست، زیرا بزرگ کردن فرزندان بازی پسران نیست.
هر مربی باید بداند که وقتی بذر خوبی را در قلب فرزندش میکارد، وقتی شکوفا شود، اولین کسی خواهد بود که از سایه آن بهرهمند میشود. و اگر خداوند متعال فرزندش را در امور مهم موفق کند، ممکن است یک ملت برای دههها از درخت او بهرهمند شود. او نباید این موضوع را در ذهن خود آنقدر بزرگ کند که مانع از انجام آن شود. زیرا اگرچه صلاحالدین ارتش خود را رهبری میکرد، اما مردانی بودند که بر کفار سختگیر و با یکدیگر مهربان بودند. این مردان تمام ملت هستند. بنابراین، این بدان معنا نیست که هر کودکی که برای مانند صلاحالدین آفریده نشده است، از ایفای نقش خود در خدمت به دینش محروم شود.
مربی باید بداند که در پروژهای بسیار بزرگتر از خانه و خانوادهاش شرکت میکند، یعنی پروژهی ساختن یک مسلمان فعال که منفعل نباشد و کسی به او اهمیت ندهد، و این جبههای است که هر پدر مسلمان و هر مادر مسلمان در آن ایستاده است.
نویسنده: تسنیم عبدالرحمن النمر
واحد ترجمه فروغ اندیشه