فرزندان ما، ساختوساز ما هستند


در میان این زندگی شتابزده و پرالتهاب، بسیاری از ما نگران آینده فرزندانمان هستیم؛ نگران چنگالهای بیرحم زندگی که گلویمان را میفشارد. در این میان، هر پدری بهعنوان مسئول و راهنمای خانواده، مشتاق است فرزندانش را بهگونهای تربیت کند که نهتنها زنده بمانند، بلکه مسیرهای موفقیت را بیابند. از همین رو، والدین دلسوز در آموزش و پرورش فرزندان خود شتاب میکنند و آنان را در مدارس و حلقههای حفظ قرآن ثبتنام مینمایند؛ چرا که هر پدری میکوشد در وجود پسرش، شخصیت نسل آینده را بسازد.
این نسل باید بتواند با چالشهای سخت زندگیِ پیش رو مقابله کند. در این مسیر، پدر و مادر در یک خط متقاطع (همراستا) برای ساختن این نسل تلاش میکنند و ضلع سوم این مثلثِ یکپارچه، معلمی صادق است؛ کسی که در تربیت شاگردانش از خدا میترسد و به خداوند متعال وفادار است. تا زمانی که وجدانها بیدار باشد و قلبها با ایمان و اخلاص بتپد، نیکی در امت و کشور ما گسترش خواهد یافت؛ کشوری که خداوند آن را برای هدایت و رهبری برگزیده است.
برای تداوم این مسیر، باید در تمام اعمال خود و در مواجهه با امانتهای الهی (فرزندانمان)، خداترس باشیم. ما وظیفه داریم:
نقشه رسیدن به قله را برای آنان ترسیم کنیم.
آنها را بهسوی شکوه و برتری هدایت نماییم.
استعدادهایشان را شکوفا و بذر جاهطلبی مثبت را در دلشان بکاریم.
دست افراد ناتوان و تنبل را بگیریم تا به تکاپو بیفتند.
ما باید رشد شناختی، رفتاری، عاطفی و اخلاقی آنان را در داخل و خارج از مدرسه زیر نظر بگیریم و آموزشهایشان را بررسی کنیم تا بتوانند آموختههای خود را در زندگی عملی به کار بندند. هدف ما ساختن نسلی است که قلعههای استوار دین و وطن باشند؛ نسلی که با پیشرفتها همگام شود و با دانش و برتری خود بر مشکلات غلبه کند.
این هدف، نه چندان آسان است و نه غیرممکن؛ تنها نیازمند عزمی راسخ برای ساختن فرزندانمان است، چرا که فرزندان ما، سازندگان آینده ما هستند. کودکان ما بر اساس الگوهای رفتاری پدرانشان رشد میکنند. پس بیایید این سوال را همواره از خود بپرسیم: «آن زمان که سرپرست و راهنمای فرزندانتان بودید، چه توشهای برای زندگی به آنها بخشیدید؟»
نویسنده: دکتر محمد ابوالیزید
واحد ترجمه فروغ اندیشه